• photo ۲۰۱۸-۰۳-۲۶ ۲۱-۵۵-۲۳
  • photo ۲۰۱۸-۰۳-۲۶ ۲۱-۵۴-۲۴
پرینت

صعود قله آبک زمستان 94

صعود به قله ی آبک ، گروه سلام همنورد
در روز جمعه مورخ 15.12.94

موقعیت جغرافیایی ِ قله آبک : در بخش مرکزی رشته کوه البرز در نزدیکی شهر فشم(جنوب)، شهر میگون(جنوب غربی)، روستای روته(جنوب شرقی)، شمشک(شمال غربی) واقع شده
و از هر چهار مسیر میتوان به آبک صعود کرد

صعود از جبهه ی جنوب غربی(میگون) انتخاب گروه ِ ما

طبق قرار قبلی در ساعت پنج و سی دقیقه ی صبح در میدان فردوسی جمع شدیم
به علت تأخیر یکی از اعضای گروه ساعت شش و ده دقیقه حرکت کردیم
طی مسیر دیگر همگروهان به ما میپیوستند
ساعت هفت و سی دقیقه به میگون رسیدیم بعد از توقفی کوتاه
به سمت محل شروع برنامه ی اصلی یعنی صعود به قله ی آبک رسیدیم
ماشین ها را پارک کردیم

در ساعت  هشت و سی دقیقه بعد از تکمیل پوشش و محکم کردن بندهای کفش و کوله ها حرکت چهارده نفره ی گروه سلام همنورد آغاز شد

حرکت ابتدایی در حاشیه ی رودخانه بود
شنیدن صدای جریان آب و آواز کبک ها زیباترین صدای این بخش از مسیر محسوب میشد
ساعت نه و سی دقیقه بعد از پشت سر گذاشتن بخشی از مسیر و با چشم اندازی از شهر میگون توقف کردیم و صبحانه خوردیم
و بعد از حدود ده تا پانزده دقیقه حرکت شروع شد

در ساعت سیزده و پانزده دقیقه بعد از پشت سر گذاشتن مسیر با شرایط دست به سنگ ، برف و شن در ارتفاع حدوداً 2800 متری از سطح دریا توقف کردیم
اعضا استراحت کردند
گروهی تصمیم به توقف گرفتند
و حرکت و طی کردن باقی ِ مسیر برای نه نفر ِ دیگر آغاز شد
مسیر برفی ، دست به سنگ و شن و گل بود
توقف نداشتیم
حرکت آهسته بود
پیش از ساعت پانزده به قله در ارتفاع 3488 متر از سطح دریا رسیدیم
از قله ی آبک قلل زیادی قابل دیدن است ، قله ی کلون بستک، سرکچال، مهرچال، خط الراٌس توچال (شمالی) ، قله روته ، قله سیچال و
زیباترین و شاخصترین  قله ی دماوند است که با فرم و زیبایی منحصربه فرد ِ خودش خودنمایی میکند
تا ساعت پانزده و ده دقیقه آخرین عکسهای یادگاری را گرفتیم
و فرود از این قله ی زیبا آغاز شد
به جز قسمت هایی مسیر فرود با مسیر صعود یکسان بود
در ساعت 16:30 به اعضای منتظر رسیدیم

حرکت به کندی انجام میشد تقریباً نیم ساعت با شهر فاصله داشتیم که صدای اذان مغرب را شنیدیم نور رفت و حرکت در تاریکی هم به برنامه ی این روزمان اضافه شد
برای بعضی از اعضا که اولین بار حرکت در شب را تجربه میکردند(و من) تجربه ی جالب و هیجان انگیزی بود که از اساتید اعتماد به نفس میگرفتیم
و در ساعت 19:00 پای ماشین ها رسیدیم 
شروع و پایان صعود برای بعضی از اعضا به سختی انجام شد
اما همه و همه اش برایمان تجربه بود و خاطره ای شیرین شد برای آینده

.

صعود به قله ی آبک ، گروه سلام همنورد ، به سرپرستی استاد مجید دلنوا و سرقدم استاد حمید شاه بنده

تهیه گزارش : خانم عباسی

01

صرف صبحانه ابتدای برنامه

02

آغاز حرکت بعد از پارک ماسین ها

03

04

05

06

استراحت بین برنامه

07

ادامه برنامه در مسیرهای صخره ای

08

09

010

011

قله آبک با پس زمینه قله سرکچال سمت راست ، قله کلون بستک در وسط و قله سیچال سمت چپ

پرینت

صعود به پناهگاه پلنگ چال

من هستم و کوه و زمزمه ای جاویدان که مانده است از پیشکسوت آن؛ما مثل کوهستانیم نه به آمدنهادل خوشیم و نه به رفتنها دل نگران.پای بر زمین داریم و چشم بر آسمان،چون مهاجریم و نه مسافر و سنگها با خستگی ها، خنده ها و فریادهای ما صبوری می کنند، آنگاه که مامن ما میشوند و آسایشگاه مان

القصه......

برنامه این هفته گروه صمیمی سلام همنورد صعود به پناهگاه پلنگچال

وعده گاهمان ساعت 6:30 میدان درکه.

تو این دوره و زمونه که معروفه به دنیای دیجیتال و اینترنت و شبکه های اجتماعی دیگه قرار و هماهنگی واقعا جلوه دیگه ای گرفته.مسیرها دسترسی معرفی میشه، در مورد موقعیت مکان و جذابیتهاش صحبت میشه و الی هذا. دیگه الان می دونستیم از بچه های گروه چه کسایی قراره همنورد و هم قدممون بشن. ی تعدادی رو می شناختم و ی تعدادی هم تازه قرار بود باهاشون دیدار کنم و آشنا بشم.

ساعتم با آخم گذشتن از ساعت مقرر رو یاد آوری می کرد.

 

بچه ها تو ایستگاه میدون درکه سنگینی کوله هاشون رو به دوش صندلی ایستگاه سپرده بودن و خودشون با آسودگی باهم گپ و گفت رو شروع کرده بودن.یکی، وا از بچه ها بعد از مدتها تو برنامه شرکت کرده بودن به خاطر این بعد از دیدار مجدد در کوه کلی ذوق زده و خوشحال بودن.

تاخیرم کار خودش رو کرد، گزارش نویسی برنامه افتاد گردن من و چه جریمه شیرینی، البته اگر جریمه به حساب بیاد.

شمارش تعداد همنوردا به 14 رسیده بود که پیشکسوت گروه جناب آقای تحیری گروه رو به سمت مقصد به حرکت راهنمایی کردن.

در مسیر غیر از صدای خروش رود پر آب دره درکه بر روی سنگها سخت مسیر فریادها و عبارات شیرین و گاه و بیگاه دلچسب آقای تحیری شادابی رو نتها برای گروه بلکه برای سایر همراهان غیر گروه و هم مسیر به ارمغان می آورد.

001

ثبت خاطرات و خطرات در هر مسیری همیشه جذاب بوده حال اگر این عمل در مکانی پر از زیبایی باشه و مسیر سبک و گام ها آرام، وسوسه شیرین گرفتن عکس دو چندان . به پیشنهاد یکی از دوستان و موافقت سرپرست در کنار رود و آبشار عکسهای جمعی و تکی بود که گرفته میشد.

002

یکی از راه های سبک کردن حجم و وزن کوله ، شده خورده صبحونه حالا اگر این تناول در یک فضای دل باز و زیبا و همراه با یک موسیقی ملایم باشه، لذت میشه دو چندان اما، امان از دست زمان و چرخشهای آن. اما باید رفت و دل جان به مسیر سپرد.

003

004

 

005

 

آب شده بود راهنما و سلام احوال پرسی و دیدن چهره های خندان کوهنوردانی که در حال برگشت بودن، انرژی راه. این شد که حوالی ساعت 11 رسیدیم به پناهگاه.

006

بعد از قرار در پناهگاه و مناجات با یگانه آفریننده خوبها و زیبای ها به سمت ایستگاه ستاد اطلاع رسانی و پیشگیری از حوادث کوهستان که در اون روز توسط اعضاء گروه مدیریت می شد راهی شدیم و سفره نهار رو در کنار جناب آقای علیزاده بزرگوار که در محل ستاد مستقر بودن راهی شدیم.

007

پس از نهار آقای علیزاده نکاتی مفیدی رو از کوهپیمایی به ویژه شناخت یال، خط الرأس، کفش مناسب ، کوله و چیدمان آن و در نهایت آموزش چند گره پر کاربرد و در نهایت حمل انفرادی مصدوم رو برامون یادآوری نمودند.

008

009

 

0010

 

هر فرازی رو فرودی در پیشه ولی برخی از فرود ها پر از لذت و تجربه.ساعت از 15 رد شده بود که همه جهت فرود آماده شدیم و اینبار آقای کریمی ( یوسف ) میدان دار شعر خونی شده بودند و به فضای برگشت حال و هوایی داده بودند.

0012

راستی ی خدا قوت جانانه به ثبت کنندگان وقایع به ویژه آقای بختیاری که با فداکاری لحظات شیرین برنامه رو ثبت کردند.

0013

دیگه خورشید نقاب قرمز فام خودش رو به صورت کشیده بود و آسمون رخت تاریکی داشتن به تن می کرد که ما در میدان درکه و ایستگاه بودم.

0014

نگارنده : خانم رجبی

پرینت

گزارش صعود قله تالون 1394

14

اگر چه در آخرین ماه زمستان به سر می‌بریم اما بر خلاف آنچه از سوز و سرمای این فصل در ذهنمان نقش بسته است، برای روزی که قرار بود با گروه «سلام همنورد» به قله 3300 متری «تالون» صعود داشته باشیم هوا بسیار عالی و به قول کوهنوردان پیشکسوت «هوا؛ هوای کوه و صعود بود.»

شهر تهران از شمال شرق تا شمال غرب دارای دامنه و قله‌های متعدد و متنوع کوهنوردی است. همین تنوع و کثرت زیبایی‌ها موجب شده است که مسیرهای صعود این قله‌ها نه تنها در ایران بلکه در دنیا جزو پر تردد‌ترین مسیرهای کوهنوردی معرفی شوند. اما آنچه که درباره این قله‌ها و مناطق کوهستانی در تهران باید به آن توجه داشته باشیم این است که استقبال خوب کوهنوردان از این مناطق موجب شده است تا بکر بودن و زیبایی خودشان را مقداری از دست بدهند.

برای همین تجربه صعودهایی که در مناطق دست نخورده و بکر، که هنوز مسیر رفت و آمدش پاکوب نشده است و اگر هم پاکوب شده به باریکی عرض بدن یک کوهنورد است بسیار دلنشین و به یاد ماندنی خواهد بود. معمولا قله و کوه‌هایی که در شمال غربی رشته کوه البرز مرکزی قرار دارند بیشتر داری چنین ویژگی‌ای هستند و از غلظت آلایندگی هوای کمتری هم برخورداند. برای همین در روزهایی که تراکم آلاینده‌های هوا ممکن است بالا باشد، کوهنوردی در این جغرافیا از شهر تهران ضرر کمتری برای دوستاران و ماجراجویان طبیعت خواهد داشت.

نکته حائز اهمیت این است که بر اساس مشاهدات گروه می‌توان این چنین ارزیابی کرد که منطقه و محیط زیست زیبا و خوش‌ آب و هوای کوهستانی امام زاده داود و کَن که در شمال غربی تهران قراردارند، زمانی که کار پروژه جاده‌کشی آزاد راه تهران - شمال به انتها برسد قربانی جاده کشی خواهد شد. اکنون نیز در راه رسیدن به این مناطق به دلیل کار ماشین آلات سنگین راه سازی بر پیکره کوهستان امام زاده داود به شدت خراش افتاده است و صدای خرد شدن این کوهستان در حین کوهنوردی به گوش می‌رسد.

روز جمعه 30 بهمن ماه 94، همنوردان گروه علاوه تأمین «ویتامین کوه»، به واسطه سفری که «مجید دلنوا» سرپرست گروه به زاهدان کرده بود با چهار گونه میوه استوایی نیز آشنا شدند؛ میوه‌هایی که به واسطه شکل و شمایل عجیبشان تا آن زمان هیچ یک از دوستان مزه آن را زیر دندانشان تجربه نکرده بودند. ویتامین کوه در گفتار مو سفید‌های گروه در حقیقت استعاره‌ای بود از لذتی که کوهنوردی به آنها می داد.

میوه کاکتوس، زیتون، نوعی ازگیل و میوه دیگری که اسمش را از روی ظاهرش «ستاره‌ای» نامیدیم. سوغاتی‌های خوراکی دلنوا بودند که در «امام زاده عقیل» منطقه «کن» پس از خوردن صبحانه به سراغشان رفتیم.

میوه کاکتوس رنگ قرمز و دانه‌هایی شبیه انار داشت و مزه‌اش بیشتر به شاه توت می‌خورد. زیتون هم بلاشک در نگاه اول هرکسی آن را که می‌دید گمان می‌کرد همان طحفه نطز یعنی گلابی باشد اما این چنین نبود و پس از جویدن هم با طعمی ناشناخته روبه رو شدیم. این گونه از زیتون بافتی بادمجانی و نرم داشت که مزه‌اش کاملا جدید بود. میوه ستاره‌ای هم سبز رنگ و سطح مقطعی مانند ستاره دریایی داشت و طعمش هم با ریواس یکی بود. در کل مجموعه‌ای مزه‌های ترش و ملس را می‌شد در این میوه‌ها چشید.

برنامه کلی صعود به قله تالون این گونه چیده شده بود که همه دوستان و همنوردان رأس ساعت 5 و 30 دقیقه صبح در میدان فردوسی به یکدیگر بپیوندند تا از آنجا به سمت جاده امامزاده داود حرکت را آغاز کنند. اما پیوستن اعضای گروه حدود 45 دقیقه حرکت را به تأخیر انداخت. برای همین ساعت 6 و 15 دقیقه مینی‌بوس تهیه شده برای دوستان حرکت خود را از میدان فردوسی به سمت جاده امازاده داود آغاز کرد.

پس خوردن صبحانه و میوه‌هایی که اشاره شد، ساعت هشت و 30 دقیقه اعضای سلام همنورد بند پوتین‌ها را محکم و باتوم‌هایشان را برای صعود سایز کردند و پس از آن ستون کشیِ 20 نفره، خود را انجام دادند و سرقدم به راه افتاد.

در کوه نوردی بی‌شک نصف اراده کوهنوردان به داشتن همنوردانی بستگی دارد که پیش از آنکه به اختیار خودشان گام بردارند با آهنگی سرشار از نظم و پیوستگی، برای رسیدن به قله هم قدم با دوستانشان باشند و به پای آن‌ها راه بروند. شاید همین اصل است که این ورزش مواردی اخلاقی همچون مدارا، صبر و حوصله را در وجود کوهنوردان نهادینه می‌کند و همین مؤلفه‌ها نیز به مدد انسان در زندگی می‌آیند تا برایشان طهارت نفس، روان و سلامت جسم را به ارمغان بیاورند. اینگونه است که در کوهنوردی انحلال کامل فردیت و منیت در جمع را می‌آموزیم. این مسأله به تنهایی خودش نمودی از عبارت «ایثار» است.

همواره در طی فرایند فراز و فرود به یک قله، کوهنوردان ایست دارند یا به حرکت ادامه می‌دهند. اعضای سلام همنورد نیز تابع این قائده بودند و در صعود به قله تالون پاورچین پاورچین از سینه کش کوه بالا رفتند تا اینکه به خط رأس رسیدند. البته این رسیدن و پیمایش مسیر با یک شگفتی همراه بود.

در کوهنوردی اگر برای نخستین بار بخواهی در مسیری قدم بگذاری که قبل از آن برایش پیش فرض و چارچوب دیداری در نظر نگرفته باشی، همواره این پرسش برایت مطرح است که پشت این یال پس از آنکه بر خط رأس قرار گرفتم چه منظره‌ای به استقبالم خواهد آمد و میزبان چشم‌هایم خواهد شد. در صعود به تالون نیز با ایستادن بر یالی که امتدادش در راستای شمال به قله ختم می‌شد اعضای گروه منظره‌ای پر شکوهِ سپید فام با رگه‌های مشکی و دارچینی از کوه‌های خشن و قله‌های عظیمی مشاهده کردند که همه را مسحور و فریفته کرد. از همین رو برای نظاره کردن، لذت بردن از این تجلی قدرت خداوند و جاویدان ساختنش در قاب تصویر گوشی و دوربین‌های عکاسیشان، اندکی ادامه پیمایش را به تعویق انداختند.

با توجه به هدفی که از پیش برایش برنامه‌ریزی کرده بودیم، فرصت برای اینکه بخواهیم زمان بیشتری از تماشای زیبایی‌ها لذت ببریم نبود. کوهنوردی می‌آموزد اگر ایستادن بر فراز قله‌ای به یک آرمان تبدیل شده است؛ بنابراین نباید آن را با سوداهای این چنین زیبا خرابش کرد یا به زمان دگیر موکولش کنیم.

بنابراین اعضای گروه با مدیریت پیشکسوتان گروه مجدد ستون را ایجاد کردند و در حالی که وزش باد نسبتا شدید و سوز داشت به سوی قله به راه افتادند. البته بخشی از لبه سینه کش یال به دلیل نسار بودن و در سایه قرار گرفتن، از برف خشک و پودری پوشیده شده بود. برای همین مقداری از راه را در برف گام برداشتیم تا به محدوده‌ای که تیزی آفتاب و گرمیش زمین را خشک کرده بود رسیدیم. در آن‌جا گویا شکارچیان برای شکار «کپک» از گلوله‌های شکاری استفاده کرده بودند چرا که پوکه یک گلوله در منطقه باقی مانده بود.

چیزی تا قله نمانده بود که به پیشنهاد دوستان با تجربه، تعدادی از اعضای گروه کوله‌های سنگینشان را به تخته سنگی تکیه دادند تا سبک بار باشند که با برداشتن وسایل ضروری زودتر به قله برسند. از این نقطه تا قله چیزی حدود 300 متر فاصله باقی مانده بود که کمتر از 20 دقیقه پیموده شد و اعضای گروه ساعت 11 و نیم بر فراز قله ایستادند.

بر اساس عهدی که اعضای سلام همنورد داشتند گویا شرط ادب و مهمانوازی و ایستادن بر قله حکم می‌کرد که در بالاترین نقطه که همزمان نزدیکترین موقعیت به خداوند نیز محسوب می‌شود برای فرج صاحب عصر مهدی موعود (عج) دعا کنند. همچنین در میان همنوردانمان کسانی بودند که برای تیمار روحشان و پیشگیری از تکبر و به شکرانه سلامت جسمشان در قله تالون به پیشگاه خداوند خالق سجده کردند.

سپس به نشانه اینکه صعود با موفقیت انجام شده است به تعداد اعضای گروه در قله سنگ‌هایی روی هم چیده شد. در قله نیز همنوردان چند دقیقه‌ای مشغول ثبت تصاویر یادگاری شدند و پس از آن به سمت دیواره غربی قله آمدیم و مقداری نوشیدنی و خوراکی را برای بازیابی توانمان خوردیم.

یکی از نکات جالب در این کوهپیمایی همراهی تصادفی با دکتر «اسماعیل وطن‌نژاد» بود او که بیش از 60 سال سن داشت و دانش‌آموخته شیمی و محقق گیاه شناسی بود اعتقاد داشت به تعداد موهای سفیدش می‌تواند از کوه، طبیعت و خاصیت گونه‌های گیاهی موجود در طبیعت سخن بگوید. برای همین در طول مسیر به تشریح خاصیت دارویی گونه‌های گیاهی موجود در این کوهستان از جمله کنگر، گون، کاسنی، گَجَنی، تلخه، ماهور، شیر خشت و گلسنگ پرداخت.

پس از آن ساعت 12 راه بازگشت را پیش گرفتیم در راه دوستان کوله‌های خود را برداشتند. برنامه برای بازگشت این گونه بود که تا یالی که زیبایی خاصی داشت به سمت روستای «سنگون» تغییر مسیر بدهیم. بیشتر راه جنس خاکش نرم بود که به تعبیر کوهنوردان «شن‌اسکی» نامیده می شود. همین موضوع پایین آمدن را آسان کرده بود. در میانه راه همزمان با وقت شرعی ظهر، علی کریمی (یوسف) با صوتی زیبا و دلنشین اذان گفت.

ساعت یک بعد از شهر بود که به روستای سنگون رسیدیم. در آنجا گروه با حضور در مسجدی نماز جماعت ظهر و عصر را اقامه کردند و با پایان یافتن نماز هریک از کوهنوردان سفره‌های خود را گشودند و در دسته‌های سه تا پنج نفره وعده ناهار خود را خوردند.

پس از آن دیگر نوبت به بازگشت بود. گویا گروه سلام همنورد از اینکه در روشنی روز برنامه‌شان خاتمه یافته است متعجب بودند چرا که در روایت خاطرتشان و تجربه‌های سفرهای قبل، بیشتر زمان‌ها در تاریکی به منزل بازگشته بودند. اندکی از جاگیر شدن بچه‌ها در مینی‌بوس و حرکت گروه نگذشته بود که به یک خودرو شخصی که سرنشینانش زن و مردی میانسال بودند رسیدند. آنها از شانه جاده که داری اخلاف سطح بود خارج شده بودند. برای همین تعدادی از جوانان و همنوردانی که دلشان جوان بود به یاری آن زن و مرد شتافتند تا جفت لاستیک عقب و جلو سمت شاگرد را با هل دادن به پهلو و بالا از آن وضعیت خارج کنند.

چرخه صعود به قله 3300 متری تالون با رسیدن به تهران و خداحافظی همنوردان با یکدیگر در طول مسیر در ساعت 16 روز جمعه 30 بهمن ماه کامل شد.

تهیه گزارش : محمد رضا بختیاری

و اما گزارش تصویری :

8

صرف صبحانه در ابتدای مسیر امام زاده عقیل

9

 

میوه های استوایی

6

آغاز حرکت با یک شیب نسبتاً تند

7

2

1

صعود قله و گرفتن عکس یادگاری

10

استراحت و خوردن چی و تنقلات در تراس کنار قله

12

شروع برگشت به سمت پایین از مسیری متفاوت

3

11

فرود به سمت روستای سنگان

13

اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد روستا

 

پرینت

گزارش تصویری اردوی کویر مرکزی

گزارش تصویری اردوی کویر مرکزی

1

حرکت از تهران ساعت 6:15 صبح پنجشنبه

2

ادامه مسیر در اتوبان قم

3

صرف صبحانه در رستوران مهتاب

37

4

ادامه مسیر از آران به سمت مرنجاب از مسیری متفاوت

5

دیدار با گروهی از ماشین های آفرود در مسیر

6

کاروانسرای مرنجاب

7

آفرود سواری همراهان کنار رمل ها

8

عکس یادگاری کنار دریاچه نمک

9

ورود به منطقه پارک ملی کویر

10

11

عکس یادگاری کنار پاسگاه سفید آب

12

13

کاروانسرای سفید آب

14

15

اقامت شبانه در قصر بهرام

16

17

18

صبح جمعه در فصر بهرام

19

صبحانه املت با آشپزی آقای رشید

36

21

22

حرکت با پای پیاده بسمت بقایای بنایی بنام حرمسرا در نزدیکی قصر بهرام

35

حرمسرا

23

24

کاروانسرای عین الرشید

25

26

آب انبار تخریب شده کنار کاروانسرای عین الرشید

32

27

آب انبار قیلوقه

28

29

برگشت به قصر بهرام

38

محیا شدن برای ادامه مسیر به سمت گرمسار

30

ادامه مسیر در جاده سنگفرش

39

نمودار سرعت و شیب های طی شده در طول مسیر

40

مسیر حرکت گروه در کویر حدود 230 کیلومتر

بزودی گزارش سفر در همین بخش درج میشود.

 

پرینت

گزارش پیمایش غار بورنیک

0001

غار بورنیک در  120کیلومتری شرق شهر تهران و 12 کیلومتری جنوب غربی شهر فیروزکوه و در حاشیه ی جنوبی روستای هرانده قرار دارد.این اثر در تاریخ 7 مهر 1381 با شماره ثبت 6337 به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. نام غار از دو بخش بور و نیک تشکیل شده است. بور تغییر یافته ی کلمه ی بار جهت سهولت در اضافه شدن به کلمه ی نیک است. بار به معنی ساحل و جای امن است. دهانه ی غار بورنیک از دید نهان و به رودخانه نزدیک است.غار بورنیک محل امنی برای سکونت در مواقع خطر و زندگی در دوره ی غار نشینی بوده است.

دهانه غار ۱۵*۱۰ متر و ارتفاع آن ۶ متر می‌باشد و از سطح دریا ۱۹۵۰ متر ارتفاع دارد. دهانه یا اشکفت ورودی وسیع و پس از آن ایوانی با طاق بلند نمایان می‌شود که در منتهی‌الیه سمت چپ آن راه سنگلاخ ورود به دهلیز اولیه غار واقع شده بود که از سال ۱۳۸۰ راه ورودی به غار به صورت پلکانی به طور مناسبی بهسازی شده ‌است.

غار بورنیک از سه تالار عظیم شکل گرفته‌است. در روی سقف این طاق دیسها گسل یا شکافهای عمیق دیده می‌شود که حکایت از کهنگی و دیرینگی دارند و سالهای مدیدی از عمر این شکافها سپری شده‌است.

تالار نخست یا تالار بیرونی : کف این تالار شیب دار بوده و به استناد بقایای موجود بیشتر به صورت سنگچین مفروش شده‌است. این تالار بزرگ دارای ابعاد ۵۰*۴۰ متر و ارتفاع ۸ متر است . در منتهی الیه این تالار دو فرو رفتگی بلند و ایوانی شکل وجود دارد که هر یک از آنها نسبت به یکدیگر ۲ متر اختلاف ارتفاع دارند. بقایای موجود در این تالار نشانگر قدمت و پیشینه غار است، در واقع محل سکونت اقوام و انسانهای غارنشین در این بخش می‌باشد . با توجه به وجود قطعات سفالینه شکسته شده و پراکنده در سطح این تالار نشانه‌های بارزی از زیستن انسانها در ادوار پیش از تاریخ را می‌توان در این بخش جستجو نمود.

تالار دوم یا تالار اصلی (مرکزی) : این تالار محوطه‌ای است به ابعاد ۶۰*۳۰ متر و ارتفاع ۲۰ الی ۲۵ متر که با سطحی شیب دار و شیب تند به سمت پائین کشیده شده‌است.

تالار سوم: حدود ۱۲ متر ارتفاع داشته و فرم آن مستطیل شکل، به ابعاد ۵۵*۲۰ متر می‌باشد. از ابتداء تا انتهای این تالار شیب تند سنگلاخی و لغزنده‌ای وجود دارد که تمامی سطح کف آن را در بر می‌گیردو منتهی‌الیه این شیب تند و لغزنده نیز دهلیزی به طول ۸ متر است که به محوطه‌ای سخت‌گذر و پرتگاهی متصل می‌شود. عمق این پرتگاه نزدیک به ۲۰ متر است.عمیق ترین سطح غار در تالار سوم و مقابل دهلیز رابط پایینی بین دو تالار،حدود 60 مترپایین تر از سطح دهانه غار واقع است.طول شعبه اصلی غار حدود 500 متر است.

 جاذبه های گردشگری:

منظره بهشت گونه دره هرانده که با بهره جویی آب نمرود به وجود آمده, گردشگاه گرانبهایی بر سر راه غار می باشد. وجود تخته سنگ های عظیم در کف تالارهای اول و سوم که پوشیده از چکیده های نخودی و میخ مانند است از ویژگیهای غار بورنیک است و در سایر غار های ایران چنین وضعیتی کمتر دیده می شود. دیوارها پوشیده از چکنده های گل کلمی و نخودی سفید و صورتی رنگ می باشد .ارزشهای تاریخی و باستانشناسی غار بر ارزشهای زمینشناسی و تفریحی آن می افزاید.

0002

و اما گروه سلام همنورد

سرپرست : جناب آقای دلنوا

راهنما : جناب آقای عرب

شرکت کنندگان در برنامه: خانوادههای حیدری و معیری و خانمها حیدری , یاوری, پورمحمد , محمدی , رضایی , مزینانی , رجبی , عرب و محتشم و آقایان حیدری ، بابک شریفی ، حامد ایوانی ، منصور محمدی و آقای نبوی.

تجمع همنوردان در میدان فردوسی از دقایقی قبل از اذان صبح شروع شد و تا دقایقی بعد از اذان ادامه داشت .برای حرکت بین دو پاترل و یک عدد 206 تقسیم شدیم . به سمت شرق و طلوع خورشید رهسپار شدیم . با پیشنهاد همنوردان و تایید سرپرست یک طباخی در شهرستان بومهن را جهت صرف صبحانه انتخاب کردیم.

0003

پس از صرف صبحانه مفصل ساعت 8:45 به سمت روستای هرانده حرکت کردیم جاده فرعی منتهی به روستا بایک تابلو کاملا گویا مشخص بود بخشی از انتهای جاده فرعی یخ زده و لغزنده بود و ناهمواری در بخشی از مسیر سبب شد برای لحظاتی آفرود سواری رو هم تجربه کنیم پس از توقف نوبت به تجهیز افراد به کلاه ایمنی توسط سرپرست و چک کردن تجیزات افراد توسط ایشان رسید و سپس توضیحات راهنما و شروع پیمایش مسیر .

0004

ابتدا گذر از کوچه باغ و درختان بی برگ و صدای رودخانه سپس گذر از مسیرهای برف و یخ و گل و روبه رو شدن با دشت وسیع و اولین عکس دسته جمعی گروه حالا دیگه رودخانه به نشانه مهمان نوازی در سمت چب گروه رو همراهی میکرد.

0005

در بین راه بارها سرپرست گروه با قراردادن سنگ ها روی هم مسیر رو علامت گذاری کردند تا گروهی دیگر که قرار بود به ما ملحق شوند مسیر رو به راحتی پیدا کنند . بعد از پیاده روی حالا نوبت کوهپیمایی در مسیر گل و یخ و برف بود (12:15 بعد از ظهر) .اوایل شیب بودیم و صدای اذان در حال صعود از شیب و مشاهده مناظر اطراف لطف خاص خود را داشت .

0006

پس از نیم ساعت به دهانه غار رسیدیم .

0007

به منظور رفاه حال گردشگران برای ورودی غار پله ساخته شده بود حدود بیست پله و بعد یک سالن با دو مسیر یکی سمت راست و یکی سمت چپ پس از اقامه نماز مسیر سمت چپ رو انتخاب کردیم (ساعت تقریبا 1 بعد ازظهر) و حدود 85 پله تقریبا بلند رو به سمت اعماق زمین طی کردیم.

0008

 

دیگه از رفاه گردشگران خبری نیود حالا باید از بین فراز و نشیبهای موجود به کمک راهنما مسیر رو طی می کردیم هر زمان مجالی بود با نگاهی به اطراف لذت بصری رو برای خود بیشتر میکردیم با تجربه ترها توصیه کردند از صحبت کردن داخل غار خودداری نماییم تا دچار سرگیجه نشویم که البته در حد همان توصیه باقی ماند. آقای عرب توصیه کردند از دستکش استفاده کنیم چون رطوبت داخل غار فضای مناسبی برای رشد باکتری ها بود و بعضا ممکن بود برای سلامت انسان خطر داشته باشند.

0009 

قسمتی از مسیر مجبور به زدن کارگاه و استفاده از کارابین شدیم که آقای عرب آن را انجام دادند و با راهنمایی های ایشان و مساعدتهای دختر محترمشان ابتدا مبتدی تر ها و سپس با تجربه ترها به سطوح پایین تر منتقل شدند.

 00010

انتهای مسیر رفت, تالار اول بود با توافق همنوردان دقایقی آرامش حاصل از سکوت و تاریکی مطلق را تجربه کردیم و بعد از آن راه برگشت رو در پیش گرفتیم . مسیر همان مسیر بود ولی کوتاهتر به نظر میرسید نزدیک پله ها که شدیم به توصیه راهنما هدلامپها را خاموش کردیم تا چشم هایمان کم کم به نور بیرون عادت کند.

00011 

بعد از خروج از غار به واسطه سراشیبی مسیر و لطف دوستان جلوتر که داخل مسیر روی برفها سر خورده بودند تا اواسط شیب سر خوردیم (جای علاقه مندان خالی) و مجدد از مسیر کنار رودخانه و کوچه باغها به ماشینها رسیدیم (4:30 بعد از ظهر). همنوردانی که زودتر رسیده بودند تدارک آتش و چای هیزمی برای گروه دیدند

00012

 پس از اندکی استراحت و صرف نهار (خداروشکر صبحانه مفصل خورده بودیم ) به قصد تهران به راه افتادیم و انتهای برنامه همان میدان فردوسی بود(7:45 بعد از ظهر)

00013

با تشکر از همنوردانی که تصاویر رو تهیه کرده بودند خصوصا جناب آقای ایوانی که زحمت عکسها از جانب سرپرست به عهده ایشان قرارگرفت.

تهیه و تنظیم گزارش محتشم

پرینت

اردوی آبشار ورسک و دره امامزاده و قلعه اولاد

بسمه تعالی

02

بعد از یک دوری و فراقت چند هفته ای از گروه وزین سلام همنورد و برنامه های فصل دل انگیز پاییز پیامی خوش بر روی تلفن همراه نقش بست و صدای قلبش اینبار متفاوتر از گذشته به صدا درآمد

" اردوی آبشار ورسک و قلعه اولاد و دره امام زاده 15 آبان و ...."

معطل نکردم، با دوستان همراه (( علیرضا زارعی و مزدک یزدی )) تماس تلفنی و اونام هماهنگ و هم قسم برای حضور در جمع همنوردان و این جمله ورد زبان "آخ جان یک تیر و چند نشان "

شبانگاه افتخار پذیرایی از یکی از همنوردان قسمت و البته من نیز در تلاش جهت محیا نمودن توشه راه و بستن کوله همراه.

قرارگاه میدان فردوسی ساعت 5:30 صبگاه.

زمزمه صبح گاهیم این بود :

امروز مه دل هوای یار، ها کرده

هوای کوه و لاله زار، ها کرده

مه دل روی زمین بهشت، ها خواهه

مه دل شه جان پل ورسک، ها خواهه

و اما:

طوطیان شکر شکن و راویان شیرین سخن همی روایت کنندی در 45 کیلومتری جنوب زیرآب شهر و 85 کیلومتری قائم شهر در محوری      فیروز کوه نام از منطقه سواد کوه در زیر قله اتابک و تیز کوه، دره ای زیبا و نیمه جنگلی فرو رفته در نوازش دائمی ابر و مه قرار یافته که        نام کنندش ورسک .

شاهدان و گذر کنندگان از آن، شهادت داده اند که آبشاری فصلی بنام چشمه علی مصفای آنجا و جلا دهنده سنگها و مشربه دیوان و ددان و درختان گشته و سرچشمه اش در ارتفاعات قدم گاه مکشوف گردیده است.

تکنولوژی ارتفاعش از سطح دریا را 2140 تخمین و در موقعیت E525948N355350 ثبت نموده.

قصه های کودکانه و روایتهای پیران دنیا دیده و شواهد این دوره زمانه مصدق این گردیده که در هر برهه ای از زمان و در هر مکان اگر اراده این موجود دوپا که انسان نام گرفته یکی شده و هم و غمش یکجا جمع گردیده اثری شگرف پدیده آورده که یکی هم نام گرفته (( پل ورسک )).

سه خط طلای ایران این پدر پیر و پرتوان 84 ساله که پیوند دهنده دو تکه جدا افتاده کوه سخت گذر عباس آباد است در سنه 1310 به طول 2/73 متر، با ارتفاع 110 متر از انتهای دره و 66 متر دهانه قوس به طراحی معمار اتریشی " والتر اینگر" نام و خون دل و تاول دستان کارگران و همت بلندشان با تضمین 70 ساله بدون استفاده از هیچ فلز در دل خود در آن جنت مکان در محل خود قرار و آرام گرفته.

القصه :

در قرارگاه همگی مجتمع گردیده برخی آشنا و برخی غریبه ( بیشتر از دوستان سید بابک + آقا رضا ) با پیچیدن عطر سلام و فشردن دستان به گرمی و نشستن گل لبخند بر لب با هم آشنا و با دلی پاک و دیدی امیدوارمحیای رفتن و رفتند.

مسیر پیچ داشت و تاب و دل ما بیشتر، محمد رضا عیسی وند و حمید آقا احمدی با سمند داخلی گاهی پیشی می گرفتند و گاهی اجازه گذر به ما      می دادند. گویا هدف از این کار این بوده؛عرض ارادت مبسر کلاس از پس شیشه های به دود نشسته که با پایین دادن آن مشکل مرتفع و بعد از جا خوش کردن باد پاییزی بر روی گونه ها و دستان به ناز نشسته ایشان، عطای این کار را به لقایش بخشیده و سر در جیب ماشین سمند فرو برده و باز شیشه های دود گرفته خود نمایی می نمود.

دل همنوردان در پیچ و تاب جاده ها درچار ضعف صبح گاهی شده و بوی خوش نان داغ براق سفید را سر به هوا و از مسیر منحرف نموده و همنوردان خدا خواسته همگی راه پایین آمدن را پیدا و سکه ها حواله شاطر نموده و از بوی نان داغ و لذت طعم آن مطنعم گردیدند.

علیرضا زارعی و مزدک یزدی و حسین اعظمی و علی کریمی گویا خود را عزیز داشته نان را به خامه ساده و عسلی چرب نموده و تناول        می نمودند و در این حال سید بابک کماکان در حال جمع نمودن صدقه از کس و ناکس .

در کیسه اش علاوه بر صدقات ، قباله ازدواج و حتی جان آدمی زاد نیز پیدا می شد و چون جان از آن مراقب.

همنوردان پس از تناول انواع ملت و کتلت و مشربه در رستوران، همراه شدند تا برسند به مقصد و مقصود حرکت نمودند.

پس از رسیدن همه کوله ها و توشه های راه را برداشته دل به آینده زده و آماده گشته بودند.

راهنمای عزیز آقای رمضانی راه در ابتدای کار تاریخچه پل و منطقه را بیان و البته برخی از دوستان غرق در تلاش آدمی و ساخته دست انسان محو در کلام و سکوت تنها حاکم میدان.

کم، کم مک پس از گرفتن عکس توسط عکاس باشی ( سرکار خانم محمدی ) راهنما به عنوان سرقدم و پیروان جای در جای پای ایشان به حرکت افتادند.

حرکت و جوشش رود و طی مسیرش ازبین سخره ها و سنگلاخ ها و شکافها پی در پی، زیبایی محسور کننده ای به مطلع کار بخشیده بود و چه زیبا و خرامان می رفت تا برسد به ......

پس از گذشتن از پستی ها و بلندی ها بانگ راهنما بلند شد که ای همراهان و همنوردان رسیدیم به قلعه اولاد. قلعه ای در جانب شرقی جاده فیروز کوه به سواد کوه مابین پل سفید و ورسک و دوقله نوک تیز در دامنه جنگلی مشرف گشته بر جاده و منطقه و گرد پیری را بر منطقه گسترانیده.

از تاریخش گفته شد و باز دوستان اینبار گرم و محو عکس گرفتن از نوع سلفی و جمعی.

اقوام سید بابک برخی راه ور و برخی با پا پوشه های نا همگون گرفتار در سنگ و سنگ ریزه و خاک و گل در تلاش در رسیدن به قلعه.

در مسیر رسیدن درختان با زبان بی زبان گویا در تلاش برای اتمام کار نا تمام خود بودند و با تمام وجود در مقابل گام های مسمم همنوردان مقاومت می نمودند تا رسیدن به مقصود را سخت جلوه دهند و البته گاهی فریادهای " سنگ سنگ و ماشاالله به گروه و ... " قدرت و دقت همنوردان را دوچندان می نمود.

چلک و چلک ثبت دقایق و تصاویر با بانوی پیر و خنده های ممتد همنوردان از رسیدن به مقصود گویا تنها خنکای دل سنگی و آجری این بانوی نشسته بر سکوت بود.

بانوی پیری که در مقابل سیلی روزگار دامن پرچینش چاک چاک و قامت بلندش شکسته بود.

حال می بایست گروه این بانوی پیر را با تمام خاطرات تلخ و شیرینش ترک و به سمت آبشار چشمه علی ره سپار می گشتند.

و باز دره

گویا آب بی تاب قدم های سلام همنوردیان بود و خود را به سنگ و خار و خاشاک می کوفت و انتظار لمس دستان دوستان را می کشید برای وضو.

همنوردان نیز گوش به نجواهای سنگ و آب همی داده به نماز جماعت ظهر گاهان ایستاده و چه نزدیک است خدا در این مکان پر غوغا.

دیگر باید التماس های آبشار و سرکوفتن های بیشمارش را اجابت می کردیم، همگی ره سپار می گشتیم و شدیم تا رسیدیم.و چه شعفی.

برخی تن به سادگی و پاکیش سپردند( سید محمد مهدی، حامد ایوانکی و محمد رضا عیسی وند ) و برخی تنها به ثبت یادگاری اکتفا کردند و برخی نیز محو سرکوفتنهای مداوم و نجوا های مستمرش گردیدند و همه سرخوش از آبشار چشمه علی و ریزش اشکهای مداومش.

گویا ابر و باد و مه خورشید و حال خوش همنوردان همگی مجتمع گردیده بود تا یاد کنیم از غایبان گروه ( آقایان و خانم ها علیزاده ، رشید ، دیانت، خسروی و ...) اما راه و امام زاده، ما را به سمت خود می خواند و می بایست می رفتیم تا می رسیدیم.

عقربه های ساعت دویدن آفتاب از نیم روز نشانه رفته بود و سرخوشی از راه و هوای پاک نوای دوستان را کوک و لذت چیدن زرشک سیاه با دلی خونین رنگ و میوه ولیک و خش خش های مداوم برگهای به رنگ طلا نشسته در زیر گام های استوار همنوردان لذت مسیر را دوچندان نموده بود.

گویا ابرها با شنیدن نوای بانوی پیر بی تاب گشته و آماده نالیدن و گریه گردیده بودند ولی دیگر گروه قرار را بر فرار برگزیده و سفر های نهار گسترانیده و محیای تناول گریده بودند.

هرکس هرچه داشت در طبق اخلاص عرضه می کرد و دوستان به قدر توان از نعمات الهی در دسترس تناول می فرمودند و چه خوش لحظه ای است خوردن و خندیدن و هوای پاک تنفس کردن و ....

جبرکمی زمان لذت دیدار از امام زاده را برکام مان تلخ نمود و برخی دست بر سینه ارادت سلامی تقدیم نموده و بانگ ارحیل جهت بازگشت به ابتدای مسیر را اجابت نمودند.

دیگر مسیر گنگ و وهم انگیز نبود.کوه سلام می گفت، درختان و برگ ها عرض ارادت و باد و باران هم قدم و همراه و نوای بلده ی راه و شعر خوانی آقای کریمی و همراهی دوستان در هم شکننده سکوت و کوتاه کننده مسیر گشته بود.

دیگر سرسختی و توان پدر پیر و لالایی بانوی سینه چاک و سرکوفتن های مداوم چشمه علی برایمان غریبانه نمی نمود.

دیگر آفتاب به غروب نشسته بود و گرد راه بر تن همنوردان نشسته .

نماز مغربین در جوار امام زاده اسماعیل آخرین برنامه جلوه می نمود ولی لذت تناول بستنی این خنکای شیرین خریداری شده توسط استاد دلنوا انرژی دوستان را برگردانده و آهنگ سروده شده توسط برخی از دوستان به اجرا درآمد " واویلا واویلا آقای دلنوا " و خنده های ممتد استاد و همراهی با اخلاص سایر همنوردان لذت این شیرین کاری را دوچندان جلوه می نمود.

و دیگر تنها چیزی که از میدان به در شده بود و هیچ گاه فرصت عرض اندام نیافت سکوت بود تا تهران میدان فردوسی و این بود پایان راه لذت بخش دیدار از ورسک و آبشار و کوه ها و جنگلها.

شرکت کنندگان : خانم ها زارعی ، حسینی ، معینی زاده ، محمدی ، صفری ، جمالی مقدم ، مختارزاده ، صالح زاده ، حیدری ، مزینانی ، محتشم و آقایان : علی سعیدان ، حجت تحیری ، امیر سوزنگر ، محمد عیسی وند ، مهدی طهماسبی ، حسین احمدی ، سجاد براتی ، حسین اعظمی ، امیر مشرف ، علی یعقوبی ، افشین جمالی مقدم ، بابک هاشم زاده ، وحید دولابی ، سعید صفری ، مهدی جلیلوند ، بابک آمیدی ، مزدک یزدی ، احسان مهدی زاده ، حامد ایوانی ، محمد خسروی ، رضا آزاده ، سید محمد سعید آستانه و حضور حجت الاسلام علی شریفیان مهر .

سرپرست برنامه : مجید دلنوا

راهنمای مسیر : آقای رمضانی

نگارنده : علی کریمی

                                                                                                                       والسلام

گزارش تصویری

01

محل قرار سوار شدن

025

عبور از تنگه زیر پل ورسک

05

021

شکار لحظه رد شدن قطار باری از روی پل

023

عکس  از بالای دره مشرف به پل

03

مسیر شیب دار به سمت قلعه

013

تعدادی از همنوردان بر افراز قلعه

027

نمای دیگر از دوستان بر فراز قلعه

016

برگشت از قلعه به سمت آبشار

018

04

019

توقف برای اقامه نماز ظهر در مسیر آبشار

020

06

آبشار ورسک

07

08

011

ادامه مسیر به سمت دره امامزاده

028

024

014

09

012

026

                                                                                                      تناول میوه های جنگلی ولیک ، ازگیل ، زرشک

022

شادی همنوردان بعد از صرف ناهار

 

پرینت

گزارش صعود قله فیل زمین

(( به نام خداوندی که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد ))

گزارش صعود به قله فیل زمین

013

همانطور که در برنامه فصل پاییز در سایت سلام همنورد برنامه ریزی شده بود اعضای گروه در روز جمعه مورخ 8 آبان ماه 1394 قصد صعود به قله فیل زمین را داشتند و با یاری خدا و همکاری دوستان و همنوردان این مهم انجام پذیرفت که در ادامه به تفضیل به توضیح مشخصات فنی کوه و گزارش صعود خواهیم پرداخت .

مشخصات کوه و مسیر صعود:

قله فیل زمین به ارتفاع 3345 متر بالاتر از سطح دریا در رشته کوه های البرز مرکزی قرار دارد. برای صعود به فیل زمین مسیرهای مختلفی وجود دارد، اما از آنجا که گروه قصد صعود از منطقه ای جدید و بکر تر را داشت، مسیر شهر رودهن و جورد را انتخاب نمود و پس از اتمام جاده آسفالت و جاده خاکی به حد فاصل 3کیلومتر اول کوهپیمایی ما شروع شد لازم به ذکر است کوه و قله فیل زمین اکثرا تشکیل شده از خاک رس می باشد.

گونه گیاهی:

اغلب گونه گیاهی منطقه گون و خار شتر بود که در ارتفاعات پایین تر علاوه بر درختچه های زرشک، باغات و درخت های میوه که به دست اهالی محل کاشته شده بود بر زیبایی گونه گیاهی منطقه اضافه کرده بود.

گونه حیوانی:

از جمله حیواناتی که ساکن در فیل زمین بودند می توان به کبک، قوچ و روباه اشاره کرد. البته در این منطقه از حضور حیوانات درنده ای مانند گرگ و خرس هم نباید غافل شد.

سرپرست برنامه: مجید دلنوا

راهنما: جناب رمضانی

گزارش نویس: محمد مهدی طهماسبی

همنوردان : خانم ها زارعی ، حسینی ، یاوری ، دلنوا ، صالح زاده ، محمدی ، طالبی ، میرزاخانی ، خواهران رضوی ، حیدری ، کیایی ، کلاهی . و آقایان اسدی ، رشید ، حسینی ، احمدی ، مهدی پور ، ایوانی ، براتی ، زارعی ، اعظمی ، خسروی .

و امام گزارش صعود:

در اولین ساعات روز جمعه یعنی ساعت 5:30 صبح طبق قرار قبلی اعضای گروه در میدان فردوسی جمع شدند و بعد از هماهنگی های لازم دوستان سوار بر وسایل نقله ای که از قبل تهیه شده بود شدند و سفر یک روزه ما شروع شد.

ساعت نزدیک های 7:30 بود که به شهر رودهن رسیدیم و پس از توقفی کوتاه جهت خرید وسایل صبحانه و نان، حرکت خود را به سمت روستای جورد ادامه دادیم و پس از پیمودن جاده خاکی به محل مورد نظر رسیدیم .

بارش های پاییزی هوا را بسیار مطبوع ساخته بود و درختانی که لباس های زرد و نارنجی پاییزی بر تن کرده بودند واقعا مناظر چشم نوازی را بوجود آورده بودند .

ساعت 9 بعد از مجهز شدن دوستان به لباس و وسایل کوهپیمایی پاییزی، گروه حرکت خود را شروع کرد و بعد از نیم ساعت پیاده روی در محلی جهت صرف صبحانه توقفی 20 دقیقه ای داشتیم که در این خلال استاد دلنوا توضیحاتی راجع به کوهنوردی در پاییز و زمستان داشتند و توصیه های و تذکراتی پیرامون این مطلب به سایر همنوردان دادند و توضیحاتی راجع به سفر و پیاده روی اربعین داده شد.

به دلیل بارش باران سرعت حرکت کمی آرام تر از حد معمول بود، بعد از یک ساعت کوهپیمایی ساعت 11 به چشمه ای رسیدیم و به توصیه راهنما از چشمه آب برداشتیم و به سمت قله حرکت کردیم که بعد از چشمه 3 نفر از همنوردان که دیگر قادر به صعود نبودند همراه با استاد دلنوا که برای راحتی سایر همنوردان قبول زحمت کردند و همان جا ماندند.

بعد از توقف کنار چشمه با جدیت بیشتری صعود دنبال شد، اما به دلیل بارش باران و گل بودن مسیر کمی با مشکل روبرو شدیم که به دلیل راهنمایی های خوب جناب آقای رمضانی و آمادگی بالای همنوردان مشکلات مرتفع شد.

در ارتفاع 2500 متری به مه غلیظی برخوردیم که آقای رمضانی از دوستان خواستند تا فاصله ای بین اعضا نیافتد و بعد از توقف کوتاه مسیر خود را در مه ادامه دادیم .

در ارتفاع 2900 متری با منظره ای زیبا روبرو شدیم که به گفته آقای رمضانی، آن مکان قبرستان زرتشتیان بوده و ضمن حکاکی شدن اسامی آن ها روی سنگ قبرها که نشان از قدمت آنها بود، چند سنگواره بزرگ صدف هم دوستان پیدا کردند .

بعد از توقف در گورستان زرتشتیان، تا قله دیگر توقفی نداشتیم و در ساعت 13:45 به ارتفع 3250 متری رسیدیم که به علت خرابی شدید هوا ( سرما، باد شدید و مه غلیظ) و فنی بودن صعود از شاخک به اتفاق از ادامه مسیر منصرف شدیم و بعد از توقفی 20 دقیقه ای در کنار بارومتر از همان مسیر فرود آمدیم . لازم به ذکر است که یکی از زیباترین مناظر این کوه دیواره صخره ای بود که واقعا زیبایی خاصی به کوهستان داده بود.

در آخر بعد از سوار شدن در وسایل نقله برای تجدید وضو و اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد جامع رودهن توقف کردیم و بعد از آن راهی تهران شدیم .

و اگر در جمله ای بخواهم سفر را خلاصه کنم خواهم گفت:

شکر خدا هوا بسیار لطیف و مطلوب، منطقه بسیار زیبا و چشم نواز، مسیر بکر، دوستان و همنوردان شایسته و مهربان و جای شما دوستان خالی بود، تشکر از خالق این زیبایی ها و ممنون از مهمان نوازی طبیعت.

003

ابتدای مسیر روستای جورد

006

008

007

004

محل صرف صبحانه

009

010

012

011

001

002

 005

علاقمندان ساکن تهران برای اطلاع از برنامه های گروه سلام همنورد در تهران می توانند با ارسال نام و نام خانوادگی خود به سامانه پیامکی به شماره ۱۰۰۰۳۳۵۱۶۶۲۷۴۶در لیست اطلاع رسانی گروه اضافه شوند

کلیه حقوق این سایت به گروه سلام همنورد متعلق است| Copyright © 1392 salamhamnavard.com

 

سایت رسمی گروه سلام همنورد