پرینت

گزارش سفر ترکیه و صعود قله آرارات

بسم الله الرحمن الرحیم

IMG 5006با سلام و درود به پیشگاه قاتحان واقعی قله های ارزشمند، که مرز خاک و باورهایمان را پایدار کردند.


برنامه صعود قله آرارات در ترکیه به عنوان یکی از برنامه های شاخص گروه در سال 93 از مدت ها قبل در اهداف برون مرزی برنامه ریزی شده بود و با همت همنوردان و سرپرست گروه در نیمه دوم شهریور میسر شد. این برنامه دو هفته پس از دیگر برنامه شاخص یعنی صعود موفقیت آمیز دماوند رقم خورد و تعدادی از همنوردان افتخاری دیگر را به نمایندگی از گروه سلام همنورد ثبت کردند. ارزش این حرکت به میزان باورمان به ارزش هایمان است که با پایبندی بر آن توانستیم آن را نمایش داده و بیان کنیم.

با توجه به طولانی بودن برنامه، گزارش آن سفرنامه ای خواهد شد که شنیدن آن از زبان دوستان مغتنم است و مفصلا در جلسه عمومی گروه با فیلم و تصاویر بیشتر به آن پرداخته خواهد شد. ان شا الله.

در اینجا مروری خواهیم داشت به آلبوم این سفر که حدود 50 تصویر (به سختی) گزینش شده از 500 تصویر گرفته شده می باشد.

 


 

برنامه روز اول: گذر از مرز و اقامت و بازدید در شهر دوغبایزیت

 

IMG 4796

اگه گزارش صعود آراگاتس ارمنستان را دیده باشید، سال گذشته چنین نمایی را از آن سوی کوه در نزدیکی ایروان ثبت کردیم که جای آرارات کوچک و بزرگ فرق میکرد و پس از یکسال در مرز بازرگان دیدیم که این دو کوه به هم نرسیدند ولی ما به آنها رسیدیم!

 

IMG 4807

این نمای زوم شده از قله برای صعودکنندگان بعدی میتونه مفید باشه. جهنم دره (خطرش از اسمش معلومه) در وسط با سایه ای مشخص است. در پایین سمت چپ آن کمپ دو قرار دارد که مسیر روز دوم صعود تا زین اسبی برفی سمت چپ قله را شامل میشه.

 

IMG 4829

جمعی از همنوردان در لابی هتلی به نام اصفهان در شهر کوچک و قدیمی و کردنشین دوغبایزیت در حدود چند کیلومتر آنطرف مرز در جایی که زمانی ایران بود در روز اول حضور در حال بررسی نقشه ترکیه در انتظار کلید اتاق نشستند در ...

 

IMG 4843

یکی از مساجد نزدیک هتل که هر پنج نوبت اذانشان پخش میشد

 

IMG 4854

اولین وعده غذایی، سفارش دونر کباب یا کباب ترکی بود به ارزش حدود 15 لیر ( هر لیر معادل نزدیک 1500 تومن) و به خیال چشیدن طعم واقعی این خوراک مشهور ترکیه - خوب بود ولی تو تهران هم میشه بهترش را پیدا کرد

 

IMG 4875

خوش شانس بودیم که در تپه های نزدیک این شهر، قصر و مسجد و بقعه ی قدیمی با نام اسحاق پاشا را تونستیم ببینیم. مکانی باستانی که از گذشته ی این دیار حرف های بسیار داشت ولی زبان گفتنش زیر خاک بود.

 

IMG 4942

عکس یادگاری وسط قصر به یادگار مانده از دوره عثمانی

 

IMG 5017

بنا معماری جالبی داشت و تا جایی که میشد عکس و فیلم از اینجا گرفتم که شارژ دوربین تموم شد و ورودی 5 لیر اون را جبران کرد و به هتل بازگشتیم.

 


 

برنامه روز دوم: آغاز صعود و اسنقرار در کمپ

 

IMG 5027

صبح روز دوم سوار بر ماشین آماده به مقصد کوه

 

IMG 5038

ابتدای مسیر در ارتفاع کمی بیش از 2200 متر

 

IMG 5046

منطقه سنگ های عجیبی داشت. مثل یونولیت سبک و غیر قابل اتکا بودند.

 

IMG 5048

خوشبختانه وضعیت آب و هوا به نسبت خوب بود و همه آماده

 

IMG 5051

ماشاالله گـــــــروه ...

 

IMG 5054

کمپ یک در ارتفاع حدود 3200 متری مکانی بود که بیشتر تیم در آنجا استقرار داشتند

 

IMG 5056

در این کمپ ضمن خوش و بش با سایر کوهنوردان، استراحتی همراه با برپایی نمازجماعت داشتیم. نمیدونم چرا اینجا به نسبت ارتفاعات مشابه در تهران فضای سبک تری حس میشد! 

 

IMG 5066

نزدیک عصر در حالی که شیب و ارتفاع بیشتر شده بود به کمپ دو نزدیک میشدیم

 

IMG 5070

فرصت کمی تا تاریکی هوا داشتیم برای برپایی چادر ولی از طرف راهنما پیشنهاد شد که از چادرهای برپا شده در آنجا استفاده کنیم و چنین کردیم در ارتفاع 4200 متر

 

IMG 5088

این تصویر حکایت دارد از شبی در کنار آتش و دوست و بیگانه در کنار گرمای آتش و محبت ...

 

IMG 5095

این هم بساط جوجه ای کم نظیر که بلای جان پرخورها شد. هنوز در تعجبم از جو زدگی آن شبمان!

ساعت 12 شب قرار بیدارباش بود ولی گویا تا ساعتی کسی جرات نمیکرد در آن سرمای چندین درجه زیر صفر بیرون بیاید. بماند که بر سر افراد چادر ما در آن شب چه آمد! 

 


 

برنامه روز سوم: صعود قله و بازگشت از کوه

 

IMG 5097

در پشت سر گروه در این عکس شمایل کوه دیده میشود که در واقع سایه آرارات در هنگام طلوع خورشید است. خورشیدی که پس از پیمودن شیب سنگین در آن شب سرد و ارتفاع بالا منتظر نوازش گرمایش بودیم.

 

IMG 5098

بالاخره در انتها پس از بالا رفتن از کلاهک یخی این آتشفشان، به قله رسیدیم.

 

IMG 5115

پای در قامت 5137 متری بلندترین قله ترکیه با پرچم عزیز کشورمان ایران

 

IMG 5128

نظاره آرارات کوچک از نمای نمادهای قله 

 

IMG 5145

آغاز فرود بی پایان از فراز ابرها به پهنای اراضی جایی که میگویند کشتی نوج از طوفان بر آن فرود آمده

 

IMG 5171

پس از ساعتی غش کردن در کمپ دو بار خود بستیم و عصر هنگام به کمپ یک بازگشتیم. برخلاف سایر گروه ها توقفی نداشتیم و طبق برنامه میبایست راه را تا پایین ادامه میدادیم.

 

IMG 5178

ساعت به ساعت از قله دور میشدیم ولی گویا به پایان نزدیک نمیشدیم تا اینکه براساس سنت مرسوم در گروه متوسل به هدلامپ شدیم و نزدیک دو ساعت از تاریکی کوه لذت بردیم!

 


 

برنامه روز چهارم: بازدید آبشار شلاله و دریاچه وان

 

IMG 5192

هر روستایی که در مسیر  میدیدیم مناره ای از میان آن ندا و نماد دین اسلام را در آنجا بیان میکرد. دیدن این مناظر از این منظر بسیار دل پذیر بود.

 

IMG 5198

عبور از این پل انگار داشت ما را وارد بهشت کوچکی میکرد ...

 

IMG 5217

پل روی دره و رودخانه نزدیک آبشار

 

IMG 5221

دیدن این صحنه از آبشار شلاله خستگی صعود را از تن بیرون کرد

 

IMG 5228

جای دوستان خالی ... همانطور که مشخصه در اینجا یک نفر از دوستان به یاد کسانی که که نبودند دست هاش را باز نکرد تا نشون بده بی همگان به سر نشد ...

 

IMG 5257

گذر از روی پل حس خاصی داره اون هم چنین پل معلقی آدم را یاد پل صراط یرای خوبان عالم میندازه

 

IMG 5292

وقت ناهار در کنار ساحل دریاچه وان برای خودمان ماهی سفارش دادیم به نیت ضیافت بعد صعود !

 

IMG 5286

حکایت این گربه که در کنار میزمان خوش موقع آمد از چشمانش پیداست. گربه وان نژاد خاص و معروفی است در دنیا که چشمانی با رنگ های متفاوت دارد. چیزی درباره اش شنیده بودیم و مشتاق دیدارش بودیم که اشتیاق او برای ماهی ما را خوش شانس کرد.

 

IMG 5301

مسجد و اسکله کنار دریاچه

 

IMG 5347

این قایق سواری هم تجربه و خاطره ای شد در کنار چند همسفری که پس از صعود، مجددا باتشاط میدیم

 

IMG 5335

آخرین غروب در این کشور را نیز این چنین دیدیم 

 


 

برنامه روز پنجم: دو ساعت خرید در شهر وان و ترک هتل به مقصد وطن

  

IMG 5372

پس از صبحانه در هتل منتظر باز شدن مغازه ها بودیم

 

IMG 5380

پارک کوچکی در میان شهری به نسبت بزرگتر از شهر قبلی

 

IMG 5383

بافت قدیمی بازار و یکی زا مساجد آن

 

IMG 5389

در بازگشت نمای ابرهای به ظاهر آرام روی آرارات نشان از قله ای آشفته داشت و گویا دوری ما به گونه ای دلتنگش کرده بود که با خبر شدیم در روزهای بعد کوهنوردان را به قله راه نداده!

 

IMG 5405

وقتی در ماکو سوار بر اتوبوس شدیم انگار چند روزی را در خواب و رویا گذرانده بودیم. به حمد الله برنامه خوبی با صحت و سلامتی و خاطرات خوش و تجربیات ارزشمند ثبت شد تا ان شا الله بر عزم و بصیرتمان در امور پیش رو بیفزاید و منشا خیر باشد.

 


  

هنوز در درنگم از سیری که در این ارض داشتیم، تا عاقبتی یابم از آنان که چنان بودند...

 

صلی الله علیک یا اباصالح المهدی