• photo ۲۰۱۸-۰۳-۲۶ ۲۱-۵۵-۲۳
  • photo ۲۰۱۸-۰۳-۲۶ ۲۱-۵۴-۲۴
پرینت

گزارش صعود قله فیل زمین

(( به نام خداوندی که زیباست و زیبایی ها را دوست دارد ))

گزارش صعود به قله فیل زمین

013

همانطور که در برنامه فصل پاییز در سایت سلام همنورد برنامه ریزی شده بود اعضای گروه در روز جمعه مورخ 8 آبان ماه 1394 قصد صعود به قله فیل زمین را داشتند و با یاری خدا و همکاری دوستان و همنوردان این مهم انجام پذیرفت که در ادامه به تفضیل به توضیح مشخصات فنی کوه و گزارش صعود خواهیم پرداخت .

مشخصات کوه و مسیر صعود:

قله فیل زمین به ارتفاع 3345 متر بالاتر از سطح دریا در رشته کوه های البرز مرکزی قرار دارد. برای صعود به فیل زمین مسیرهای مختلفی وجود دارد، اما از آنجا که گروه قصد صعود از منطقه ای جدید و بکر تر را داشت، مسیر شهر رودهن و جورد را انتخاب نمود و پس از اتمام جاده آسفالت و جاده خاکی به حد فاصل 3کیلومتر اول کوهپیمایی ما شروع شد لازم به ذکر است کوه و قله فیل زمین اکثرا تشکیل شده از خاک رس می باشد.

گونه گیاهی:

اغلب گونه گیاهی منطقه گون و خار شتر بود که در ارتفاعات پایین تر علاوه بر درختچه های زرشک، باغات و درخت های میوه که به دست اهالی محل کاشته شده بود بر زیبایی گونه گیاهی منطقه اضافه کرده بود.

گونه حیوانی:

از جمله حیواناتی که ساکن در فیل زمین بودند می توان به کبک، قوچ و روباه اشاره کرد. البته در این منطقه از حضور حیوانات درنده ای مانند گرگ و خرس هم نباید غافل شد.

سرپرست برنامه: مجید دلنوا

راهنما: جناب رمضانی

گزارش نویس: محمد مهدی طهماسبی

همنوردان : خانم ها زارعی ، حسینی ، یاوری ، دلنوا ، صالح زاده ، محمدی ، طالبی ، میرزاخانی ، خواهران رضوی ، حیدری ، کیایی ، کلاهی . و آقایان اسدی ، رشید ، حسینی ، احمدی ، مهدی پور ، ایوانی ، براتی ، زارعی ، اعظمی ، خسروی .

و امام گزارش صعود:

در اولین ساعات روز جمعه یعنی ساعت 5:30 صبح طبق قرار قبلی اعضای گروه در میدان فردوسی جمع شدند و بعد از هماهنگی های لازم دوستان سوار بر وسایل نقله ای که از قبل تهیه شده بود شدند و سفر یک روزه ما شروع شد.

ساعت نزدیک های 7:30 بود که به شهر رودهن رسیدیم و پس از توقفی کوتاه جهت خرید وسایل صبحانه و نان، حرکت خود را به سمت روستای جورد ادامه دادیم و پس از پیمودن جاده خاکی به محل مورد نظر رسیدیم .

بارش های پاییزی هوا را بسیار مطبوع ساخته بود و درختانی که لباس های زرد و نارنجی پاییزی بر تن کرده بودند واقعا مناظر چشم نوازی را بوجود آورده بودند .

ساعت 9 بعد از مجهز شدن دوستان به لباس و وسایل کوهپیمایی پاییزی، گروه حرکت خود را شروع کرد و بعد از نیم ساعت پیاده روی در محلی جهت صرف صبحانه توقفی 20 دقیقه ای داشتیم که در این خلال استاد دلنوا توضیحاتی راجع به کوهنوردی در پاییز و زمستان داشتند و توصیه های و تذکراتی پیرامون این مطلب به سایر همنوردان دادند و توضیحاتی راجع به سفر و پیاده روی اربعین داده شد.

به دلیل بارش باران سرعت حرکت کمی آرام تر از حد معمول بود، بعد از یک ساعت کوهپیمایی ساعت 11 به چشمه ای رسیدیم و به توصیه راهنما از چشمه آب برداشتیم و به سمت قله حرکت کردیم که بعد از چشمه 3 نفر از همنوردان که دیگر قادر به صعود نبودند همراه با استاد دلنوا که برای راحتی سایر همنوردان قبول زحمت کردند و همان جا ماندند.

بعد از توقف کنار چشمه با جدیت بیشتری صعود دنبال شد، اما به دلیل بارش باران و گل بودن مسیر کمی با مشکل روبرو شدیم که به دلیل راهنمایی های خوب جناب آقای رمضانی و آمادگی بالای همنوردان مشکلات مرتفع شد.

در ارتفاع 2500 متری به مه غلیظی برخوردیم که آقای رمضانی از دوستان خواستند تا فاصله ای بین اعضا نیافتد و بعد از توقف کوتاه مسیر خود را در مه ادامه دادیم .

در ارتفاع 2900 متری با منظره ای زیبا روبرو شدیم که به گفته آقای رمضانی، آن مکان قبرستان زرتشتیان بوده و ضمن حکاکی شدن اسامی آن ها روی سنگ قبرها که نشان از قدمت آنها بود، چند سنگواره بزرگ صدف هم دوستان پیدا کردند .

بعد از توقف در گورستان زرتشتیان، تا قله دیگر توقفی نداشتیم و در ساعت 13:45 به ارتفع 3250 متری رسیدیم که به علت خرابی شدید هوا ( سرما، باد شدید و مه غلیظ) و فنی بودن صعود از شاخک به اتفاق از ادامه مسیر منصرف شدیم و بعد از توقفی 20 دقیقه ای در کنار بارومتر از همان مسیر فرود آمدیم . لازم به ذکر است که یکی از زیباترین مناظر این کوه دیواره صخره ای بود که واقعا زیبایی خاصی به کوهستان داده بود.

در آخر بعد از سوار شدن در وسایل نقله برای تجدید وضو و اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد جامع رودهن توقف کردیم و بعد از آن راهی تهران شدیم .

و اگر در جمله ای بخواهم سفر را خلاصه کنم خواهم گفت:

شکر خدا هوا بسیار لطیف و مطلوب، منطقه بسیار زیبا و چشم نواز، مسیر بکر، دوستان و همنوردان شایسته و مهربان و جای شما دوستان خالی بود، تشکر از خالق این زیبایی ها و ممنون از مهمان نوازی طبیعت.

003

ابتدای مسیر روستای جورد

006

008

007

004

محل صرف صبحانه

009

010

012

011

001

002

 005

پرینت

صعود قله شیرکوه و دیدار از شهر یزد

گزارش برنامه صعود به قله ۴۰۷۵ متری شیرکوه یزد

0019

مختصات: شرقی′۰۴°۵۴ شمالی′۳۶°۳۱ (نقشه)

ارتفاع جان پناه : ۳۵۲۰ متر
ارتفاع قله : ۴۰۷۵ متر

در مورد جغرافیای یزد:استان یزد در مرکز ایران در قلمرو سلسله جبال مرکزی بین عرض های جغرافیایی 29 درجه و 48 دقیقه تا 33 درجه و 30 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 52 درجه و 45 دقیقه تا 56 درجه و30 دقیقه شرقی ازنصف النهار مبدأ قرار گرفته است. یزد به معنی پاک و مقدس است و شهر یزد نیز به مفهوم شهر خدا و سرزمین مقدس است.
استان یزد از شمال و غرب به استان اصفهان از شمال شرقی به استان خراسان از جنوب غربی به استان فارس و از جنوب شرقی به استان کرمان محدود می شود. در حدود ۱۳۱٬۵۵۱ کیلومتر مربع مساحت داشته و تقریباً 4/37 درصد از وسعت کل ایران را در بر می گیرد.

از نظر پستی و بلندی دارای تنوع است و ارتفاع نقاط مختلف آن از سطح دریای آزاد متفاوت و از حدود 666 متر در اطراف کویر(ریگ زرین) تا 4075 متر که همان شیر کوه می باشد تغییر می کند.
این استان از نظر آب و هوائی در ناحیه کوهستان شیرکوه معتدل و در دیگر نواحی گرم و خشک است. از نظر بافت اجتماعی آنچه در این استان جلب نظر می کند همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و زرتشتیان در کنار یکدیگر می باشد.

پوشش گیاهی:

درآثار تاريخي از جنگلهاي بزرگ گز(درختی کویری) ، قيج، تاغو و مراتع سرسبز و پهناور دامنه شيركوه ياد شده است كه به جز چند ناحيه محدود همه آن ها از بين رفته اند. شیرکوه غنی ترین منطقه به لحاظ گونه های گیاهی در استان یزد است و یک کانون گونه زایی گیاهی در کشور است که از لحاظ تنوع گونه های گیاهی، در نوع خود بی نظیر است.تنها در یک منطقه 50 هزار هکتاری در شیرکوه، 600 گونه گیاهی شناسایی شده که این میزان 80 درصد گونه های گیاهی استان یزد را تشکیل می دهد.ناحیه کوهستانی شیرکوه، کوه برفخانه، کوه لاخسر، کوه گارو، کوه هامانه، کوه خونزا و دیگر ارتفاعات استان یزد، مناطقی هستند که بیش از 300 گونه گیاهی را در خود جای داده اند.

عمده گیاهان دارویی بومی استان یزد را گل ختمی، قدومه،‌ زیره سیاه، کاسنی، هندوانه ابوجهل، گل حسرت، زیره سبز، خاکشیر، شکر تیغال، آنغوزه، وشاء، شیرین بیان، بالنگو، پنیرک خبازی، مورد، مرزنجوش، بارهنگ، ریواس، مریم گلی، تاجریزی، آویشن، گل ماهور و کاکوتی تشکیل می دهند.

معرفی شیرکوه:

شیر کوه مجموعه کوه‌هایی است واقع در استان یزد که مساحتی معادل سه هزار کیلومتر مربع را شامل می‌شود. این کوه‌‌‌ها از جنوب‌غربی شهر یزد شروع و تا جنوب‌شرقی آن ادامه دارند. در مغرب یزد پهنای آن ۱۰ کیلومتر و طول آن حدود ۷۵  کیلومتر می‌باشد. این کوهستان که غالباً در زمستان از برف و یخ پوشیده است، لطيف کننده هوا و تأمين کننده آب بسياري از قنوات يزد(عروس کویر) است و به همين دليل در دل مردم جايگاه ويژه اي دارد و به حق، مادر استان یزد لقب گرفته است. شیرکوه همچنین یکی از نقاط سردسیر و خوش آب وهوای استان محسوب می‌شود و بیشتر توانمندان یزدی ویلایی در روستاهای اطراف این کوه بویژه در ده بالا ، طزرجان و بنادک سادات دارند.شیرکوه دارای قله‌های بلندی بوده و ارتفاع بلندترین نقطه آن که همان شیرکوه نام دارد از سطح دریا در حدود ۴۰۷۵ متر است. به نظر می‌رسد وجه تسمیه این کوه به دلیل شباهت آن به یک شیر خفته بر دستانش از فاصله دور ‌باشد.

اسامی تعدادی از قله‌های شیرکوه به شرح زیر می باشد:

.قله شیرکوه با ارتفاع ۴۰۷۵ متر در قسمت جنوب‌غربی روستای “ده‌بالا” و دو قله آسمان‌نما(که به قلل گاو و گوساله هم معروف هستند) در جنوب آن قرار دارد، براي صعود قله‌ها مي‌توان از ده «حسينيه‌توده»، «تقي‌آباد» و «مزرعه كوراوغلو» صعود را شروع كرد.

قله «برفخانه طزرجان» با ارتفاع ۳۹۹۰ متر مشرف به روستای زیبا و دیدنی طزرجان شامل «میل‌برفخانه»، قله غربی برفخانه، قله اصلی برفخانه و سوزنی‌های برفخانه که مشرف به بخش طزرجان بوده و دیواره‌ها و سوزنی‌های بسیار زیبایی دارد. . اين منطقه يكي از بهترين مناطق صعودهاي فني و سنگنوردي ايران با درجه سختي‌هاي متفاوت است. كوه برفخانه در قسمت جنوب تزرجان قرار گرفته و دو قله كوچك «سنگي‌برزين» و «آشنايي» در فاصله تزرجان و ده‌بالا قرار دارند. براي صعود قله برفخانه از هردو منطقه تزرجان و ده‌بالا مي‌توان استفاده كرد كه مسير ده بالا نزديكتر است.

قله سنگی «بنادک» که مشرف به روستای “بنادک” و در شمال‌غربی بخش منشاد قرار دارد. . ارتفاع بنادک ۲۰۴۰ متر و به علت داشتن دیواره و مسیرهای صخره‌ای قابل اهمیت است. این قله در واقع یک سوزنی یا برج سنگی است که قسمت‌های بالای آن برای صعود به کار فنی احتیاج دارد.

کوه منشاد با ارتفاع 3875 متر شامل قله هایی به نام «منشاد»، «خیبر»، «مهریز»، «نیریز» در قسمت جنوب‌شرقی بخش منشاد قرار گرفته است. . اين كوه تقريبا به موازات شيركوه است و مي‌توان آنها را قرينه يكديگر دانست.كوه منشاد از جهت شمالي و غرب عمدتا صخره‌اي و ديواره‌اي بوده و مسير عادي صعود قله منشاد از داخل ديواره‌هاي شمالي كوه از يك مسير تراورس مانند از غرب به شرق به طرف قله اول مي‌رود و چندين قله بعد از قله اول قرار دارد كه مسير هاي آن سنگي و ديوار‌ه‌اي بوده و عبور از آنها بخصوص در فصل زمستان با دشواري صورت مي‌گيرد. شرقي ترين قله كه مسلط بر مهريز است، صخره‌اي است. اين قله از پايين به صورت برج مدوري نمايان است و صعود آن كاملا فني و مستلزم كار سنگنوردي سنگين است.دیواره منشاد حداقل 800 متر می باشد.

برج «ارنان» با ارتفاع ۲۸۹۹ متر که جدا از منطقه شیرکوه و در جنوب آن در دل کویر «ابرقو» در بخش «نیر»در ميان كوير، چونان نگيني در انگشتري با نقش نگارهاي قديمي بروي خود و به شکل یک برج عظیم سنگی بسیار زیبا مي درخشد که به لحاظ بعد مسافت اين ديار از مرکز ایران، صعود و بازديد هاي کمتری روی آن انجام شده است. . روستاهاي اطراف آن نير، «ارنون»، «كاريز»، «ختا»و «قدمگاه» است .

مسیرها :

برای صعود به قله شیرکوه مسیرهای گوناگونی وجود دارد از جمله:

دره سوسن- دره شمس - بردستان سانیچ – لابیدشیر – بیدکبکان – لابیدسرخ – لایخچال – لاگردو - آب‌ریز

آب‌ریز دارای دو مسیر فرعی به نامهای دره نجیب و لاسرگون می‌باشد. «دره نجیب» راه معمول صعود کوهنوردان به سوی قله شیر کوه است و دیگری راهی است که از مزرعه ی دره حسن در شمال ده بالا به سوی قله وجود دارد که مسافت آن تقریبا دو برابر مسیر دره نجیب است. به جز این دو راه، کلیه­ی دره­های منتهی به قله شیر کوه به پرتگاه های بسیار خطرناکی ختم می شود که در راه فرود مشکلات و خطرات بسیار جدی را برای کوهنوردان به همراه دارد.

مسیرهای صعود به شیرکوه، تزرجان و برفخانه - از کتاب "کوهنوردی در ایران" نوشتهِ علی مقیم

شرح گزارش:
به نام حق
سفرنامه ي يزد
قصه از اونجا شروع شد كه...
چهارشنبه٩٤/٧١٥
بچه ها همگي قرار بود در ترمينال جنوب راس ساعت ١٠جمع شوند
مثل هميشه خانم خسروي اول از همه پرنشاط پر انرژي بر سر قرار حاضر شده بود و منتظر بقيه بود
بعد از اومدن همه بچه ها كه ١٦نفر بودن و سوار شدن بر اتوبوس،قصه سفر اغاز شد
بچه ها با سر و صداي خودشون اتوبوس رو سرشون گذاشته بودن عين بچه هاي دبستاني
اقايون :استاد دلنوا،اسدي،رشيد،براتي،بيات،نوزادي،ايواني،اعظمي،
كشاورز
خانمها:زارعي،ياوري،حسيني،ديانت،خسروي و مزيناني
بعد از شلوغكاري فراوان بالاخره ساعت ١٢خاموشي زده شد و همه خوابيدند
ساعت ٧اتوبوس به يزد رسيد كه در اونجا اقاي سالاري با لهجه شيرين يزدي اماده خوش امد گويي به بچه ها بود
وايشون شهر يزد رو با اين شعار معرفي كردن
به شهر قنات و قنوت و قناعت خوش امديد
صبحانه در يكي از رستوران هاي با صفاي يزد خورده شد
كه شامل:نيمرو،املت،عدسي بود
بعد از اون اقاي سالاري براي بچه ها يه سوپرايزي رو كردن كه بردن انها به كوير يزد بود
اين كوير داراي يك درياچه مصنوعي بود كه به همت مردم يزد ايجاد شده بود(فاضلاب شهري

 

در كوير بچه ها با پاهاي برهنه حركت رو اغاز كردن كه حالي ميداد بس عجيب
پس از طي مسافتي و گرفتن عكس و غلط زدن و عكس گرفتن بچه ها ،سوار ميني بوس شديم
اندفعه ميني بوس به سمت پارك كسنويه حركت كرد كه در انجا يك كبوتر خانه بود
كه زيبايي خاص خودشو داشت
پس از اون با هماهنگي اقاي سالاري به سمت هتلي زيبا به نام مشيرالممالكرفتيم و با اذن ورود از رياست هتل بچه ها وارد هتل شدن كه بي شباهت به باغنبود
هتل از مكانهاي قديمي يزد بود كه به شكل هتل دراومده بود و بسيار زيبا
بعد از هتل به سمت باغ دولت اباد رفتيم
اونجا اقاي سعيدان و تحيري و هادي به ما پيوستن
و ما از اضافه شدن اين دو كبوتر عاشق(سعيدان_تحيري)بوجد اومديم
پس از گرفتن عكسهاي بسيار كه بيشتر شامل دماغ اقاي ايواني بود به سمت زاير سرا حركت كرديم
اقاي سالاري براي استراحت بچه ها زاير سرايي رو در سيدجعفر در نظر گرفته بودن
كه بچه ها پس از رسيدن به اونجا و صرف ناهار و نماز و مدتي استراحت در ساعت٤:١٥دقيقه به شيريني فروشي حاج خليفه رفتن تا براي خانواده هايش سوغاتيبخرن
با وارد شدن به شيريني فروشي اب از دهان ادم راه ميفتاد
والبته جيب ادم خالي
پس از خريد سوغاتي بچه ها سوار بر ميني بوس اماده كنكاش در يزد شدن
ميني بوس به سمت بافت قديمي شهر حركت كرد
جاهاي ديدني انجا شامل:خانه لاري ها،هتل باغ موزه فهادان،زندان اسكندر،مسجد جامع و مجموع امير چقماق
جمعه مورخ٩٤/٧/١٧
ساعت ٤بيدار باش و پس از جمع كردن كوله ها  در ساعت ٥به سمت شير كوه حركت كرديم
كه پس از رسيدن به پايه كوه اقايان :ربيعي ،اسدي بزرگ ، شکرآبی و يوسف گروه عيسي وندو..
به ما پيوستن كه بچه ها از پيوستن اقاي عيسي وند به گروه اشك شادي ريختن و سجده شكر به جا اوردن
ساعت ٧صعود اغاز شد
پس از طي مسافتي گروه براي صرف صبحانه مستقر شده و پس از نيم ساعت حركت دوباره اغاز شد
از سختي هاي شيركوه همين بس كه دره اي دارد به اسم نجيب كه نانجيبانه از افراد توان ميگيرد
بايد در اين دره دست به سنگ حركت كرد
بعد از طي دره به سطح نسبتا كم شيبي ميرسيم كه به سمت جانپناه امتداد دارد
بچه ها پس از رسيدن به جانپناه و رفع خستگي براي حمله به قله اماده شدن
در ساعت ١٤قله زیبای شیرکوه فتح شد
پس از گرفتن عكسهاي يادگاري دوباره گروه به جانپناه برگشت و پس از صرف ناهار و نماز به سمت پايين كوه حركت كردن
ساعت 19:30 همه در ميني بوس مستقر و به زاير سرا برگشتن.

تهیه گزارش : خانم خسروی و دیانت.

و اما گزارش تصویری :

0023

صبحانه ابتدای برنامه در یزد

007

کویرنوردی در کویر نزدیک یزد

0026

0027

0032

0036

043

004

دیدار از باغ دولت آباد

0039

0035

0021

0040

هتل مشیرالمماکل

0017

0011

0022

استراحت و صرف ناهار در محل اقامت

0037

گردش در شهر بعد از ناهار

0015

این هم تصویر شام در آخر شهر گردی (بدون شرح)

0016

و اما صعود قله شیرکوه

0014

0020

 صرف صبحانه در مزرعه ( مرزو)

0024

0031

0034

0028

003

دره نجیب

008

0013

0025

0030

006

جاپناه شیر کوه

0012

ادامه مسیر بعد از جانپناه به سمت قله

002

نزدیک قله

005

44

قله زیبای شیرکوه

 

پرینت

صعود به قله چین کلاغ 2810 متر

بسم الله الرحمن الرحیم

2

مشخصات منطقه و کوه :

چین کلاغ به ارتفاع 2820 متر از قله‌های البرز مرکزی و جنوبی ترین قله کوه های شمال تهران می باشد. این کوه از شمال به قله های دوشاخ و پلنگ چال، از غرب به دره امامزاده داود، از شرق به دره درکه و از جنوب به منطقه سعادت‌آباد و فرحزاد مشرف می باشد.

از جاهای دیدنی مسیر صعود به این کوه آبشار دره دیوانه و غار دو سنگ (اگر از طرف درکه صعود کنیم) سنگ نشین و دره بهشت و معدن سنگ سعادت‌آباد (اگر از طرف سعادت‌آباد صعود کنیم) و رودخانه فرحزاد و قهوه‌خانه جاده یونجه‌زار (اگر از طرف یونجه‌زار صعود کنیم) است.

صعود به این قله از طرف یونجه‌زار برای کوهنوردان تازه‌کار مشکل است. همچنین در مسیر صعود از سعادت آباد سنگچینی با طرح قلب وجود دارد که توسط آقای صفر و نیم ساخته شده است .

مسیرهای صعود به قله چین کلاغ :

سعادت آباد، میدان بهرود، خیابان شهید عابدی، انتهای خیابان فاتحان (جنب شهرک مسکونی بام تهران)، دره سعادت آباد

میدان درکه – خ احمد پور – سه راه معدن – مسیر دره معدن

میدان درکه – مسیر پلنگ چال – دره و جنگل کارا

گونه گیاهی قلب :

شقایق، گون و چند گونه ی وحشی نادر همچون رز، گلایل، علف چای و ...

گونه ی حیوانی :

کبک، جوجه تیغی، عقاب، قرقی، خرگوش و روباه

سرپرست برنامه :

جناب استاد مجید دلنوا

گزارش نویس :

همنورد محمدرضا عیسوند

همنوردان حاضر در برنامه:

آقایان : علی ربیعی، فرهاد علیزاده، محمد رشید، سید حسین حسینی، علی کریمی، بابک هاشمی زاده، حمید رزاقی، حسین اعظمی، سیدمحمدمهدی طهماسبی پور، علی رستمی، رضا رستمی

خانم ها : دیانت، خسروی، حسینی، مزینانی،صالحزاده، صرافپور ، زارعی و حیدری.

و گزارش صعود :

ساعت 06:00 صبح طبق قرار قبلی از میدان فردوسی شروع به حرکت نمودیم. ساعت 06:30 با رسیدن سایر همنوردان و چک نمودن منابع آبی و توجیه اعضاء توسط سرپرست محترم، مسیر را از دره سعادت آباد آغاز نمودیم.

ساعت 07:15 طبق قرار همیشه گروه، پس از قرائت جمعی دعای عهد و دعای فرج حضرت صاحب الزمان بساط صبحانه گروه پهن شد.

ساعت 08:30 مسیر را به سمت قله ی چین کلاغ ادامه دادیم. در بین مسیر دو چشمه ی آب آشامیدنی وجود دارد.

در ابتدای مسیر به خاطر وجود اثر سرمای پاییزی و رنگی شدن پوشش گیاهی و درختان مسیر، چند عکس یادگاری گرفته شد.

حدود ساعت 12 به قله ی چین کلاغ رسیدیم.

پس از عکس گروهی و عکس های یادگاری، سرپرست محترم به توضیح ارتفاعات مسیرهای کوهنوردی و عوارض طبیعی اطراف پرداختند.

ساعت 12:30 از مسیر شن اسکی فرود را آغاز نمودیم. و در کنار اولین چشمه ی مسیر توقف نموده و همنوردان به نماز اول وقت خود و صرف ناهار رسیدند.

نهایتا ساعت 14:00 به محل پارکینگ رسیدیم و به سمت منزل رهسپار شدیم.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

به صد دفتر نشاید گفت شرح حال مشتاقی

گزارش تصویری صعود قله چین کلاغ:

06

5

6

7

3

4

07

08

1

05

 

پرینت

صعود قله کوه کازبک ( بام گرجستان ) 2015

اعضاءگروه کوهنوردی سلام همنورد قله 5047 متری کوه کازبک ( قازبگی ) را در شهریور 1394 فتح نمودند و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را بر فراز بام کشور گرجستان به اهتزاز درآوردند.

3

مشخصات منطقه و کوه:

کازبک ( قازبگی ) نام کوهی است در شمال شرق گرجستان و در نزدیکی مرز روسیه واقع شده و ارتفاع آن ۵۰۴۷ متر است. درجهٔ سختی قلهٔ این کوه با درجهٔ سختی قله‌های رشته‌کوه هیمالیا برابری می‌کند و به نام اورست کوچک مشهور است. نام گرجي اين قله ميكنواري به معني "كوه يخ" می باشد.

 "اورست كوچك" نامي است كه به كازبك اطلاق شده است. قله مخروطی و منفرد کازبک (Kazbegi) از رشته‌کوه‌های منطقه قفقاز و در مرز میان کشور گرجستان  و روسیه واقع شده است. رشته‌کوه قفقاز رشته‌کوهی است اوراسیائی میان دریای سیاه و دریای خزر در منطقه قفقاز.  رشته کوه عظیم قفقاز بطول 1200 کیلومتر از سه بخش تشکیل شده است بخش غربی از دریای سیاه تا البروس، بخش مرکزی از البروس تا قله کازبک، و بخش غربی از کازبک تا کشور آذربایجان قله شاه داغی و در نهایت در دریای خزر بپایان می رسد.

مختصات جغرافيايي و نحوه دسترسي به آن:

 این قله در موقعیت 42°42′N 44°31′E جغرافیائی قرار دارد ، و بدلیل شمالی بودن از سرما و بادهای شدیدی برخوردار میباشد. 

قله کازبک یک کوه آتشفشانی از نوع استارتو ولکانو بوده و بعد از قلل شاخارا  5201 متر و جانگا 5059 متر سومین قله مرتفع کشور گرجستان در شرق رشته کوه قفقاز مرکزی در رشته کوه خوخ که نام گرجی آن میباشد ما بین دریای سیاه و دریای خزر در شمال اوستیا در 25 کیلومتر مرزی کشور روسیه و گرجستان و در 140 کیلومتری شهر تفلیس در شهرستان کوچک کازبکی قرار گرفته است، نام گرجی این قله مکینواری که بمعنی کوه یخ نامیده میشود  در حال حاضر راه دسترسی به این منطقه فقط از طریق شهر تفلیس امکان پذیر می باشد.

مبدا صعود آن شهری موسوم به همین نام است که در شمال‌غربی شهر تفلیس و در فاصله ۱۴۰ کیلومتری از آن می‌باشد.

این قله دو مسیر صعود دارد یکی مسیر جنوب شرقی از روبروی پناهگاه متو سیتیشین با درجه سختی 3 ب توام با یخ و سنگ و در صورت داشتن برف سنگین در مسیر احتمال ریزش بهمن نیز وجود دارد مسیر از شیب های 35 شروع و در خاتمه تا 65 و 70 درجه به قله میرسد، اما مسیر کلاسیک از طرف پناهگاه است که کاملا 180 درجه از جبهه جنوبی تراورس کرده و بعد از گذشتن از مورن ها و شکاف های یخی متعدد از جبهه غربی سوار بر یال شمالی می شویم که نهایت در شیب های آخر زیر قله با 30  الی 35 درجه در قله به پایان می رسد و این قسمت از مسیر گاهی پوشیده از برف و گاهی کاملا یخ بلوری است که در این صورت تا انتهای قله طناب ثابت کار گزاری می کنیم، این مسیر از پناهگاه 8 الی 10 ساعت تا قله بطول می انجامد و 3 الی 4 ساعت نیز تا رسیدن به پناهگاه زمان برگشت خواهد بود.

 اطراف قله کازبک پوشیده از یخچال های دائمی که یکی از آنها یخچال معروف گرگتی است که در راه رسیدن به پناهگاه از روی آن عبور میکنیم

آخرین فوران :

750 (پیش از میلاد)

اولین صعود :

قله كازبك در تاريخ 1868 توسط داگلاس فرش فيلد، مور  و تاكر با يك راهنمای سوئيسي براي اولين بار فتح شده است.

کوهنوردان ایرانی نیز برای نخستین بار در سال ۱۳۸۲ آن را فتح کردند.

فصول صعود :

بهترين زمان صعود اواخر تیر ماه تا اواسط شهریور ماه است. البته به دلیل قرار گرفتن این منطقه در میان دو دریاچه مهم جهان (سیاه و خزر ) از باد و کولاک شدید و حتی خرابی هوای پیش بینی نشده برخوردار است.

- تبریک صعود به قله ۵۰۴۷ متری کازبک

- صعود مسئول بخش فرهنگی فدراسیون و تیمی 11 نفره به قله کازبک

- صعود گروه کوهنوردی ج.ا.ایران به قله کازبک گرجستان و دیدار با مجتبی کامران فرد رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در گرجستان

 

گزارش برنامه صعود قله کازبک (گرجستان)

طبق برنامه ریزی که از چند ماه قبل صورت گرفته بود اعضاء گروه سلام همنورد همراه تعدادی از همنوردان از استان های گلستان ، گیلان ، قم ، یزد ، زنجان و خراسان ساعت 14 روز پنجشنبه 12 شهریور 1394 از ترمینال غرب تهران راهی مرز بازرگان شدیم . پس از عبور از مرز و ورود به خاک ترکیه به سمت مرز اردهان ادامه مسیر دادیم . حدود ساعت 13 به مرز گرجستان رسیدیم . بعد از عبور از مرز و ورود به خاک گرجستان متاسفانه مطلع شدیم که اتوبوس ما اجازه ورود به خاک گرجستان را ندارد . بعد از حدود 5 ساعت معطلی با یک اتوبوس دیگر راهی تفلیس شدیم بعد از حدود 4 ساعت به هتل نایس محل اقامت گروه رسیدیم صاحب هتل فرد محترمی بنام حامد بود که به گرمی از گروه استقبال نمود. با اینکه هتلی یک ستاره بود ولی فضایی آرام و صمیمی داشت که ما احساس غربت نمی کردیم. بعد از نیم ساعت جلسه ای برای ادامه برنامه صعود در یکی از اتاق های هتل برگزار شد ، صبح روز شنبه 14 شهریور بعد از صرف صبحانه ساعت 9:30 با یک دستگاه ون به سمت شهر کازبک حرکت کردیم . با استراحتی که همنوردان شب قبل داشتند دیدن مناظر طبیعی و زیبایی مسیر لذت بخش بود ، بعد از حدود یک ساعت طی مسیر به سد زیبایی رسیدیم که اطراف آن را پوشش جنگلی پر کرده بود ( شبیه سد شاه البرز در منطقه شیرگاه ) کلیسای قدیمی در مجاورت دریاچه سد قرار داشت که بسیار زیبا بود توریست ها از آن بازدید می کردند ما نیز توقف نموده و از داخل آن دیدن کردیم . در ادامه مسیر از کنار یک پیست اسکی عبور کردیم که با توجه به فصل پر از چمن بود در نزدیکی شهر کازبک وجود صف چند کیلومتری تریلرها برای عبور از مرز نشان این بود که به مرز روسیه نزدیک شده ایم ، بالاخره حدود ساعت 14 به میدان اصلی شهر کازبک رسیدیم وتوانستیم چهره کوه کازبک را پشت تکه ابرها ببینیم . بسیار با شکوه می نمود؛ با آمدن فردی بنام سوسو و هدایت گروه به سمت منزلش محل اقامت آن شب ما مشخص شد. همنوردان بعد از جابجا شدن برای صرف ناهار به شهر رفتند. بعد از صرف ناهار آموخته های برف و یخ را مرور کردیم و با بازرسی نهایی تجهیزات همنوردان آماده صعود شدیم.

گزارش فنی صعود

ساعت 6 صبح روز یکشنبه 15 شهریور بیدارباش انجام شد پس از صرف صبحانه ساعت 7:30 با دو دستگاه ون دلیکا شاسی بلند به سمت کلیسای گرگتی حرکت کردیم بعد از حدود نیم ساعت به کلیسا رسیدیم و منتظر آمدن اسب ها که قبلاٌ هماهنگ کرده بودیم شدیم با آمدن اسب ها ما ساعت 8:30 به سمت یخچال گرگتی و قرارگاه میتو حرکت کردیم . منطقه بسیار زیبا بود در چندین نقطه از مسیرحرکت علامت های صلیب دیده می شد که اهالی برایشان خیلی قابل احترام بود . بعد از حدود سه ساعت به رودخانه ای رسیدیم که عبور از آن کمی وقت ما را گرفت ، آن دست رود خانه چشمه کم فروغی بود که دوستان کمی آب میل کردند و البته کمی هم استراحت . کنار چشمه وسیله عجیبی دیدیم که کاشف به عمل آمد دستگاه زباله سوزی می باشد ، بعد از 15 دقیقه استراحت به مسیر خود ادامه دادیم تا به ابتدای یخچال گرگتی رسیدیم که بصورت آبشار نمایان بود ( البته صحیح آن است که بگوییم به انتهای یخچال رسیدیم ). این اولین برخورد ما با یخچال بود با احتیاط از عرض یخچال عبور کردیم حدود 100 متر بالاتر آن دست یخچال قرارگاه میتو دیده میشد حدود ساعت 15 به قرارگاه میتو در ارتفاع حدود 3700 متری رسیدیم به اتاق های که قبلا رزور کرده بودیم رفتیم ، دو اتاق شش تخته ظاهراٌ شانس آورده بودیم که کوهنوردان روسی نبودند چون با وجود آنها  اگر اتاق هم رزرو میکردیم سرمانم بی کلاه می ماند. بعد از استراحت و صرف ناهار در غذاخوری کمپ که محل گپ و گفت کوهنوردان بود، همنوردان برای گردش و گرفتن عکس اطراف کمپ از قرارگاه خارج شدند. قبل از غروب آفتاب همنوردان به اتاق ها برگشتند و کوله های روز صعود نهایی خود را آماده کردند و به استراحت پرداختند . قرار شد ساعت 24 بیدار شویم و 1 بامداد به سمت قله حرکت کنیم . ساعت 24 وضعیت هوا را با آقای حسین مصطفوی ( راهنمای مسیر) چک کردیم ، متاسفانه منطقه را بارش و بوران فرا گرفته بود . به همنوردان اعلام شد که به صورت آماده باش داخل اتاق ها استراحت کنند ، بعد از گذشت یک ساعت وضعیت هوا تغییر نکرد ، کم کم به فکر کنسل کردن صعود و موکول آن به روز بعد بودیم که حدود ساعت 3 بامداد هوا کمی بهتر شد . برای اینکه امید کاذب ایجاد نشود به همنوردان اعلام کردیم که امروز برای صعود قله تلاش خواهیم کرد اگر در ادامه شرایط جوی مناسب نبود صعود را به فردا موکول می کنیم . حدود ساعت 3:15 بامداد استارت صعود با راهنمایی آقای مصطفوی آغاز شد. با حرکت تیم ما گویا تیم های دیگر هم جراًت پیدا کرده و پشت سر ما سه تیم دیگر هم شروع به حرکت نمودند. از سمت چپ قرارگاه تراورسی را آغاز کردیم و بعد از نیم ساعت شروع به شیب گرفتن کردیم و به آرامی به سمت کناره های یخچال گرگتی رفتیم یخچال ها وقتی شیبشان زیاد می شود از هم جدا می شوند و ایجاد شکاف های یخی می کنند ، ما مجبور بودیم شکاف ها را دور بزنیم تا از محل اتصال شکاف ها راهی برای عبور به سمت بالا پیدا کنیم با توجه به اینکه شکل شکاف ها دائم در حال تغییر است در هر بار صعود باید به دنبال مسیر جدید بود تجربه ای که من در صعود قلل هفت هزاری تجربه کرده بودم و تصور نمی کردم که اینجا هم اینگونه باشد. از طرفی سمت راست مسیر صعودمان دیواره ای از سنگ های سست بود که مدام شاهد ریزش سنگ بود لحظات پر التهابی بود، به هر ترتیبی که بود بعد از سه ساعت از آن منطقه عبور کردیم و به ابتدای یخچال پلاتو رسیدیم. حسین آقا از همنوردان خواست تا کرامپون ها را نصب کنیم و در گرده ها قرار بگیریم ( هم طناب شویم ) از این قسمت مسیر به خاطر هم طناب شدن و بارش برف چند ساعت پیش ( برف کوبی ) سرعت صعود خیلی پایین آمد . از طرفی روی شکاف ها را برف گرفته بود و باید با احتیاط زیادی گام برداری می کردیم . صعود ادامه داشت تا به دو کراکس آخر زیر قله رسیدیم، وضعیت هوا هم متغیر، گاه آفتابی می شد و گاه بارش و بوران بود. به گفته حسین آقا شرایط جوی در اینجا معمولاٌ همینطور است. روی یخ های شیب انتهای قله را برف تازه گرفته بود لذا عمل کرد کرامپون ها و کلنگ را پایین آورده بود که باعث دشواری در صعود می شد (مثل این بود که از شن اسکی بالا می رفتی)، با هر دشواری که بود قسمت انتهایی مسیر صعود شد ساعت 15 بعد از 12 ساعت همنوردان شیرینی ایستادن بر فراز قله کازبک را چشیدند. بعد از گرفتن چند عکس یادگاری مسیر برگشت را پیش گرفتیم ، برگشتمان 5 ساعت طول کشید و بالاخره ساعت 20 به قرارگاه میتو رسیدیم و صعود مهیجمان را تمام کردیم. در پایان از تمام همنوردانی که در این صعود در خدمتشان بودم تشکر می کنم همچنین از آقای حسین مصطفوی که مسئولیت راهنمایی تیم ما را بر عهده داشتند سپاسگزارم.

اعضای شرکت کننده در این صعود :

1 – علی اسدی لاری

2 – مظفر فریدونی ادهانی

3 – علی شریفیان مهر

4 – حمید رضا سالاری

5 – محمد رشید

6 – فوٌاد حاتم نژاد

7 – مجتبی قربانی

8 – ساناز گلزار

9 – احمد پاکپور کیسمی

10 – یاسر ستوده (مسئول هماهنگی)

11 – حسین مصطفوی (راهنما و مسئول فنی)

12 – مجید دلنوا (سرپرست)

تنظیم گزارش : مجید دلنوا

با تشکر از آقای عیسی وند بابت تهیه مقدمه  گزارش.

یا حق.

                                                                               01

ابتدای مسیر حرکت

001

مرز گرجستان

117

کلیسای قدیمی در مجاورت سد

118

اقامه نماز جماعت در کازبک

115

مرور آموخته های برف و یخ

09

کنار کلیسای گرگتی ابتدای مسیر کوهپیمایی

08

دستگاه زباله سوزی

07

ابتدای یخچال گرگتی

0001

0008

دور نمای یخچال گرگتی

02

قرارگاه میتو (mito) ارتفاع 3700 متر

114

غذاخوری کمپ پاتوقی برای گپ و گفت با کوهنوردان دیگر

03

آغاز صعود نهایی به قله

0007

عبور از شکاف های ابتدای مسیر

004

116

 

0006

محل خطرناکی که لحظه به لحظه سنگ ریزش میکرد

06

ابتدای یخچال پلاتو

05

0003

ادامه مسیر در گرده ها

0002

1

003

002

کراکس انتهایی مسیر با شیب حدود 80 درجه

0004

0005

نمای قله و مسیری که طی شده

2

عکس جمعی در قله

111

112

010

تقدیر آقای کامران فرد رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در گرجستان در محل سفارت

 

 این قله دو مسیر صعود دارد یکی مسیر جنوب شرقی از روبروی پناهگاه متو سیتیشین با درجه سختی 3 ب توام با یخ و سنگ و در صورت داشتن برف سنگین در مسیر احتمال ریزش بهمن نیز وجود دارد مسیر از شیب های 35 شروع و در خاتمه تا 65 و 70 درجه به قله میرسد، اما مسیر کلاسیک از طرف پناهگاه است که کاملا 180 درجه از جبهه جنوبی تراورس کرده و بعد از گذشتن از مورن ها و شکاف های یخی متعدد از جبهه غربی سوار بر یال شمالی می شویم که نهایت در شیب های آخر زیر قله با 30  الی 35 درجه در قله به پایان می رسد و این قسمت از مسیر گاهی پوشیده از برف و گاهی کاملا یخ بلوری است که در این صورت تا انتهای قله طناب ثابت کار گزاری می کنیم، این مسیر از پناهگاه 8 الی 10 ساعت تا قله بطول می انجامد و 3 الی 4 ساعت نیز تا رسیدن به پناهگاه زمان برگشت خواهد بود.

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
پرینت

گزارش صعود قله خلنو

سپاس خداوندی را که کوه ها را میخ های زمین و مایه استواری آن قرار داد...

آن بیست و چهار نفر ...

صبح بیست و دومین روز از پنجمین برج سال 94 قرار یاران سلام همنورد مثل اغلب برنامه ها میدان فردوسی است ...

که یکی کوه بود پیش مرد جوان             برانگیخت آن باره را پهلوان

 البته هفت نفر از آن بیست و چهار نفر خانم جوان بودند ... J

 انتخاب برنامه این هفته سلام همنورد خلنو سومین قله سربرافراشته  البرز مرکزی پس از دماوند و علم کوه با ارتفاع 4375 متر ... به قصد آمادگی دماوند بود. 

خلنو از جنوب به شمشک و رودبار قصران ...از شمال به رودخانه وارنگرود ...از شرق به دشت لار و از غرب به وسیله خط الراس هرزه کوه به دره رودخانه کرج متصل است ...سرچشمه اصلی رودخانه وارنگرود و مادر دریاچه کرج ...

دوستان ده صبح از فردوسی حرکت کرده بودند و ده و چهل دقیقه در مسیر به گروه پیوستم و خداروشکر بعد من همنوردی بود که برسد و مفتخر به عنوان آخرین همنورد شود و بعد هم همه مان را بستنی میهمان کند ...

تقریبا یک ساعتی در راه بودیم تا روستای زیبای لالان یا همان لالون ...

قدیمی ترها معتقدند روستا را لاله گون نام بوده است برای گلهای فراوان و پوشش گیاهی وجدآوری که دارد و به مرور در بیان عامه شده است لالون ...

در مسیر فشم دو بانوی کوهنورد به جمعمان پیوستند و حالا حقیقتا شدیم بیست و چهار نفر ...

لالون: ساعت 12:45 – ارتفاع 2400 - حرکت

درهوایی صاف آفتاب تقریبا به میانه آسمان رسیده بود که از میدان مرکزی لالون به خط شدیم و به آرامی مسیر صعود در پیش گرفتیم ... عبور از کوچه های روستا و بعد هم از کنار باغ های پر طراوت و سرسبز، شادی آغاز برنامه فرح بخش مان را دوچندان می کرد ...

کمتر از یکساعت در راه بودیم که سوالمان درباره چرا دمپایی ابری ؟؟ با دیدن مسیر عبور از رودخانه به پاسخ رسید ... که البته خوشبختانه تخته چوبی در نقش پل البته نه خیلی مطمئن از خیس شدن بی نیازمان کرد ... کمی جلوتر استراحت و ادامه مسیر تا چشمه تلخ آب ...

چشمه تلخآب: ساعت 15:30 – ارتفاع 3060 – مسافت طی شده 5 کیلومتر – توقف 2 ساعته

عبادتمان را با جماعت بجای آوردیم و ... ناهاری که رمقی دوباره به جانمان بخشید ...

تجربه دیدن سه چشمه با طعم و رنگ و حتما خواص متفاوت را پیش از این نچشیده بودم ... یکی با طعمی تلخ و گازدار و زمینه ای مسی رنگ دیگری با طعمی ترش و سومی پس از دو طعم غیر معمول شیرین کاممان کردند ...

زیبایی آنجا دوچندان می شد که دو چشمه کنار هم به آرامی قدم میزدند و در ادامه مسیرشان یکی می شدند و این تمایز رنگ در ابتدای مسیرشان شده بود خط الراس مجازی دو مسیل ...

آبشار لالون: ساعت 18:30 – ارتفاع 3340 – مسافت طی شده  7 کیلومتر – برقراری کمپ

به غروب نزدیک می شدیم که از صخره های نه چندان سخت دامنه گذشتیم و رسیدیم به آبشار خلنو ... و کم کم بار اقامت چیدیم و برای شب مانی مستقر شدیم... ستایش و عبادت شامگاه بجای آوردیم و مختصر شامی و ...

تلذذ در جاذبه ی بی بدیل دریای بیکران آسمان شب ... و انصافا چه خوب درس پس می دادند همنوردان علاقه مند ... به راحتی جدی (ستاره قطبی ) و صورت های خرس بزرگ و کوچک و عقرب را یافتند و نمره تمام گرفتند ... و خداوند را شکر از این همه نشانه ...

شیطنت های کلاس کوچکمان در شیب آبشار و تاریکی شب ، سوالهای گاهی تخصصی و دقیق دوستان و کمردرد سرپرست و نورهای گاه بی گاه گروهی که دیر رسیده بودند و حالا در تاریکی شب بدنبال اقامت بودند هم شد جز فراموش نشدنی خاطراتم از صعود خلنو ...

آرام گرفتیم اگرچه خیلی زود خوابمان نبرد اما آرام گرفتیم آرام ... چند دقیقه ای از گرم شدن چشمم نگذشته بود که صدای خش خش چادر توجهم را به بالای سرم معطوف کرد ...خیلی طول نکشید تا یقین کنم یکی از سگهای گله ای که در مسیر دیده بودیم دقیقا چسبیده به چادرمان در حال استراحت است و بیادماندنی تر اینکه تقریبا خواب بودیم که سرود گروهی شان (سگ های گله ) بیدارمان کرد ...خدا را شکر فقط صدایشان را می شنیدیم و از دیده شان محروم بودیم ...

روز دوم: ساعت حرکت 6:30

خوشه پروین و ثور و ...لذتهای نا تمام معجزه شب پیش از طلوع فجر جانی دوباره ام بخشید ...صبحانه ای مختصر و راهی شدیم ... برخی از گروهها برای کار فنی از مسیر تیغه ژاندارک راهی قله می شوند جاذبه ای که حتما اگر خدا بخواهد روزی تجربه اش خواهم کرد اما ما بیست و چهار نفر از کاسه خلنو به قله کوچک و در نهایت به بلندی خلنو صعود کردیم ...

مسیر را از بالای محل استقرار چادرها در امتداد رودخانه ادامه دادیم و پس از عبور از کنار آن به سمت شیب یال سمت راست ارتفاع زیاد کردیم تا به گردنه ورزآب رسیدیم ...

گردنه ورزآب: ساعت 8:45 – ارتفاع 3960 – مسافت 8 کیلومتر – توقف یک ربع

جایی هم ارتفاع با قله توچال که قلل منطقه تمام قد در مقابلمان ایستاده بودند ... قله برج و مسیر تیغه های ژاندارک که از سمت چپ گردنه با سوار شدن بر یال جدا می شد و ما در مسیر دیگر به میانه  دامنه و کنار دشت اسب چال بده بستانی داشتیم تا از کمربر این قلل برای قله مقصد به اوج بازگردیم ...

عظمت ظهور کوهی از دور دستِ باختر در این تکه از مسیر انرژی بخش ما بود و آن مقصد هفته آینده ما دماوند است که گروه خود را برای دیدار نزدیکش آماده میکرد تا ظرفیت حضور در محضرش حاصل شود ... ... ...

سرپرست همیشه همراه گروه چند متر و دقیقه ای مانده به قله فرصت استراحت دادند و برای تشویق و شاید هم افزون شدن هیجان صعود تکرار می کردند تا حالا قله برایمان ناز و دلبری می کرد حالا ما برای او ... که یکی از همنوردان مزاح کردند که می خواهید حسابی ناز کنیم و صعود نکینم و از همین جا برگردیم... J

قله خلنو: ساعت 11:30 – ارتفاع 4375 – توقف نیم ساعته – کل مسافت طی شده 11 کیلومتر

سایه های کوتاه و مایل به غربمان بدون ساعت هم نزدیکی ظهر را گواهی میدادند که به قله رسیدیم و یادمان مرحوم ابراهیم شیخی به یادمان آورد قداست بی بدیل و اوج سربلندی یک کوه را .... آنجا که باور داریم به خدا نزدیکتریم ...

آنجا که دیگر یادآوری کوتاهی مسیر و نزدیکی مقصد دلیل نمی خواهد و ... زمزمه آرام و بی ریای دعای سلامتی مردی که امید همه تاریخ است برای پایان دادن به طومار ظلم و جور ...

خیلی توقف نکردیم همان توقف کوتاه هم به ثبت تصویر این لحظه های فراموش نشدنی در تعداد زیاد گوشی های دوستان همنورد گذشت ... شبیه پرتره نگاری بود مکث های طولانی و پلک نزدن هایمان در ثبت یک لحظه برای بیش از پنج دوربین همراه ....

در هر جبهه از این قله که عنوان بلندترین قله البرز مرکزی را با خود دارد نگاه بیندازیم قلل متعدد و معروفی از البرز همچون قله بی همتای دماوند در شرق و دومین کوه بلند علم کوه در غرب و آزاد کوه رغیب نزدیک خلنو در شمال و سایر کوه های رودبار قصران همچون سرکچال ها کلون بستک و جانستون و ... در اطراف جلوه گر برگ های دفترچه خاطرات گروه است.

بازگشت: ساعت 12

در مسیر برگشت چند گروه شده بودیم و قرار بعدیمان آبشار محل اقامت چادر ها ...

در بیشتر این بخش مسیر که شیب هم تند بود و سنگلاخ پا می گذاشتم جا پای سرقدم با تجربه تر و در تمام مسیر به این فکر میکردم که عجیب نیست شیعه را چنین تصویر کرده اند رهرویی که پا جا پای امامش میگذارد دقیقا جا پای او نه حتی اندکی به راست و چپ ... نه اندکی جلوتر و نه اندکی دورتر ...که اگر چنین شود سقوط حتمی است...

چه مصداق بی نظیریست این رهرویی برای شیعه گیمان ... بازهم خدایا شکر تورا برای امامانی که بی دریغ هادیمان شدند برای رسیدن ...  استراحتی مختصر و بازگشت و ثبت خاطره صعودی دیگر ...

کمپ چادرها: ساعت 15 – توقف 2 ساعته

غروب بود که همنوردان در روستا یکی یکی از راه رسیدن و سوار برمرکب تیزپایمان از مسیر جاده زایگان به فشم و برای گریز از ترافیک بازگشت جمعه به سمت امامه و لواسان راه خانه در پیش گرفتیم ... و نمیشود گذشت از جاده نوردی شبانه مان در پیچ و خم مسیر بازگشت که مرکب راهوارمان با بی زبانی و بوی شدید لنت گفت که توان وزنمان را در سرپایینی جاده ندارد و پیاده روی شبانه در جاده راحت آباد به بوجان خاطره ای که شاید هرگز تکرار نشود ...

آغاز و پایان از آن خداوند است ...

نگارنده گزارش: سرکار خانم کریمی

 


 

تصاویر برنامه

 

IMG 2075

روستای لالون

 

IMG 2078

گذر از کنار باغات

 

IMG 2079

عبور از رودخانه

 

IMG 2081

ورود به تنگه لالون

 

IMG 2093

مسیر هموار و کم فراز و نشیب روز اول

 

IMG 2102

چشمه تلخآب

 

IMG 2105

جماعت همنوردان

 

IMG 2130

حلقه معارفه دوستان جدید

IMG 2138

استقرار چادرها

 

IMG 2143

نجوم

 

IMG 2150

صعود روز دوم

 

IMG 2151

دور شدن از کمپ

 

IMG 2160

دسته جمعی گردنه ورزآب با نمای تیغه های ژاندارک

 

IMG 2175

دماوند

 

IMG 2190

شیب قبل از اوج 

 

IMG 2202

گروه برفراز قله خلنو

 

IMG 2215

 

نماد ها: پرچم، یادمان، سنگ چین، دماوند

 

IMG 2240

برف چال پایین تر از آبشار لالون

 

IMG 2244

گروه اطراف چشمه تلخآب

 

 

IMG 2245

 

گله های منطقه

IMG 2247

رودهای فراوان منطقه 

پرینت

صعود قله کوه آرارات ( بام ترکیه ) 2015

بسم الله الرحمن الرحیم

0001

اعضاء گروه کوهنوردی سلام همنورد قله 5138 متری کوه آرارات، را همزمان با سالروز عملیات افتخارآفرین مرصاد(1367 ه.ش) در تابستان 1394 فتح نمودند و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را بر فراز بام کشور ترکیه به اهتزاز درآوردند.

***** 

زمانی که ما همنوردان از برنامه و صعودمان مشعوف بودیم تو بودی که دغدغه مند اجرای هر چه بهتر برنامه بودی و بدون شک با وجود دغدغه ای که داشتی لذتی را که برای همنوردان فراهم آوردی، خود نچشیدی!

دستان مهربانت را به گرمی می فشارم و بوسه ای به احترام ...

و این گزارش را تقدیم می نمایم بر تو مربی و سرپرست دوست داشتنی گروه معظم سلام همنورد، که اگر نبود قلب رئوف و وجود عزیزت، هیچ روزنه ی امیدی برای رسیدن بر فراز بام ترکیه وجود نداشت!

خداوند را به سبب وجودت شاکریم ...

*****

بر فراز قله باستانی آرارات

 

قرن‌ها همچون ثانیه‌هایی آمده و گذشته‌اند

تندرهای بی‌شماری شمشیر آسا

 

بر تارک آن فرود آمده و گذشته‌اند

دیدگان نسل‌هایی که از مرگ در بیم بودند

 

به قبله درخشانش نظر افکنده و گذشته‌اند

اکنون کوته زمانی نوبت از آن توست

 

تو نیز بر سیمای پرشکوهش نگاهی بیفکن و بگذر!

 

کوه آرارات شعری از آوتیک ایساهاکیان

مشخصات منطقه و کوه:

کوه آرارات به زبان محلی AGRI DAGI (کوه محله ی آگری) نامیده میشود و در مجاورت مرز مشترک ایران و ترکیه در دشت آرارات قرار دارد. دشت ‌آرارات به وسیله کوه های آراگاتس ـ آرا ـ ماسس های کوچک و بزرگ و رشته کوههای گماقا احاطه شده و ارتفاع آن از سطح دریا 800 الی 1000 متر است . طول آن 200 کیلومتر است و عرض آن 20 الی 45 کیلومتر است . از مرز شمالی تا رودهای ارس و آخوریان و مرز جنوبی تا کوه گایلندروگ میرسد. رودخانه ارس دشت آرارات را به دو دسته تقسیم می کند . قسمت راست منطقه بین ایران و ترکیه و قسمت چپ آن ارمنستان و نخجوان قرار گرفته است . آرارات کوچک و بزرگ بوسیله یک خط الرأس به هم پیوند داده می شود. جهت کوهها در ترکیه دست چپ آرارات بزرگ و دست راست آرارات کوچک دیده می شود . کوه آرارات در طول جغرافیایی 18/44 شرقی و عرض 42/39 شمالی قرار گرفته . ارتفاع آرارات بزرگ 5138 متر و کوچک 3895 و نزدیک ترین آبادی در جبهه جنوبی این کوه به شهرستان دوغ بایزیت و جبهه شمالی و شمال غربی به شهرستان اقدیر مشرف می شود. در کتاب عهد عتیق آمده است که کشتی نوح پس از طوفان بر خاک آرارات نشست.

بهترین جبهه جهت صعود، جبهه جنوبی می باشد، زیرا دارای امکانات بهتری است. دامنه های کوه دارای چمنزارهای غنی و زیباییست  و عشایر کرد ساکن در دامنه های آرارات جهت استفاده از این چراگاهها در دامنه های آن پراکنده اند و میزبان های خونگرمی جهت استقبال از کوهنوردان هستند. (زبان اهالی منطقه تورکی و کورمانج می باشد.)

آخرین فوران :

سال 1840 میلادی

اولین صعود :

اولین صعود به این کوه که مارکوپولو آن را امری ناممکن دانسته در 9 اکتبر 1829  توسط فردریک وان پاروت به واقعیت پیوسته است. دومین صعود مدت زمان زیادی پس از اولین صعود توسط رئیس سابق فدراسیون کوهنوردی دکتر بوزکورت ارگور در 21 فوریه 1970 انجام شد. در سال 1980 هزاران کوهنورد از کوه آغری دیدن کردند.

مکان های مناسب برقراری کمپ :

بیس کمپ در ارتفاع 2300 متری

كمپ 1 در ارتفاع 3330 متري

كمپ 2 در ارتفاع 4200 متري

فصول صعود :

بهترين زمان صعود در فصل تابستان و مرداد ماه مي باشد. البته در دیگر فصول نیز برنامه های صعود برقرار است و صعودهای زمستانی نیز انجام می شود.

آب و چشمه هاي منطقه :

چشمه آب در روستاي توپچاتان – چشمه آب دركمپ 1 و آب حاصل از ذوب شدن يخچال در كمپ 2 موجود مي باشد.

گونه گیاهی قالب :

آویشن ، بومادران ، بابونه، پونه وحشی و...

مختصات جغرافيايي و نحوه دسترسي به آن:

1- مرز بازرگان 2- جاده بازرگان به شهر دوغ بايزيت 3- روستاي توپچاتان 4- روستاي علي 5- بیس کمپ  6-كمپ یک 7- کمپ دو 8- قله آرارات

نکته : كوهنوردان مي بايستي قبل از ورود به منطقه مجوز هاي لازم را كسب و به وسيله يك راهنمای محلی این قله را صعود کنند.

 راهنمای محلی :

آقای نوور سین (فرزند خان منطقه)

سرپرست برنامه :

جناب استاد مجید دلنوا

روحانی گروه :

حجت الاسلام شیخ علی شریفیان مهر (مشهور به طلبه ی کوهنورد)

گزارش نویس :

همنورد محمدرضا عیسوند

  همنوردان حاضر در برنامه:

آقایان : علی ربیعی، علی سعیدان،  منصور محمدی، غلامعلی باهری، حسن ارجمندی، مهدی نوزادی، محمد رشید، محمد جواد اسدی، حامد ایوانی، سعید یاری، حسین فلاحت پیشه

خانم ها : دیانت، خسروی، حسینی

  و گزارش صعود :

روز یکم تیر ماه 1394 پیامکی متفاوت با تمام پیامک های گروه، روی گوشی ها رسید مبنی بر اعلام آمادگی و ثبت نام اردوی صعود به بام کشور ترکیه قله 5138 متری کوه آرارات و با مشاهده ی سایت مطلع شدیم تا 20 تیر ماه فرصت داریم که جهت حضور در این برنامه اعلام آمادگی نماییم.

سه شنبه 30 تیر 1394

اسامی 16 نفر از دوستان در نهایت برای این صعود ثبت می شود. تشکیل گروه در شبکه اجتماعی جهت آشنایی همنوردان و اطلاع رسانی در خصوص روال برنامه و تجهیزات مورد نیاز.

پنج شنبه 1 مرداد ماه 1394

اردوی قله توچال (آمادگی برنامه صعود به قله آرارات) و برپایی کمپ و شب مانی در قله و جهت هم هوایی و پیشگیری از بیماری های ارتفاع.

شنبه 3 مرداد ماه 1394

با هماهنگی قبلی سرپرست عزیز جناب آقای دلنوا، همنوردان راس ساعت 18:00 در میدان منیریه حضور یافتند تا کسورات تجهیزات سفر و صعود را خرید و تکمیل نمایند.

دوشنبه 5 مرداد ماه 1394

ساعت قرار و حرکت همنوردان 18:30 در ترمینال غرب (آزادی) می باشد. با کمی تاخیر یکی از همنوردان که پیگیر بنر گروه بوده است، ساعت 18:45 دقیقه تهران را بوسیله یک دستگاه اتوبوس ویژه تختخوابشو به مقصد مرز بازرگان ترک نمودیم. پس از اقامه نماز جماعت و صرف شام در یکی از رستوران های بین راهی به ادامه مسیر پرداختیم.

سه شنبه 6 مرداد ماه 1394

پس از گذر از شهرها و روستاهای بین راه (مرند، ماکو و...) حدود ساعت 7:30 صبح بود که در مرز بازرگان از اتوبوس پیاده شدیم. با هماهنگی سرپرست، سوار بر میدل باس به سمت اداره خروجی گمرک رفتیم. پولهایمان را به لیر و دلار (که هر لیر معادل 1200 تومان و هر دلار معادل 3300 تومان است) تبدیل نمودیم، صبحانه را صرف و با پرداخت عوارض خروج پس از حدود یک ساعت از مرز وطن خارج شدیم. وارد گمرک (حدود) مرزی ترکیه شده و بعد از دو ساعتی معطلی (به علت قطعی اینترنت ترکیه) از مرز رد شدیم. ساعت هایمان را یک ساعت و نیم به عقب برگرداندیم. (به برکت حضور جناب رشید صبحانه ی دوم را نیز صرف نمودیم.) پس رسیدن با تاخیر همنوردانی از گیلان و گلستان این بار سوار بر 5 دستگاه خودروی ون ترکیه به سمت شهر دوغ بایزیت راه افتادیم. و در بین راه از یک فرعی روستایی به سمت بیس کمپ رهسپار شدیم. چشم انداز زیبای کوه آرارت از داخل شهر همه را جذب خود کرده و به همه ما انگیزه مضاعفی می دهد.

ساعت 12:00 به وقت محلی است که به بیس کمپ (ارتفاع 2200) می رسیم.

سرپرست ما را با نور سین (Latin name) راهنمای ترک آشنا می کند. کوهنوردی جوان که دائم السیگار و الفیس بوک می باشد!!!

گونی های تجهیزاتمان را که آماده کرده بودیم بار قاطر نمودند. هزینه هر قاطر که هر کدام سه گونی را برایمان جابجا می کرد 100 دلار بود. کوله هایمان را بر پشت انداخته و حرکتمان را شروع کردیم. پس از طی 50 متر از مسیر جناب آقای دلنوا ایست داده و با بیان نکاتی در مورد کوهنوردی و مسیر پیش رو گروه را توجیه نموده و به مسیر ادامه دادیم. نمای قله از این منظر هم بیانگر راهی بسی سخت و طولانی است. در طول مسیر چادر هایی از عشایر و گله های گاو، گوسفند و اسب مشاهده می شود.

بعد از حدود 3 ساعت کوهپیمایی در مسیر پاکوب به چادر عشایر کورمانج رسیدیم که با آب چشمه و دوغ محلی به استقبالمان آمدند. پس از توقف نیم ساعته ، مبلغ 50 لیر به نشانه تشکر از دوستان عشایر توسط جناب دلنوا پرداخت شد و به سمت کمپ یک رهسپار شدیم. (ضمنا ما به همراه خود، جناب آقای محمد رشید، یکی از پیشکسوتان گروه را به همراه داشتیم که مسلط به زبان کورمانجی بودند!)

پس از 1.5 ساعت کوهپیمایی و عبور از دامنه کوه و چادرهای عشایر به ارتفاع 3200 که کمپ یک (محل برقراری چادرهایمان) است رسیدیم. چادرها را برپا نمودیم و مشغول امور چادر ها و تعویض البسه شدیم. استراحتی نیم ساعته به ما جان دوباره ای بخشید.

این زمان بود که جناب دلنوا همنوردان را دچار سورپرایز نمودند با مهیا نمودن آتش و جوجه کباب!!!

پس از صرف جوجه کباب، سرپرست همنوردان را فراخوان داد تا انتقادات و پیشنهادات را بشنود و نسبت به ادامه مسیر و برنامه توجیه نماید.

با رسیدن اوقات شرعی مغرب صدای اذان مغرب همنورد عزیزمون حامد ایوانی در کمپ 1 طنین انداز شد و همنوردان نماز مغرب و عشا را به امامت حجت الاسلام شریفیان مهر، اقامه نمودند که مورد توجه خاص کوهنوردان خارجی (آمریکا، انگلیس، هلند، آلمان، ارمنستان و...) قرار گرفت.

پس از اقامه نماز و صرف شام و چای به خاطره گویی و بیان تجربیات پیشکسوتان و عکاسی شب پرداختیم.

چهارشنبه 7 مرداد ماه 1394

پس از اقامه نماز صبح و استراحتی کوتاه طبق برنامه اعلامی شب قبل سرپرست، ساعت 8 صبح پس از بیداری و صرف صبحانه تمام بار گونی و کوله را جمع نموده و ساعت راهی کمپ 2 که محل استراحت بعدی و برقراری چادرهایمان بود شدیم. شیب مسیر کمپ 1 تا کمپ 2 بسیار زیاد بود و حرکتمان را آرام ادامه دادیم.

پنج شنبه 8 مرداد ماه 1394

طبق برنامه قبلی ساعت 30 دقیقه بامداد همگی بیدارشده و برای صعودی دلنشین آماده می شدیم و ساعت 1:30 بامداد به سمت قله زیبا و پوشیده از برف آرارات حرکت نمودیم.

هوا به قدری سرد است که آب های همراهمان تگرگی شده اند. مسیر صعود دارای شیب زیادی است سرپرست عزیزمان با سرقدم های بسیار کوتاه حرکت می نمودند و بسیار در اندیشه ی این که هیچ کدام از همنوردان از صعود باز نمانند. از ارتفاع 4800 متر یخ و برف و چند یخچال دایمی است که اگر شرایط جوی نامناسب باشد عبور را سخت می کند و از آنجا که بخت با ما یار بود وضعیت جوی بسیار صاف و آرام بود و نوید صعودی موفقیت آمیز به ما می داد. در ارتفاع حدود 4800 کرامپون ها را بسته، پوشاک گورتکس را پوشیده و ادامه مسیر را بر روی یخچال آرارات طی کردیم.

ساعت 7:45 بر فراز قله ی آرارات، جناب استاد دلنوا و حجت الاسلام شریفیان با آغوشی گشاده در انتظار همنوردان بودند و تا به آغوش بگیرندمان... سجده شکر بجای آوردیم. برخی همنوردان با حرکات ژانگولر (پشتک و وارو و بالانس) اشتیاق خود را نشان دادند. گونه هایمان را اشک شوق تر کرده بود. همدیگر را در آغوش می گرفتیم و همگی به هم تبریک گفتیم.

*****

با رسیدن تمام همنوردان و آرام بودن وضعیت جوی، این ذکر تداعی شد:

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ

جنبش و نيرويى نيست جز به خداى والاى بزرگ 

*****

پس از حدود نیم ساعت توقف بر فراز قله و گرفتن عکس های یادگاری و خوشحالی از کسب افتخاری دیگر برای وطن عزیزمان و گروه سلام همنورد، روانه کمپ 2 شدیم. ساعت 11 است که به کمپ 2 رسیدیم. همگی بسیار خسته بودیم. طبق صلاحدید سرپرست به استراحت پرداختیم.

حدود ساعت 2:30 بعد از ظهر است که تقریبا همگی بیدارند. چادرها و وسایلمان را جمع کرده و همه سرمست از صعودی دلنشین و ثبت موفقیتی دیگر در دفتر خاطرات زندگیمان حرکت به سمت کمپ 1 را آغاز نمودیم. در طی مسیر بازگشت با گروه های زیادی از کشورهای دیگر همچون آلمان، انگلیس، آمریکا، هلند و... مواجه روبرو و همکلام شدیم. آنها نیز به ما تبریک گفته و ما هم برایشان آرزوی صعودی موفق را داشتیم.

ساعت 4:30 بعد از ظهر به کمپ 1 رسیدیم و پس از نیم ساعت استراحت به سمت بیس کمپ رهسپار گشتیم.

حدود ساعت 8:30 به بیس کمپ و محل پارک خودروهای ون رسیدیم و راهی شهر دوغ بایزیت و هتل زیبای گلدن شدیم. شب برای صرف شام به رستوران بسیار زیبای سارای رفتیم و آدانا کباب (مثل کباب بناب) و سوپ نوش جان نمودیم تا هم آب بدن و هم پروتئین را جبران نماییم.

جمعه 9 مرداد ماه 1394

ساعت 7 صبح همگی در رستوران هتل (طبقه هفتم) برای صرف صبحانه جمع می شویم. در حیاط رستوران چند عکس با نمای دور قله ی آرارات گرفتیم. طبق برنامه قبلی پس از آن کوله ها و بارها را در میدل باس گذاشته و با شوقی وصف ناشدنی به سمت شهر وان می رویم. جناب دلنوا می فرمایند به خاطر صعود سلامت تمام همنوردان، بازدید از پل و شلاله مرادیه (شلاله در زبان تورکی به معنای آبشار) جایزه همنوردان می باشد. پس از یک ساعت حرکت در جاده ی شهر وان به محل آبشار رسیدیم و پس از توقفی نیم ساعته و گرفتن عکس های یادگاری به سمت شهر وان و هتل ساحلی مریت راه افتادیم. کلیدهای اتاقمان را که تحویل گرفتیم و به رستوران برای سرو ناهار رفتیم و پس از آن به حمام تورکی و سونا در طبقه ی زیرین هتل رفتیم و خستگی و کوفتگی را از بدن ها خارج نمودیم. حدود ساعت 6 همگی جهت بازدید از شهر روانه کوچه و خیابان های شهر وان شدیم. هوا بسیار عالی است. حدود ساعت 10 شب با شناخت قبلی همنورد عزیزمان "آقا حسن ارجمند" به یک قنادی رفتیم و چای و باقلوای گرم و تازه نوش جان نمودیم و به هتل بازگشتیم.

شنبه 10 مرداد ماه 1394

صبح پس از سرو صبحانه در رستوران ساحلی هتل مریت، برخی از همنوردان به دریاچه رفتند و برخی دیگر گردش در شهر را ترجیح دادند. بعد از یک صعود دلچسب ، گشت و گذار در شهر و دریاچه وان تمام خستگی را از تنمان به در کرد.

سرپرست برای راحتی همنوردان سرویس مستقیم وان به شهرستان خوی را هماهنگ نموده بودند. ساعت سه بعد از ظهر بود که از وان به سمت خوی حرکت نمودیم.

پس از بازگشت از شهر وان به مرز رازی آمدیم و مهر خروج را در پاسپورت خود ثبت و ساعت 6 بعداز ظهر به وقت قدم در خاک ایران گذاشتیم. ساعت 7:30 در ترمینال خوی پیاده شدیم. پس از اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت حجت الاسلام شریفیان مهر سوار بر اتوبوس ویژه تختخوابشو که از قبل هماهنگ شده بود به سمت تهران رهسپار شدیم.

یکشنبه 11 مرداد ماه 1394

ساعت 9 صبح به تهران (ترمینال غرب) رسیدیم و برنامه طلب حلالیت و خداحافظی ...

الحمدلله رب العالمین

0003

عبور از مرز بازرگان

0005

0014

 0009

0007

0006

0002

0015

0013

نمایی از پل قطور هنگام برگشت از مرز خوی

 
پرینت

گزارش مهتاب نوردی امام زاده داوود 1394

بسمه تعالی

110 

مزه عشق به این خوف و رجا هاست رفیق         عشق سرگرمی اش آزار و تسلاست رفیق

قیمت یک شب از آن چشم، غزل نوشیدن             سالها بیت به بیت آه و تمناست رفیق

تقویم رو میزیم روز دوشنبه 09/04/1394 مصادف با 13 رمضان 1436 رو نشون می داد.همه چی با یک پیامک از یه دوست قدیمی آغاز شد.

سلام علی برا مهتاب نوردی هستی ؟

پیغام خیلی نامفهوم بود، ولی از طرف کسی بود که خیلی وقت بود که از آشنایمون می گذشت به خاطر همین کنجکاو شدم بدونم جریان چیه پس معطل نکردم و تماس گرفتم

-          علیرضا سلام جریان چیه ؟

-   هیچی قراره با یه گروه شبونه از راه فرحزاد بریم امام زاده داود(ع) گفتم به تو هم بگم، هستی ؟

-          ساعت چند؟ چطوری ؟ برنامه چیه ؟

-   ساعت 18 ، از امام زاده صالح (ع) فرحزاد به امام زاده داود(ع) بعدشم برگشت بعد از نماز صبح با وسیله نقلیه

و این سوال و جواب ادامه داشت تا این که من یه حرفی زدم که انگار یه سطل آب یخ ریختم رو سرعلیرضا

-   علیرضا نمی دونم بتونم بیام یا نه چون همش بیشتر از3 ماه نیست که از عمل زانوم گذشته می ترسم فشار بیاد یا حتی کم بیارم

-          اونم خیلی رک گفت :

این همه سوال و جواب و آخرش هم این ؛ من از اولش می دونستم نمی یایی و ....

هر جور بود می خواستم بیام خیلی وقت بود تو این جوا نبودم بالاخره خودم رو قانع کردم تا کوله ام رو ببندم

الا یا ای الساقی ادر کاسا و ناولها       که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

من همیشه سعی کردم سر قرار به موقع حاضر باشم ولی باز مثل همیشه علیرضا دیر کرد ( 15 دقیقه تاخیر )، با هم راهی شدیم به سمت امازاده صالح (ع) فرحزاد.

بعد از پارک ماشین در محل حیاط امام زاده وکلی جر و بحث در خصوص پا پوشه من ( علیرضا می گفت پوتین بپوش ولی من می گفتم با کتونی راهتر هستم چون سبکتره ) به سمت محل تجمع حرکت کردیم.

در اولین برخورد با احسان، حامد، علیرضا و دوست گلم مزدک خان یزدی آشنا شدم.

کم کم که افراد گروه اضافه می شدن دلم قرص تر می شد که تصمیمی که گرفتم درست بوده چون به نظر گروه گروه خوبیه .

ساعت حدودای 18:45رو نشونه رفته بود که از ماشین فرماندهی دستور حرکت به ستون یک صادر شد.

در داخل شهر با دو سه تا دیگه از بچه های گروه آشنا شدیم ( مجتبی و دوستان ) هرچند که سن اونها سالهای زیادی رو نشون نمی داد، ولی دل بزرگی داشتن مصمم و با اراده.

بعداز 45 دقیقه پیاده روی به ابتدای جاده خاکی رسیدم که در این حین ماشین حمل وسایل به همراه آقا اسلام از کنار ما رد شد        نا خودآگاه یاد یکی از دیالوگهای فیلم اخراجی ها اوفتادم و گفتم :

-          شما زودتر اومدید مدیر شدی و بهتون ماشین رسیده ولی ما تازه کاریم و دارن پیاده می برنمون

و بعد خنده دور و بریا

تا یادم نرفته اینم بگم در همون ابتدای مسیر تعدادی سگ با واق واق کردناشون به ما خوشامدگویی گفتن و شاید هم چه می دونم هیجان زده شده بودن و تو دلشون بلند می گفتن آه چقدر آدم مثبت! تو ماه رمضون پیاده تو راه امام زاده.

هی تند و تند دمشون رو تکون می دادند واق واق می کردند.

بعد از مدتی پیاده روی دیگه تن بچه ها به عرق نشسته بود و لبا خشکه زده بود روزه بعضی ها رو برده بود.

گرسنگی، تشنگی و گرد خاک حاصل از تردد اتولها و موتورها یسری زمزه مها رو تو بچه ها به راه انداخته بود مثلاٌ محمد آقا نورزی که بعد از مدتها بازهم با گروه همراه شده بود می گفت :

-   داش علی نمی دونم آبم کم بود، نونم کم بود، ماه رمضونی دهن روزه پیاده امام زاده اومدنم چی بود.

در همین احوالات علی آقا خندان با اون عصای موسی نشان به بچه ها روحیه می داد و از کوه نوردی و طبیعت گردی و ... صحبت      می کرد.

شاید تو این زمان چیزی که ما رو امیدوار می کرد سنگین حرکت کردن ماشین های گروه بود که خبر از حمل خوردنی های خوشمزده می داد و ما هم به اومید اون لحظه ثانیه ها رو تیک می زدیم.

دیگه دم دمای به خونه رفتن خورشید خانوم پشت کوه ها بود و بالا اومدن ماه شب چهارده.

وقتی که به محل اولین اتراقگاه رسیدم دیگه وقت اذان شده بود و صدای فرمانده، ندومبده استاد و یا ... را شندیم که به ملوانها گفت لنگرها رو بندازن چون خشکی مناسبی رو روئیت شده.

اذان رو آقا سید گفتن و ماه هم آماده برای روزه باز کردن.

می شد این حرفها رو تو بین بچه ها شنید؛ یکی می گفت :

-          عجب سلیقه ای نون و پنیر و سبزی و خرما

-          چه شربت باحال و جیگر خنک کنی نه شیرینیش دل و میزنه و نه مزه آب میده

و اون یکی گفت:

-          چقدر خوب آش جاش اوفتاده دست اونکی پخته درد نکنه، خدا خیرش بده و ....

حالا دیگه همه روزه هاشون رو باز کرده بودن و آماده برای نماز جماعت و چقدر نزدیک است خدا.

بعد از مدتی کوه پیمایی و پیچ و تاب خوردن بین پیچ های جاده خاکی به محل استراحتگاه دوم رسیدیم که آقا مجید اونهایی که جلو رفته بودن رو برگردوند و اونهایی که عقب مونده بودن رو منتظر شد تا بیان و بعد بادی در سینه انداخت و گفت :

-   همنوردا قراره الان از اطلاعات سرکار خانم کریمی در زمینه جهت یابی از طریق ستاره ها استفاده کنیم که با بیان شیوا و رساشون در خدمت شما باشن.

خانم کریمی شروع کردن و گفتن :

-          این دب اکبره اون اصغر و اونهم ملاقه و ستاره قطبی و ....

یکی از دوستا زیر لب گفت :

-          نمی دونم چرا اسم هرچی دست نیافتنیه تو آسونهاست ستاره، ماه، خورشید و ....

بعد از تموم شدن توضیحات پذیرایی چای و شربت به راه شد و بچه ها یه گلویی تازه کردن تا شاید عطش به گلو نشسته رو سیراب کنند.

القصه تا چشم کار می کرد کوه بود و ماشینهایی که از کنار ما رد می شدن و گاهی تیکه مینداختن و گاهی خدا قوت. اما یکی از چیزهایی که ما براش دل به کوه و کمر زده بودیم سر ناسازگاری گذاشته بود.مهتاب خانوم رو می گم بازیش گرفته بود هی می رفت پشت ابرا قایم می شد تا ما پیداش کنیم و ماهم تو دلمون می گفتیم ما اومید شما رو ببینیم و شما همش رفتی پشت ابر و ....

تو همین فکر و خیالها بودیم که زمزمه ای از پشت سر توجه من رو به خودش جلب کرد و بعد یسار و بعد هم یمینم بعله، بچه ها داشتن آواز می خوندن بالاخره روز میلاد بود، یکی دشتی یکی رشتی یکی تو حال و هوای کشتی .... منم از فرصت استفاده کرده شعرها و سرود هایی رو که بلد بودم زمزمه می کردم تا اینکه محمد رضا گفت :

-          بابا یکی یه چیزی بخونه

ما هم از خدا خواسته خوندیم :

یارا یارا گاهی دل مارا به چراغ نگاهی روشن کن     چشم تار دل را به ........

حال و هوای گروه عوض شد و یه جون دوباره گرفت تا به استراحتگاه سوم رسیدیم.

اوف عمو حسن یه حرکتهایی زده بود. این دفعه علاوه بر پذیرایی چای و آب، قراربود شیرینی زولبیا و بامیه عمو حسن شیرین کاممون کنه و قندهای افتاده رو بالا بیاره ( دمت گرم عمو حسن و الهی که همیشه شیرین باشه زندگیت )

زمزمه بعضی ها که خستگی بهشون چیره شده بود بلند شده بود و طلب استراحت بیشتری می کردن و یکی از دوستان اوتول سوار گفت :

-          بابا راهی نیومدید که

اون یکی بدون فوت وقت و در سیم ثانیه جواب داد :

-          معلومه که سواره از پیاده خبر نداره خدا شانس بده و ....

خدا رو شکر که بحث ها شوخی بود و همراه با خنده و باز حرکت به سمت بالا

اوقات گروه به سکوت می گذشت و گاهی محمد رضا خارج از صف از خودش خلاقیت به خرج میداد یه صلوات و ... میفرستاد و عمو حسنم حی به شوخی به من گیر میداد که آقا برو تو صف و بعد می خندیدم اما اینهام دیگه جواب نمی داد گروه نیازمند انرژی با دوز بالاتر بود

علیرضا حی منو تحریک می کرد و می گفت :

-          حاج علی کار خودته و ....

منم دل زدم به دریا و غزل و قصیده و دوبیتی و هرچی که از حفظ بودم و یا روی تبلتم داشتم رو خوندم

روز موعود سحر گاه حسن را عشق است                 بعد ایوان نجف باب حسن را عشق است

در مدینه چه خوش است رفتن بین الحرمین               حرم فاطمه و صحن حسن را عشق است

و در آخر با یه شعر به سبک بحرل الطویل در مورد امام زمان مجلس رو ختم کردم

رفقا سر ذوق اومده بودن، تکرار می کردن و احسنت می کفتن و دست میزدن و ....

و باز پیچ و تاب خوردن در مسیر تا رسیدن به تپه سلام، عکس یادگاری، درد و دل کردن و ... کارهایی بود که بچه ها انجام می دادن تا اینکه قرار شد بعضی بمونن برای خوندن دعای کمیل و برخی راه رو ادامه بدن برای رسیدن به مقصد و مقصود جناب حضرت امام زاده داود ( ع )

البته نباید در این مسیر تلاشهای برنامه ریزان، هماهنگ کنندگان، سرپرستان،خوانندگان، رانندگان، پذیرایی کنندگان، به صف کنندگان، پزندگان غذا و پخش کننده گان و تلاشهای بی دریغ عکاسان رو که برای ثبت خاطرات تلاش می کردن نادیده گرفت.

دیگه گنبد طلایی و بلند امام زاده چشم هام رو نوازش می کرد و این شعر را برزبانم جاری:

بدون مقصد، پایانه ها شبیه همند              

                     همین که دور شوی خانه ها شبیه همند

کسی شبیه تو حرف مرا نمی فهمد        

                   مسلم است که بیگانه ها شبیه همند

مرا شراب نگاه تو مست کرده فقط  

                         که گفته است که پیمانه ها شبیه همند؟

بیا کمی متفاوت به آخرش برسیم  

                       وگرنه اولش افسانه ها شبیه همند

                                                         یا علی

                                                         ارادتمند همه دوستان همنورد- علی کریمی 13/04/1394

111

آغاز حرکت از فرحزاد

112

113

رسیدن به محل افطار و خنک شدن تعدادی از همنوردان

114

افطار در کنار چشمه آب زندگانی

115

116

117

اقامه نماز بعد از افطار

118

119

حرکت به از افطار

120

121

تصویر امام زاده از تپه سلام

122

سحری در امام زاده داوود

123

124

                                                        

علاقمندان ساکن تهران برای اطلاع از برنامه های گروه سلام همنورد در تهران می توانند با ارسال نام و نام خانوادگی خود به سامانه پیامکی به شماره ۱۰۰۰۳۳۵۱۶۶۲۷۴۶در لیست اطلاع رسانی گروه اضافه شوند

کلیه حقوق این سایت به گروه سلام همنورد متعلق است| Copyright © 1392 salamhamnavard.com

 

سایت رسمی گروه سلام همنورد