• photo ۲۰۱۸-۰۳-۲۶ ۲۱-۵۵-۲۳
  • photo ۲۰۱۸-۰۳-۲۶ ۲۱-۵۴-۲۴
پرینت

گزارش پیمایش غار گل زرد

بسم الله الرحمن الرحیم

IMG 5531

عنوان برنامه: پیمایش غار گل زرد

تاریخ برگزاری: 4 مهر 1393

منطقه: پلور

سطح فعالیت: متوسط

تعداد افراد: 20 نفر

سرپرست: آقای دلنوا

مربی و راهنما: آقای عرب

 

پرینت

صعود زوج کوهنورد گروه به قله سبلان

در مدتی که تعدادی از همنوردان عازم صعود آرارات بودند، زوج همنورد گروه فرصت را غنیمت دانسته و برنامه صعود به سبلان را مشترکا اجرا کردند تا سه قله مرتفع ایران یعنی دماوند، علم کوه و سبلان را در فاصله حدود یک ماه از مرداد تا شهریور 93 با موفقیت صعود کرده باشند. ضمن اینکه هر دو برای اولین بار این قلل را فتح کردند.
با آرزوی موفقیت برای خانواده ایشان به فرزندانشان نیز که در برنامه ها همراه هستند تبریک میگوییم.
 
sabalan 4
 
گزارش زمانبندی صعود به سبلان
افراد: آقای کرمی و خانم زرگر
تاریخ: 93/06/21
ساعت حضور در پارکینگ شابیل: 7 صبح 
ساعت رسیدن به قرارگاه حسینیه: 8:15
ساعت صعود: 8:30
فتح قله: 12:30
ساعت شروع برگشت: 13
رسیدن به حسینیه: 16
رسیدن به پارکینگ: 17
 
پرینت

گزارش سفر ترکیه و صعود قله آرارات

بسم الله الرحمن الرحیم

IMG 5006با سلام و درود به پیشگاه قاتحان واقعی قله های ارزشمند، که مرز خاک و باورهایمان را پایدار کردند.


برنامه صعود قله آرارات در ترکیه به عنوان یکی از برنامه های شاخص گروه در سال 93 از مدت ها قبل در اهداف برون مرزی برنامه ریزی شده بود و با همت همنوردان و سرپرست گروه در نیمه دوم شهریور میسر شد. این برنامه دو هفته پس از دیگر برنامه شاخص یعنی صعود موفقیت آمیز دماوند رقم خورد و تعدادی از همنوردان افتخاری دیگر را به نمایندگی از گروه سلام همنورد ثبت کردند. ارزش این حرکت به میزان باورمان به ارزش هایمان است که با پایبندی بر آن توانستیم آن را نمایش داده و بیان کنیم.

با توجه به طولانی بودن برنامه، گزارش آن سفرنامه ای خواهد شد که شنیدن آن از زبان دوستان مغتنم است و مفصلا در جلسه عمومی گروه با فیلم و تصاویر بیشتر به آن پرداخته خواهد شد. ان شا الله.

در اینجا مروری خواهیم داشت به آلبوم این سفر که حدود 50 تصویر (به سختی) گزینش شده از 500 تصویر گرفته شده می باشد.

 

پرینت

گزارش تصویری صعود و شب مانی قله توچال

به نام خدا

متاسفانه از این برنامه گزارشی به دست کارگروه اطلاع رسانی نرسیده و تنها تصاویر آن به صورت گزارش تصویری با تاخیر در سایت نمایش داده می شود. 

اگر دوستان حاضر در این برنامه لطف کنند و گزارشی هرچند مختصر ارسال نمایند در اینجا منتشر خواهد شد.

IMG 1401

پرینت

گزارش صعود قله کلکچال 93

باسمه تعالی

DSCF3538برنامه: صعود به قله ی کلکچال

ارتفاع قله کلکچال از سطح دریا: 3350 

سطح برنامه: سبک و متوسط

تاریخ برگزاری: 17 مرداد

سرپرست برنامه: آقای دلنوا

گزارش نویسی: خانم صالحی

عکاس: آقای عیسوند

پرینت

گزارش صعود به قله دماوند شهریور 1393

گزارش صعود گروه سلام همنورد به قله دماوند شهریور 1393

بسم الله الرحمن الرحیم

سرپرست: جناب آقای مجید دلنوا                                                   

تاریخ برنامه: پنجشنبه و جمعه 6 و7 شهریور 1393

تعداد افراد شرکت کننده: 45 نفر که از این تعداد 32 نفر قله را صعود کردند

012

وسیله نقلیه: اتوبوس تا  (قرارگاه فدراسیون کوهنوردی) و نیسان تا گوسفند سرا (مسجد صاحب الزمان).

نام منطقه مبدأ صعود: پلور، جبهه جنوبی

معرفی قله :


قله دماوند به ارتفاع 5671 متر، بعنوان بام ایران و با شهرتی جهانی یکی از منحصر بفرد ترین جاذبه های طبیعی ایران بشمار می رود.

این کوه در ۹۰ کیلومتری شمال شرقی تهران و ۷۵ کیلومتری جنوب غربی شهر آمل در البرز مرکزی و بخش لاریجان قرار دارد و جاده توریستی هراز که تهران را به مازندران متصل می سازد از نزدیکی آن عبور می کند. در عین حال دماوند بعنوان بلندترین قله مخروطی جهان با کمتر از سه هزار نفر صعود کننده خارجی، کم‌گذرترین قله مخروطی جهان به‌شمار می‌رود. این در حالی است که از رقیب آن یعنی فوجی یاما در ژاپن با 3776متر ارتفاع، سالانه 300 هزار گردشگر خارجی بازدید می کنند.

آخرین فعالیت آتشفشانی دماوند به چند هزار سال پیش برمی گردد. اکنون آتشفشان دماوند در مرحلۀ نیمه فعال به سر می برد. وجود چشمه های گوگردی و آب گرم که در جنوب شرقی کوه قرار دارند و همچنین فوران گازهای گوگردی، نشانه هایی از این فعالیت می باشند.

در حال حاضر، نشانه های فعالیت آتشفشانی کوه دماوند، در 500 متر انتهایی قلۀ آن و در جبهه جنوبی دیده می شود که این محل به تپه گوگردی یا دودکوه معروف است. بزرگترین حفره ای که گاز گوگرد از آن خارج می شود، در بالای تپه گوگردی و در نزدیکی قله و دهانۀ آتشفشان قرار دارد که بخار گوگرد مانند ستونی بزرگ، از حفره ای با فشار زیاد به بیرون رانده می شود و تا ارتفاع چند متر به بالا می رود. این ستون بخار از دامنه های دماوند نیز قابل مشاهده است.

دماوند بلند ترین کوه ایران و خاورمیانه و همچنین بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست دماوند همچنین بلندترین شیب را در بین قله های آتشفشانی دنیا دارد که این کوه را در رده ی دوازدهم بلندترین قله های دنیا از نظر ارتفاع نسبی قرار میدهد.(ارتفاع نسبی دماوند، که با اندازه‌گیری ارتفاع قلّه نسبت به پست‌ترین درّهٔ بین این قله و نزدیکترین قلّهٔ مرتفع‌تر تعیین می‌شود، ۴۶۶۱ متر است که دماوند را در ردهٔ دوازدهم بلندترین قلّه‌های دنیا از نظر ارتفاع نسبی قرار می‌دهد.)

شرح برنامه:

طبق قرار ساعت 7 صبح پنجشنبه ششم شهریور که برابر با روز میلاد حضرت معصومه و روز دختران ایرانی بود، جلوی داروخانه رامین در میدان فردوسی از ماشین پیاده شدم و کوله پشتی من نیز به جمع زیاد کوله های بسته شده برای صعود بام ایران، اضافه شد. تقریبا همه دوستان نیم ساعت زودتر از حرکت،  در محل حاضر بودند و ساعت 7:45 دقیقه اتوبوس سلام همنورد با 45 نفر سرنشین راهی دماوند سربلند شد.

یکی از دلائلی که این صعود را ویژه کرده بود حضور پنج نفر میهمان از شهر رشت به سر گروهی آقای ستوده بود که از بچه های هلال احمر هستند و در نوع خود بی سابقه بود.

برای این برنامه، تمرین ها و آمادگی های متعددی را پشت سر گذاشته بودیم و اعضای زیادی از گروه سلام همنورد با انرژی و روحیه قوی، تصمیم به صعود قله سرافراز ایران که دوازدهمین قله بلند دنیاست، گرفته بودند.

از جاده هراز راهی پلور شدیم و بعد از گذر از بومهن، رودهن و آبعلی، به دوراهی دماوند- فیروزکوه و آمل رسیدیم و مسیر را به سمت آمل ادامه دادیم.ساعت 9:45 کنار رستوران آدم و حوا توقف کردیم برای خوردن صبحانه وساعت 10:15 مسیر را ادامه دادیم تا خروجی روستای رینه و گذر از مجسمه کوهنورد ابتدای جاده.

پس از تعویض ماشین در قرارگاه، با پنج نیسان به سمت منطقه گوسفندسرا و مسجد صاحب الزمان در ارتفاع 3000 متری حرکت کردیم و ساعت 12 در بارگاه دوم بودیم. کوله ها را سبک کردیم و بارها برای حمل توسط قاطر، بسته بندی شد؛ رأس ساعت 12:45، به لطف خدا، صف طولانی سلام همنورد راهی ارتفاعات بالاتر دماوند شد تا برسد به بارگاه سوم برای شب مانی و هم هوایی به قصد صعود قله.

تعداد همنوردان این برنامه 45 نفر بود، 9نفر از آنها خانم و 36 نفر از اعضای گروه را آقایان تشکیل می دادند. مسیر تا بارگاه سوم را با سرعتی ملایم و با دو استراحت کوتاه بالا رفتیم. شیب در قسمت های زیادی از مسیر، ملایم بود فقط نزدیک بارگاه سوم، شیب تندتر می شد و تا حدی نفس گیر بود تا اینکه ساعت 18:30 به بارگاه رسیدیم و بعد از پوشیدن لباس های گرم، سریعاً چادرها را باز کردیم و نماز ظهر و عصر را روی طبقه های منظم بارگاه در ارتفاع 4200 متری در مقابل نقش قشنگ آسمان از شعاع نور و ابرهای متراکم خواندیم، جای همه خالی ....

سمت جنوبی بارگاه ، پر شده بود از چادرهای رنگارنگ کوهنوردان زیادی که این موقع از سال را برای صعود دماوند انتخاب کرده بودند؛ بارگاه دارای بوفه و سرویس بهداشتی است اما ذخیره منبع آب بارگاه، تمام شده بود و آب حاصل از برفها، قطره قطره برای شست وشو و نوشیدن جمع میشد البته برای نوشیدن،احتیاج به جوشاندن داشت چون املاح زیاد آب کاملاً مشاهده می شد.

کوهنوردان مستقر در بارگاه دو دسته بودند؛ یا قله را صعود کرده بودند و می خواستند بعد از استراحت شبانه، صبح جمعه برگردند و یا اینکه مثل ما، شب مانی در ارتفاع داشتند تا صبح زود، راهی قله شوند. بعد از صحبت با چند خانم که همان روز از قله برگشته بودند، چند لقمه ناهار خوردیم و با عده ای از دوستان، راهی ارتفاعات بالاتر شدیم تا برای صعود قله، هم هوا شویم.

کمی بالاتر رفتیم و با رسیدن وقت نمازمغرب، به دلیل کمبود آب در بارگاه، تیمم کردیم و نمازمان را روی کاپشن ها و گرتکس های همنوردان مهربانمان خواندیم سپس با هدلایت های روشن، به سمت کمپ مان در بارگاه سوم برگشتیم.

به گفته همنورد پیش کسوت - آقای مومنی، این هم هوایی تاثیر بسیار زیادی در صعود موفق کوهنوردان به قله دارد و می توانستیم شرایط جسمی خود را بیشتر ارزیابی کنیم.

به توصیه سرپرست گروه، سه ساعت خواب عمیق را باید شب تجربه می کردیم تا هم هوایی ایجاد شود بنابراین، سریعاً برای استراحت، به چادرها رفتیم و سکوت شبانگاهی، بارگاه را فراگرفت.

طبق سفارش آقای دلنوا، صبح ساعت چهار باید بیدار می شدیم تا صبحانه مختصری بخوریم، کوله حمل را آماده کنیم و بعد ازخواندن نماز با لباس های گرم، حرکت را شروع کنیم. ساعت 5:45 صف سلام همنورد، پشت سر آقای دلنوا- سرپرست گروه، درست شد و حرکت دوستان با هدلایت های روشن که مانند ستاره های متحرک روی شیب دماوند بالا می رفتند، آغاز شد.

هوای خنک صبحگاه و باد صبا، انرژی گروه را بیشتر می کرد و همه پشت سر یکدیگر قدم قدم بالاتر می رفتیم؛ آخرین فرد صف نیز، آقای امامی بود که به عنوان عقبدار گروه، نظم صف را کنترل می کرد، یک استراحت ده دقیقه ای نزدیک ساعت 8 داشتیم؛ و ادامه صعود را با نور آفتاب، تجربه کردیم....

خوشبختانه هوا گرم نبود؛ از ابتدای مسیر نیز، بوی گوگرد به مشام می رسید اما اذیتمان نمی کرد مسیر را با قدم های آهسته ادامه دادیم و قبل از آبشار یخی، استراحت کوتاه دیگری داشتیم و خوراک بیشتر دوستان در کنار مواد قندی، لیمو ترش تازه یا آب و آبلیمو بود تا بتوانیم راحت تر، صعود کنیم.

در طول مسیر، بسیاری از کوهنوردان دماوند، با دیدن نفرات زیاد و صف منظم تیم، اسم گروه و سرپرست را از ما می پرسیدند و ما نیز گروه را به آنها معرفی می کردیم. استراحت سوم را نزدیک آبشار یخی و در ساعت دوازده پشت سر گذاشتیم و بعد از آبشار یخی، نرم نرمک علایم مختلف ارتفاع در میان بعضی از همنوردان دیده می شد، در استراحت بعدی، دو سه نفر از گروه جدا شدند به قصد بازگشت؛ و بقیه دوستان،همقدم و در یک صف منظم، پشت سر آقای دلنوا که به تک تک اعضای گروه 32 نفری توجه داشت، مسیر را ادامه دادیم.

از 300 متر انتهایی تا قله، قدم برداشتن و بالار فتن، کمی سخت شد و لازم بود با قدم های کوتاه و خیلی نزدیک، حرکت کنیم. تنفس عمیق و منظم در هر لحظه، توان و استقامت مان را به طور چشمگیری افزایش می داد تا نزدیک تپه گوگردی شدیم، چون سنگ مثلث را دور زده بودیم از کنار صخره های انتهایی سنگ مثلثی، به تپه گوگردی زردرنگ رسیدیم. تپه ای که پوشش خاک آن، زرد ملایم و خوشرنگی بود و سنگ های آن نیز همه گوگردی بودند.

وقتی کمی جلوتر رفتیم از کنار دهانه ای رد شدیم که گاز گوگرد با فشار از آن خارج می شد ؛خوشبختانه جای همه دوستان خالی، با تمام وجود و بی اختیار، بو و گاز تند آن را استشمام کردیم؛ استوانه گوگردی سفیدرنگ را از نزدیک دیدیم، و گاز گوگرد با قدرت، به حلق و چشم ما که فاصله سه چهار متری با آن داشتیم، نفوذ کرد.

در همین لحظات یکی از کوهنوردان خیرخواه، شیشه ای از سرکه را به ما داد که استشمام آن، باعث از بین رفتن تاثیر گاز گوگرد می شد؛ سرکه را استشمام کردیم و به فاصله سه دقیقه بعد، یعنی ساعت 14به داخل دیواره های بلند قله رسیدیم و دیواره های قله ما را در حلقه خود محصور کرد ...... اینجا بود که همه حالت های ارتفاع زدگی، جای خود را به خنده و شادی و تبریک اعضای گروه به یکدیگر داد؛ اعضای گروه و آقای دلنوا، با شادی و افتخار به همدیگر تبریک می گفتند؛ کوهنوردان گروه های دیگر نیز که قبل از ما به قله رسیده بودند به خانمهای گروه بابت حجاب و چادرشان، تبریک و خداقوت ویژه می گفتند.

نوک قله، دو دیواره بلند به فاصله پنج یا شش متر دارد گویی که دماوند، با این دیواره ها کوهنوردان را از دو طرف در دستان خود می گیرد و به آنها خوشامدگویی می کند. روی دیواره، اسامی برخی از گروه ها نوشته شده و حتی اسکلت سالم  یک گوسفند، نیز روی دیواره قله دیده می شود.

خلاصه صدای ماشاالله ماشالله بود که از قله رفیع و محبوب ایران، برای گروه، خصوصاً بانوان تیم که با حجاب چادر، قله را صعود کرده بودند، بلند بود و به خاطر همت و اراده ای که به حول و قوه خدایمان کسب کرده بودیم، صمیمانه از او تشکر کردیم...واقعاً دقیقه های باشکوهی بود وقتی با حال ارتفاع زده و گوگرد خورده، شاد بودیم، می خندیدم و در کنار بعضی از دوستان، لیمو ترش می خوردیم و شاکر این اتفاق بزرگ بودیم.

یک عکس دسته جمعی از تیم صعودکننده گرفتیم و یک عکس ویژه نیز از خانمهای صعودکننده ثبت کردیم که مقارن با میلاد حضرت معصومه، چنین افتخاری را رقم زده بودند؛ سپس دوان دوان از قله و گوگردهای آن فاصله گرفتیم.

آقای دلنوا مسیر برگشت را از منطقه ای انتخاب کردند که بخش زیادی از آن، شن اسکی بود و بوی گوگرد نیز نداشت. همه گروه در عرض ده دقیقه قله را ترک کردند فقط دو نفر از گروه، توقف بیشتری داشتند تا بتوانند چند عکس از قله بگیرند.

مسیر شن اسکی در فرود از برنامه های سنگین، نعمت بزرگی است زیرا توانستیم به راحتی ارتفاع کم کنیم و در عین حال اسکی بازی و استراحت برای پاهای خسته مان داشته باشیم.

تا ساعت 18 تقریبا همه تیم صعودکننده به بارگاه سوم رسیدند و بعد از چند دقیقه استراحت و خواندن نماز ظهر، وسایل را بسته بندی کردیم برای بار زدن بر روی قاطرها.

برگشت از بارگاه سوم نیز از ساعت 19 شروع شد و دوستان دسته دسته راهی مسجد صاحب الزمان شدند تا اینکه همه اعضا، تا ساعت 24 به مسجد رسیدند و آقایان با نیسان و خانمها نیز با پاترول، به قرارگاه فدراسیون منتقل شدند و اتوبوسی که برای برگشت به تهران در آنجا منتظر بود، پر شد از کوهنوردان خاک خورده و شادمان از صعود دماوند.

نهایتاً ساعت 2 بامداد به میدان فردوسی رسیدیم و با تشکر از زحمت های فراوان سرپرست گروه و با تجربه یک صعود شیرین و به یادماندنی از یکدیگر خداحافظی کردیم.

جای دوستانی که نبودند بسیار سبز بود و آرزو میکنم همه کوهنوردان، عظمت دماوند را از نزدیک مشاهده کنند که بسیار دیدنی و ارزشمند است.

صد شکر و سپاس برای خالق این عظمت و برای سلامتی که به ما اعطا کرده برای دیدن اعجازهای باشکوه قدرتش.

نویسنده: خانم صفری

018

015

002

016

022

005

019

023

 

 

 

017

 

006

007

021

024

008

020

009

010

011

013

014

    

پرینت

گزارش صعود به قله علم کوه 1393

به نام آفریدگار آسمان ها و ابرها

گزارش صعود علم کوه

هدف برنامه: صعود قله علم کوه(دومین قله بلند کشور - معروف به آلپ ایران)

نوع برنامه: سنگین

سرپرست: جناب آقای مجید دلنوا

تاریخ اجرا: ساعت 5 صبح روز پنجشنبه 23 مرداد الی 18 روز شنبه 25 مرداد

نام منطقه مبدأ برنامه : کلاردشت،مرزن آباد، روستای رودبارک.

نحوه دسترسی به روستای رودبارک: ماشین مینی بوس تا رودبارک و نیسان وانت برای رسیدن به تنگه گلو(مبدأ حرکت گروه)

مسیرهای صعود به علم کوه:

  • حصارچال( مسير ساده و بدون درگير شدن با سنگ جهت صعود به قله )

 

  • مسير دره برير به سرچال و علم چال(پس از رسيدن به علم چال هم می توان مسير های مختلفی را برای صعود به قله انتخاب کرد. می توان از گرده آلمانها که در سمت راست ديواره شمالی علم کوه واقع است، قله را زد؛ يا می توان از مسير های متعددی که روی ديواره گشوده شده، به قله دست يافت. سومین راه، مسیر سياه سنگها است که مسيری ساده همراه با کمی دست به سنگ شدن است که برای صعود به قله علم کوه وجود دارد.)

تعداد افراد شرکت کننده در صعود: 36 نفر که از این تعداد 28 نفر قله را صعود کردند.

علم‏ کوه:

منطقه علم‏کوه و تخت سلیمان با بیش از 40 قله‏ ی بالای 4000 متر، یکی از مناطق حائز اهمیت از لحاظ کوهنوردی محسوب می‏شود. علم‏کوه نیز به ارتفاع 4850 متر دومین قله بلند کشورمان، با دیواره مشهور خود در این منطقه واقع شده است. قله علم‏کوه از جهت شمال به قله شانه‏ کوه، از جنوب به قله خِرسان، از شرق به قله‏ های شاخک‏ متصل است. دیواره شمالی آن بزرگترین و بلندترین دیواره کوه‏های کشور می‏باشد و از کف یخچال علم‏چال در حدود 700 متر ارتفاع دارد. سه یخچال عظیم، در جهت‏ های مختلف این کوه واقع شده است که عبارتند از: یخچال علم‏چال در شمال، یخچال هفت‏خان در غرب، یخچال خِرسان در جنوب. علم‏کوه در حدود یک قرن پیش یعنی در سال 1281 خورشیدی برای نخستین بار توسط یک گروه آلمانی به نام برادران((مولر)) شناسایی شد.

گزارش برنامه:

سحرگاه پنج شنبه 23 مرداد 1393 طبق تاکید سرپرست گروه با پیامکهای متعدد، ساعت 4:45 دقیقه در خیابان انقلاب، ابتدای جمالزاده جمع شدیم و بعد از خواندن نماز، سوار بر اتوبوس شدیم و ساعت 5:30 دقیقه حرکت کردیم به سمت جاده چالوس.

تعداد اعضای گروه در این برنامه زیبا و دیدنی که وصف آن را از دیگران شنیده بودیم، 36 نفر بود که 8 نفر از اعضای گروه، بانوان کوهنورد بودند که تصمیم داشتند علم کوه را از نزدیک مشاهده کنند.

ساعت 8:40 در جاده چالوس نرسیده به سد سیاه بیشه توقف کردیم برای خوردن صبحانه، و در فضایی زیبا و هوایی تازه، صبحانه کاملی خوردیم و ساعت 9:20 راهی بقیه مسیر شدیم.

همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه اشکال کوچکی برای ماشین به وجود آمد و با پیاده شدن مسافران، راننده مشغول تعمیر شد؛ پس از نیم ساعت، ماشین روشن شد و سوار شدیم. سد سیاه بیشه را رد کردیم و قبل از اولین تونل جاده، ماشین ما دوباره به مشکل خورد و راننده ماشین را کنار جاده متوقف کرد تا دوباره به آن سرکشی کند. اما این بار، تلاش راننده و شاگرد به جایی نرسید و پس از نود دقیقه انتظار، آقای دلنوا با تماس های تلفنی موفق به هماهنگ کردن دو مینی بوس برای بقیه مسیر شدند.

مسیر بسیار سرسبز و قشنگی را نیز با ماشین جدید طی کردیم تا اینکه وارد مرزن آباد و بعد از آن کلاردشت شدیم و ساعت 14:30، به منطقه رودبارک رسیدیم و در قرارگاه فدراسیون کوهنوردی(هتل) از ماشین پیاده شدیم.

مسیری که برای صعود در نظر داشتیم مسیر حصارچال بود؛ به همین دلیل بعد از خواندن نماز ظهر و عصر و خوردن چند لقمه ناهار، سریعاً سوار بر نیسان شدیم تا جاده خاکی را تا منطقه تنگه گلو با نیسان طی کنیم. درهوای مه گرفته بعدازظهر،از کنار رود خروشان منطقه با تکان تکان های نیسان بالا رفتیم تا بعد از گذشت تقریبا نود دقیقه زمان، رسیدیم به تنگه گلو.

با وجود مه فراوان در آسمان، کرم های ضدآفتاب را زدیم، باتوم ها را تنظیم کردیم و با گروه اول در ساعت 16:15 حرکت خود را با سرپرستی حجت الاسلام و المسلمین شریفیان آغاز کردیم.

در مسیر رفت، گروه های متعددی از شهرهای مختلف را دیدیم و در میان مه بالاتر میرفتیم و یخچال ها و آبشار رود را در چشم انداز محدودی می توانستیم ببینیم. در طول مسیر دو استراحت ده دقیقه ای داشتیم تا حوالی ساعت 18:30 که از ارتفاعات مه گرفته بالاتر رفتیم و در میان شعاع های پراکنده خورشید، به دشت حصارچال در ارتفاع 3750 متری رسیدیم. با انتخاب جای مناسب نزدیک رودخانه و با فاصله از سرویس بهداشتی، چادرها را بازکردیم و با رسیدن گروه دوم، کمپ سلام همنورد در پهنه حصارچال حوالی ساعت 19:30 برپا شد.

بعد از استراحتی کوتاه و تجدید انرژی، برای آشنایی و معرفی اعضا با یکدیگر و اقامه نماز مغرب، دور هم جمع شدیم. در سرمای نزدیک به صفر حصارچال که بیشتر اعضا را به مرز لرزاندن رسانده بود، در کنار معرفی و خواندن نماز، دوستانی که از سرمای هوا اذیت نمی شدند، با دادن لباس اضافه، غذای گرم، چای داغ و حتی دارو به یکدیگر، هوای همنوردان گروه را داشتند و همه اعضا به لطف دوستان از نوشیدنی و غذای گرم استفاده کردند.

بعد از نماز نیز سرپرست برنامه، توضیحات لازم برای صعود را مطرح کردند و قرار شد فردا ساعت چهار بیدار شویم و با خوردن تغذیه ای مختصر، بعد از خواندن نماز راهی بقیه صعود شویم.

برخی از دوستان گروه نیز از حال و هوای آسمان پرستاره و شب دل انگیز حصارچال، برای خواندن دعای کمیل استفاده کردند و کمیل را با سرعتی که کلامِ طلبه کوهنوردِ گروه، در ارتفاع 3750 متری داشت؛ به سرعت خواندند و سریعاً به چادر و کیسه خواب ها پناه بردند تا بخوابند. ساعت 22 خاموشی سلام همنورد در پهنه سرد حصارچال آغاز شد تا برای صعود روز جمعه آماده شویم.  

صبح جمعه بعد از نماز صبح، حرکت گروه با 33 نفر راس ساعت 5:45 آغاز شد.افق به آرامی در حال روشن شدن بود و صف سلام همنورد، منظم و در یک راستا از ارتفاعات بالا میرفت. از ارتفاع 3750 متری بخش دوم صعود را آغاز کردیم و در خنکی و نسیم صبحگاهی، قله منار را رد کردیم. ساعت 7:30 در ارتفاع 4200 استراحت کوتاهی داشتیم و مسیر را ادامه دادیم.

در طول راه گروه های دیگری از شهرهای مختلف در حال صعود بودند، گروه هایی از زنجان،همدان، تهران و شهرهای دیگر...که با گفتن سلام و آرزوی خداقوتِ اعضای گروه برای آنها و یا برعکس، انرژی بیشتری برای همه حاصل میشد؛ در مواردی نیز برخی از کوهنوردان،عکس یادگاری با گروه می گرفتند.

ساعت 8:40 درنزدیکی مرجیکش توقف کوتاهی داشتیم تا اینکه ساعت 11:06 دقیقه اعضای گروه بعد از طی کردن قسمت های شیبدار مسیر، به قله رسیدند و از بالای قله ای با ارتفاع 4850 متر که در میان کوه ها به عَلَم، معروف شده، عکس یادگاری سلام همنورد را در کنار هم گرفتند.

بعد از استراحتی کوتاه، فرود تیم شروع شد و قسمت هایی از مسیر به صورت شن اسکی و یا مسیرهای پاکوب طی شد و دوستان به ترتیب پایین آمدند تا به کمپ رسیدند، دوستانی که سریعتر رسیدند برای بقیه اعضا که در مسیر بودند،چای آماده می کردند تا اینکه همه اعضا حوالی ساعت 14 به کمپ رسیدند و مشغول خواندن نماز و خوردن ناهار شدند.

بعد از استراحتی مختصر باید چادرها و کوله ها را جمع می کردیم تا به تنگه گلو برسیم که نیسان ها طبق قرار، منتظرمان بودند.اولین گروه چهارده نفره ساعت 16، راهی تنگه شد و بقیه افراد نیز در دو گروه دیگر از حصارچال پایین آمدند و ساعت 21:30 آخرین نیسان در قرارگاه فدراسیون، مسافرانش را پیاده کرد.

به دلیل تعطیلی روز جمعه و تعداد زیاد مسافران و با وجود تلاش مکرر سرپرست برنامه برای پیداکردن ماشین برگشت، وسیله ای پیدا نشد و شب را در هتل فدراسیون ماندیم تا صبح روز شنبه به تهران برگردیم.صبح شنبه نیز بعد ازخوردن صبحانه به مرزن آباد رفتیم و بعد از خرید سوغاتی وخوردن بستنی و شربت های نعمت (داستان شربت، برای سلام همنوردیهاخاطره شد)؛ نماز ظهر را خواندیم و اینبار با اتوبوس VIP بعد از سه روز به تهران و به طرف خانه هایمان برگشتیم و ساعت 18 وارد ترمینال غرب در میدان آزادی شدیم.

جای دوستانی که نیامدند را سبز کردیم و به لطف خدا اعضای گروه، تمرین و تجربه خوبی را پشت سر گذاشتند.

نگارنده:خانم صفری.

001

002

 

003

004

005

024

025

006

007

008

014

019

020

009

010

011

012

013

015

016

017

018

021

022

023

026

027

028

029

030

علاقمندان ساکن تهران برای اطلاع از برنامه های گروه سلام همنورد در تهران می توانند با ارسال نام و نام خانوادگی خود به سامانه پیامکی به شماره ۱۰۰۰۳۳۵۱۶۶۲۷۴۶در لیست اطلاع رسانی گروه اضافه شوند

کلیه حقوق این سایت به گروه سلام همنورد متعلق است| Copyright © 1392 salamhamnavard.com

 

سایت رسمی گروه سلام همنورد