مطالب این سایت آرشیو شد.

مطالب جدید را از سایت جدید سلام هنورد پیگیری کنید.

جهت انتقال به سایت جدید اینجا را کلیک کنید.

پرینت

گزارش صعود به قله سبلان

Posted in گزارشات

بسم الله الرحمن الرحیم

 00 

سبلان را باید رفت و دید، که شنیدن کی بود مانند دیدن! به هر تقدیر وظیفه ما نوشتن و وصف تجربیاتی است که به دست آمد، شاید که مفید آید.

بهتر است برای شروع این گزارش چند بخشی را از کمی قبل تر بگویم، از صعود کلون بستک که به نوعی آمادگی صعود سبلان به حساب میآمد. وقتی از کوه پایین آمدیم و سوار بر اتوبوس راهی تهران بودیم طی صحبتی که با سرپرست داشتیم به دلایلی برنامه سبلان ملغی به نظر می آمد و فردای آنروز اعلام برنامه از روی سایت برداشته شد! با کمی همفکری و ابراز تمایل دوستان برنامه به حالت تعلیق ارتقا یافت. و با راهکارها و تغییراتی به صورت خودجوش قرار شد برنامه با همکاری خود افراد و سرپرستی آقای دلنوا در روز صعود اجرا گردد تا این فرصت را از دست ندهیم. سپس یک نفر پیگیر خرید بلیط اتوبوس شد و دیگری مکان اقامت را هماهنگ کرد و در طول برنامه شخصی عهده دار امور مالی و دیگران در خرید نیازمندی ها و هر کس به هر نوعی با مشارکت و کمک در اجرای برنامه  احساس مسئولیتش را در گروه به نمایش گذاشت. این ویژگی، این برنامه را با سایر برنامه های سلام همنورد متمایز می کند. لذا دوستان خاطره ای متفاوت را تجربه کردند.

سبلان با اختلاف کمی از علم کوه به عنوان سومین قله مرتفع ایران به حساب می آید که معمولا در تمام فصول سال در قله آن می توانیم شاهد برف باشیم. و اطراف این آتشفشان خاموش، آبگرم های جوشانی میزبان گردشگران است. این کوه در استان اردبیل قرار دارد و برای صعود به آن مسیرهای مختلفی از هر طرف آن می توان پیدا کرد. ما با توجه به شرایط گروه، مسیر شمال شرق از شابیل به پناهگاه شمال شرق را برای صعود انتخاب کردیم که به شهر مشگین شهر نزدیک است.

shabil

روز سه شنبه حدود ساعت 21:30 از ترمینال غرب راهی مشگین شهر شدیم. مسیر طولانی و صندلی آخر و اتوبوس اسکانیا با حرکات خود سفر دریایی را برای ما تداعی میکرد که در شب اجازه خواب مناسب به ما نداد. ولی ظاهرا انتخاب دیگری نبوده. حدود ساعت 8 صبح چهارشنبه به ترمینال مشگین شهر رسیدیم و همآنجا بلیط برگشت را وی آی پی گرفتیم که آسوده باشیم.

روز چهارشنبه را پس از استقرار در محل اقامت فورا برنامه ریزی کردیم جهت تهیه و صرف صبحانه و استراحت یک ساعته و رفتن به آبگرم . نزدیک ظهر بود به دنبال ماشین برای ایاب و ذهاب با یک راننده ون آشنا شدیم که تا روز آخر همراه ما و راهنمای ما شد. به سمت آبگرم قیونرجه به بیرون از شهر مسافتی را طی کردیم. آبگرم قیونرجه بعد از ظهرمان را کاملا به خود اختصاص داد. جای دوستان خالی در مشگین شهر هم که از وصف کبابش را شنیده بودیم دلی از عزا در آوردیم تا دیگر فریب تعریف هایش را نخوریم !

با توجه به برنامه صعود یک روزه در پنجشنبه، مجددا شورای هماهنگی تشکیل شد و برنامه ریزی برای تدارکات و هماهنگی های لازم و تقسیم وظایف انجام گرفت. در این فاصله دو نفر دیگر نیز به جمعمان اضافه شدند. پس از صرف شام سبک و بستن کوله پشتی ها و پایان شوخی ها سر را به بالش نرسانده خوابمان برد.

روز پنجشنبه  روز صعود تاریخی سلام همنورد به قله سبلان بود. گویا کسی زنگ ساعت برای بیداری کوک نکرده بود و عده ای از شوقشان پیش از ساعت 3 بیدار شده بودند! ماشین ساعت 4:15 آمده بود و منتظر یک همنورد دیگر بودیم که خود را به ما رساند و با کوله های مجهز راهی شدیم. می بایست به لاهرود برویم و از آنجا به سمت شابیل که زمانی در حدود 2 ساعت از ما میگیرد ضمن اینکه در این بین سه همنورد دیگر از اردبیل خود را در لاهرود به گروه میرسانند و نماز را در امامزاده ای خوانده و گروه دیگر نماز را در شابیل میخوانند تا دیگران برسند.

 

نزدیک ساعت 7 کم کم هوا رو به روشنایی میگذارد و لندرورها آماده حرکت به سمت پناهگاه شرقی یا حسینیه هستند. هر نفر ده هزارتومن کرایه و هر لندرور 6 نفر ظرفیت و ما با تعداد 19 نفر شامل 5 خانم و 14 آقا، سوار بر ماشین ها می شویم تا راهی نسبتا پر فراز و ناهموار در دامنه سبلان را در مدت 40 دقیقه به صورت آفرود طی کنیم. در محوطه بیرون پناهگاه صبحانه را به صورت سرپایی با نان فطیر و سرشیر و عسل نوش میکنیم. امکانات مجموعه چندان مناسب نمیرسد و با وجود استقبال فراوان کوهنوردان از سرویس بهداشتی مناسبی بهره مند نیست. مشخص است که عده ای شب قبل را داخل و یا در چادر بسر برده اند تا در ارتفاع نزدیک 3700 متر هم هوایی کنند. هوای این منطقه سردسیر به حساب می آید و حتما باید پیش از رفتن آب و هوا بررسی شود که مبادا ایجاد مشکل کند.

 211

در ساعت 8:15 گروه سلام همنورد با شمارش صف، قدم در راه پاکوب به سمت قله میگذارد. بیشتر افراد گروه برای نخستین بار است که میخواهند به قله سبلان پا بگذارند و حتی شاید بتوان گفت برای اولین بار به چنین ارتفاعی نزدیک میشوند. قدم ها را آهسته و پیوسته به دنبال سرقدم برمیداریم و گاه گاه به مناظر زیبای پشت سر و اطراف کوه سبلان نگاهی می اندازیم و زیر لب شکرگذار خداوند بابت نعمات پیدا و پنهانش.

 sab4

 مسیر پاکوب با شیب معمولی و در بیشتر نقاط به صورت زیگزاگ می باشد و پیمودن آن دشواری خاصی ندارد. تنها باید دقت شود که به مسیرهای نادرست منحرف نشویم که در این منطقه زیاد رخ می دهد و به همین دلیل در نقاطی با نصب علامت پرچم مسیر صحیح مشخص شده. در میانه های راه مکث کوتاهی داشتیم و در جایی برای خوردن کمپوت متوقف شدیم. در اینجا به توصیه سرپرست یکی دو نفر که با کندی حرکت میکردند کوله پشتی خود را در میان صخره ها پنهان کردند و محل در جی پی اس علامت گذاری شد تا در برگشت راحت پیدا شود.

sab5 

اندک اندک که ارتفاع زیادتر میشد اثرات خود را نیز در افراد به شکل های مختلف نشان میداد. منطقه  خسته نباشید را رد کردیم و قدم ها آهسته تر و نفس ها تندتر برای قسمت پایانی صعود حرکت را سخت کرده و عده ای را دچار مشکلات ارتفاع زدگی از قبیل سردرد و حالت تهوع و گیجی نموده. دو نفر از ادامه بازماندند و عده ای هم کندتر به هر ترتیب خود را به سنگ محراب رساندند و پس از توقفی کوتاه مابقی راه که شیب چندانی نداشت را دنبال کردند تا از میانه رگه های برف گذشتیم و نزدیک ساعت 14 به دریاچه دهانه کوه آتشفشان سبلان رسیــــــــــدیم.

 sab6

لحظه مواجه شدن با این منظره بسیار شعف انگیز است و برای لحظاتی سختی راه و شرایط ارتفاع را از یادمان می برد و محو تماشا در کنار دریاچه به مشاهده آیه ها و نشانه های الهی می نشینیم و دلمان نمی آید در اینجا شکرگزاری او را به تاخیر اندازیم فلذا فریضه نماز ظهر را به جماعت در کنار دریاچه به جا می آوریم. سپس عکس های یادگاری را گرفته و نزدیک ساعت 15 مسیر بازگشت را آغاز میکنیم.

 sab7

بازگشت ما برخلاف صعود وضعیتی خاص پیدا کرد به گونه ای که پس از پایین رفتن از سمت سنگ محراب با ارتباط بی سیم سرپرست و عقب دار متوجه شدیم که یک نفر از اعضا گروه غایب است! کمی منتظر ماندیم اما خبری از او نشد و با توجه به سابقه علائم ارتفاع زدگی در وی وضعیت کمی نگران کننده بود. سرپرست تصمیم گرفت گروه را به سمت پایین راهی کند و خود با فرد دیگری به قله بازگشتند برای جستجو. عده ای از اعضا گروه تا منطقه خسته نباشید پایین رفته بودند و هر کسی مسیری را انتخاب کرده بود که باعث گسستگی شده بود.

sab9

بالاخره گروه به هم رسیدند و با هماهنگی عقب دار حرکت را تا محل مخفی کردن کوله ها طی کردیم و در میانه راه از کوهنوردان در مورد گمشده سوال میکردیم. همچنان از طریق بی سیم با سرپرست در ارتباط بودیم. سه نفر از گروه جدا شدیم تا باز به تجسس بپردازیم که به مسیری در سمت چپ به صورت شن اسکی رسیدیم و لازم به تذکر است که دره ای خطرناک در این قسمت وجود دارد که بسیاری را دچار مشکل میکند. باز از طریق موقعیت یابی جی پی اس به مسیر بازگشتیم که در بین راه کیسه ای متعلق به گمشده یافتیم که نشان دهنده پایین آمدن او بود. کم کم سرپرست نیز به ما و ما به گروه رسیدیم. در پایان راه بودیم و بر گروه کمی سخت گذشته بود و عده ای را بی طاقت کرده بود.

08

به آهستگی پایین می آمدیم که موبایل یکی از دوستان زنگ خورد و خبر رسیدن گمشده به پایین را گرفتیم! خیالمان راحت شد که اتفاق ناگواری نیفتاده و همگی به سلامت در حدود ساعت 20 به پناهگاه رسیدند. در اینجا عده ای از همنوردان جهت صدور گواهی صعود پناهگاه مراجعه کرده و برگه آن را گرفتند و دیگران به دلیل عجله یا عدم تمایل از آن صرفنظر کرده و فورا سوار بر لندرورها تا قبل از تاریکی هوا از منطقه به سمت شابیل دور شدند. نماز را در کنار آبگرم شابیل خواندیم و با گمگشته و دو نفر همراهش دیدار تند و جدی کردیم! متوجه شدیم ایشان جا نمانده بود بلکه به خاطر حال خرابش بدون اطلاع، ما را جا گذاشته و کمی زودتر حرکت کرده!

شب در اقامتگاه مشگین شهر پس از شام زمانی به بررسی دیروز و امروز و فردا گذشت و خوابیدیم.

 

روز جمعه صبحانه تهیه شد و برنامه از دیدن آبشار گور گور و دره و جنگل و مکان های تاریخی ... به آبگرم تغییر کرد تا این روز آخر را نیز از نعمت آبگرم این منطقه در روستای موئیل بهره مند شویم. آقایان ناهارشان را آماده کرده و با دو تاکسی راهی آبگرم موئیل شدیم که در نزدیکی قیونرجه بود اما با سبک و سیاق قدیمی و محدودتر. از آنجا با مینی بوس محلی بازگشتیم و برای رفتن به ترمینال آماده شدیم.

سحر روز شنبه به ترمینال غرب رسیدیم و پس از خواندن نماز در مسجد ترمینال دوستان با کوله پشتی ها و کوله باری از تجربه از یکدیگر جدا شدند با خاطره ای شیرین به امید دیدار در برنامه های بعدی.

گفته بودم که گزارش کلون بستک داستان شد و باید گفت گزارش سبلان شاهنامه است.

جا دارد در اینجا از آقایان همنورد سعیدان، ، میرزاعلی، رشید که نقش مهمی در اجرای برنامه داشتند تشکر و سپاس به عمل آید. همچنین دیگر دوستان که هر کدام به نحوی گوشه ای از کارها را همراهی کردند تشکری جداگانه می شود و به خاطر نیاوردن نامشان عذخواهی میکنم و نام خود را هم پای این گزارش نمی آوردم تا دور هم باشیم و بی حساب!

بیننده عزیز این سایت بزودی با سایت salamhamnavard.com ادغام می گردد برای دیدن مطالب جدید باشگاه روی این متن کلیک نماید

عزتتان مزید و توفیقاتتان مستدام