مطالب این سایت آرشیو شد.

مطالب جدید را از سایت جدید سلام هنورد پیگیری کنید.

جهت انتقال به سایت جدید اینجا را کلیک کنید.

پرینت

صعود قله کوه آرارات ( بام ترکیه ) 2015

Posted in گزارشات

بسم الله الرحمن الرحیم

0001

اعضاء گروه کوهنوردی سلام همنورد قله 5138 متری کوه آرارات، را همزمان با سالروز عملیات افتخارآفرین مرصاد(1367 ه.ش) در تابستان 1394 فتح نمودند و پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران را بر فراز بام کشور ترکیه به اهتزاز درآوردند.

***** 

زمانی که ما همنوردان از برنامه و صعودمان مشعوف بودیم تو بودی که دغدغه مند اجرای هر چه بهتر برنامه بودی و بدون شک با وجود دغدغه ای که داشتی لذتی را که برای همنوردان فراهم آوردی، خود نچشیدی!

دستان مهربانت را به گرمی می فشارم و بوسه ای به احترام ...

و این گزارش را تقدیم می نمایم بر تو مربی و سرپرست دوست داشتنی گروه معظم سلام همنورد، که اگر نبود قلب رئوف و وجود عزیزت، هیچ روزنه ی امیدی برای رسیدن بر فراز بام ترکیه وجود نداشت!

خداوند را به سبب وجودت شاکریم ...

بیننده محترم این سایت بزودی با سایت salamhamnavard.com ادقام می گردد، برای خواندن ادامه گزارش روی این مطلب کلیک نماید

     
     
     
     

 

 

 

 
پرینت

گزارش مهتاب نوردی امام زاده داوود 1394

Posted in گزارشات

بسمه تعالی

110 

مزه عشق به این خوف و رجا هاست رفیق         عشق سرگرمی اش آزار و تسلاست رفیق

قیمت یک شب از آن چشم، غزل نوشیدن             سالها بیت به بیت آه و تمناست رفیق

تقویم رو میزیم روز دوشنبه 09/04/1394 مصادف با 13 رمضان 1436 رو نشون می داد.همه چی با یک پیامک از یه دوست قدیمی آغاز شد.

سلام علی برا مهتاب نوردی هستی ؟

پیغام خیلی نامفهوم بود، ولی از طرف کسی بود که خیلی وقت بود که از آشنایمون می گذشت به خاطر همین کنجکاو شدم بدونم جریان چیه پس معطل نکردم و تماس گرفتم

بیننده عزیز این سایت بزودی با سایت salamhamnavad.com ادقام می گردد، برای خواندن ادامه گزارش روی این مطلب کلیک نمائید

 

پرینت

گزارش دیدار از ییلاقات خطبه سرا (سوباتان)

Posted in گزارشات

بنام خدا

گزارش این برنامه را دو نفر از عزیزانی که در برنامه حضور داشتن از برداشتی که داشتن نوشتن که البته گزارش هر دو عزیز در زیر درج شده که با هم می بینیم.

032

گزارش اول :

اردوی سفر به ییلاقات " تالش " ارتفاعات مقابل سوباتان

تاریخ : پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394

تعداد نفرات : 25 نفر

بزودی این سایت با سایت salamhamnavard.com ادغام می گردد، برای دیدن ادامه گزارش روی این مطلب کلیک نماید

 

پرینت

گزارش فرود از آبشار لاتون

Posted in گزارشات

بنام خدا

09

یکی از افتخارات اعضای گروه کوهنوردی سلام همنورد ، آشنایی با کوهنوردان شهر دیگر میباشد.

سال گذشته با تعدادی از همنوردان گیلانی ( رشت ) آشنا شدیم.

 امسال کار گروه امداد و نجات هیئت کوهنوردی رشت برای تاریخ 17 و 18 اردیبهشت این برنامه را اعلام کرد و آقای یاسر ستوده بنده و چند تن از اعضای گروه سلام همنورد را به این برنامه دعوت کردند.

این سایت بزودی با سایت salamhamnavard.com ادغام می گردد، برای دیدن ادامه گزارش روی این مطلب کلیک نماید

 

پرینت

گزارش صعود ارفه کوه

Posted in گزارشات

بسمه تعالي

1

مقصد: استان مازندران ـ فيروزكوه ـ روستاي ارفع ـ {كوه ارفع}

تعداد: 30 تن                                              

ارتفاع: 2.750 متر

مي دانيد كه تنوع هم بد نيست، حتي اگر كوچك باشد. براي مثال من تا به حال به ايستگاه شهيد كلاهدوز مترو نرفته بودم !!! اين شد محل تجمع­مان. از تعاريفي كه همگي شنيده بوديم ـ گرچه نچشيده بوديم ـ برقي از شادي در چشم همنوردان مي درخشيد. مگر مي­شد نديد؟

يك ميني­بوس، تيباي آقا و خانم افشاني و پاترول تازه ملحق شده آقاي دلنوا ... استارت و حركت ... تنها توفقي كه در طول مسير داشتيم براي عكس بود و برطرف كردن كشيدگي عضلات كوفته مان، در محلي بعد از پل ورسك. پس از گذشت 4 ساعت به ارفع ده رسيديم. محل اتراق­مان امامزاده­اي بود واقع در همان روستا.

شايد براي شما هم اتفاق افتاده باشد كه شبي، در مكان متبركي سپري كرده باشيد. با همه شلوغي گروه كه آميخته با شور و نشاطي بي­نظير بود ... روح­مان درگير حال و هوا و آرامشي عجيب شده بود.

نماز و سپس برنامه آماده­سازي شام كه خود فرآيندي بود مفصل و مطول.

امكان نداشت گوشت­هاي چرخ شده روي سيخ­هاي كباب آرام و قرار بگيرند. به محض قرار گرفتن روي ذغال سقوطِ آزاد ... و اين دستان آقايان «رزاقي و قدس» بود كه براي گرفتن تكه­هاي گوشتِ تقريباً سرخ شده و به ذغال چسبيده، به درون آتش شيرجه مي­رفت !!!!!!

با كلي مكافاتِ شيرين و ارائه راهكارهاي متعدد، شام پس از مدت زماني طولاني آماده شد. البته اين تصديع، باعث شد كه تقريباً همگي دور آتش حلقه شوند و محيطي شاد و سرزنده ايجاد گردد و همه ما، شكل­گيري اين موقعيت مفرح را مديون «نوع خريد» آقاي رزاقي هستيم !!!!!

در اين حيص و بيص بود كه نفرات عقب­مانده گروه، از راه رسيدند. ورودي بسيار پرطمطراق و سرزنده. به هر حال براي اول­بار از پاترول جناب ‌دلنوا ركاب گرفته بودند !!! القصه، فردا ساعت 6:30 صبح عازم ارفع­كوه شديم. از همان گام اول، باور كنيد، از همان گام اول با منظره­اي روبه‌رو شديم كه نفس را در سينه­مان حبس كرد. ابرها زير پاهايمان بود. مگر مي­شد بي­تفاوت، ديد و گذشت و تصوير اين مناظر را ثبت نكرد. عكس‌هاي انفرادي و دسته جمعي. و چه قشنگ است نگه داشتن لحظه­هاي شاد براي سال­هاي باقيمانده از عمر.

پوشش گياهي كوه مخصوص منطقه شمال كشورمان بود. سبز و پوشيده از گياه، درخت ... و زير قدم هايمان برگ­هايي بجا مانده از پاييز. به قول يكي از همنوردان گرامي: اين صعود به قدري لطيف و زيبا و آرامبخش بود كه حتي يك بار هم به ذهن­مان خطور نكرد: «پس كي تمام مي­شود

پس از طي مسافتي تقريباً طولاني صبحانه صرف شد و باز ادامه مسير. با وجود اينكه هوا بسيار مطبوع و بهاري بود اما هر­از­گاهي بادي قوي هم چاشني آن مي­شد. كم كم ارتفاع را رد كرديم و به دشتي مسطح و سرسبز رسيديم. همگي جمع شديم كنار چشمه و اندكي استراحت. دقيقاً از سطح دشت تا خود قله نوع پوشش گياهي متفاوت شد. صخره ... سخت ... عريان ... باد نيز شدت گرفت. تا جائيكه وقتي به قله رسيديم شدت باد به حدي اوج گرفت كه در حال پرت شدن بوديم. جالب بود. طبيعت در عين لطافت، خشونت به همراه داشت. استراحتي كوتاه، عكس دسته جمعي و بازگشت.

بازگشتي لذت­بخش و نفس­گير. نفس­گير از ديدن مناظر ناب و بكر ... كه گاه نمي­دانستيم جلوي پايمان را ببينيم يا اين نقاشي بديع پروردگار را؟!! با هم صحبتيِ شيرينِ دوستان به روستاي زيباي ارفع رسيديم و قدم به امامزاده گذاشتيم. عده اي از همنوردان زودتر از ما آمده، نماز خوانده و ناهارشان را هم ميل كرده بودند. حوالي ساعت 17 عصر باز هم به سه گروه تقسيم شده و در فواصل زماني كوتاهي به سمت تهران بزرگ روان گشتيم.

چه به جا گفت فردوسي بزرگ:

كه مازنـــدران شهـــر ما ياد باد                   همـــيشه بر و بومـــــش آباد باد

كه در بوستانش هميشه گل است                   به كوه انـــدرش لاله و سنبل است

گلاب است گويي به جويش روان                 همي شـــاد گردد ز بويــش روان

دي و بهمــن و آذر و فروديـــن                   هـميشه پر از لاله بينـــي زمـــين

با احترام ـ عطيه حسين زاده نجار

5

4

16

7

2

15

3

6

13

 

 

پرینت

گزارش پیمایش کن تا وردیج

Posted in گزارشات

بسمه تعالی

 

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد                       زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آنهمه ناز و تنعم که خزان می فرمود                       عاقبت در قدم باد بهــار آخـــر شـــد

1

 

گزارش پیمایش یا به اطلاح گل گشت (کن تا روستای وردیج)

تعداد نفرات : 47 نفر

حاشیه برنامه : حظور عکاس حرفه ای در تیم آب تنی در آبشار

ساعت 6:30 صبح قرار، محل همیشگی ضلع جنوبی میدان فردوسی جنب داروخانه بود بعد از حرکت 2 ماشین اول، ماشین سوم ساعت 7 حرکت کرد و بعد از 45 دقیقه حرکت در جاده کن سولقان کنار جاده مینی بوس ها نگه داشتند و اقای دلنوا ضمن عرض تبریک روز زن نکاتی در باب نوع پوشش مسیر و نوع حرکت در مسیر ارائه داده و بعد از خوردن شیرینی به راه ادامه دادیم.

این سایت بزودی با سایت salamhamnavard.com ادغام می گردد، برای خواندن ادامه گزارش رو این متن کلیک نماید

 

پرینت

گزارش کویر مرنجاب و شهر زیرزمینی نوش اباد

Posted in گزارشات

بسمه تعالي

012

گزارش كوير مرنجاب ـ شمال شهرستان آران و بيدگل در استان اصفهان.

ـ آقايان: 16 تن

ـ خانم­ها: 22 تن

يكي از سفرهاي قشنگي كه براي كوير تدارك ديدند آقاي دلنوا، «كوير مرنجاب» بود. ساعت 12 شب، حركت از ميدان فردوسي،‌ قرارمان. برخي، چهره­هاي آشنا و صميميِ كوير چوپانان بودند. تداعي خاطرات شيرين ... و بعضي از عزيزان را اول­بار مي ديديم.

اتوبوس با تكان­هاي غريبش از همان ابتدا ساز ناكوكش را كوك كرد. نماز صبح را در امام‌زاده هلال ـ نزديكي آران و بيدگل ـ‌ خوانديم. اتول مذكور لِكّ و لِكّ‌كنان مسيري را پيمود و سپس از نفس از افتاد. حدس مي‌زديم. ساز نبود. نه وسيله نقليه ساز بود نه هوا. به تعميرگاه پنچرگيري رسيديم و ساعتي را آنجا گذرانديم. با مشاهده بالا گرفتن طوفان شن،‌ تصميم بر آن شد براي صرف صبحانه به استراحتگاهي كه مابين آران و بيدگل و كاروانسراي مرنجاب بود برويم. طوفاني بود. مسير اتوبوس تا استراحتگاه را تقريباً مي‌دويديم. لحظه به لحظه به ياد مردمان خوزستان بودم و مردمان صبورش ...

در استراحتگاه تخت­هايي سنتي علم كرده بودند و بساط صبحانه ... صلاح نبود تا خودِ كوير مرنجاب برويم با آن شدت طوفان. دور زديم و به شهر نوش­آباد رسيديم براي بازديد از شهر «زيرزميني» كه در گذشته به آن «اوييي» مي­گفتند. (مفهوم: كسي را مخاطب قرار دادن)

راهنمايي همراه­مان بود به نام آقاي ميرزاجاني،‌ توضيحات جالبي در مورد مرنجاب بيان كرد كه به شرح زير است:

اسم كوير مرنجاب را شاه عباس صفوي انتخاب كرده، البته خودش هم خبر ندارد. حتي آن زمان كه در هر شهر و مسيري كاروانسرا مي­ساخت، اصلاً به ذهن­اش نرسيده بود براي كوير مرنجاب هم قلعه بسازد. اما همينكه تاجيك­ها و افغان­ها به اصفهان و نقاط مركزي رسيدند شاه صفوي، جاي خالي يك قلعه نظامي كه 500 سرباز از آن نگهباني كنند را حس كرد. كوير مرنجاب اصلاً اسم و رسم­اش را از همين كاروانسرا و قناتي كه آب شيرين از آن تراوش مي كند، دارد.

بعد از بازديد از «اوييي» به ياد اميركبير افتاديم و باغ فين ... ساعت بازديد تمام شده بود. ولي با هماهنگي جناب آقاي دلنوا و بعضي از دوستان به طور اختصاصي وارد باغ شديم و فارغ بال به تماشاي تاريخ و طبيعت نشستيم.

گرچه هوا يارمان نبود و اسب­مان رميده بود ولي سفري بود متفاوت. طبيعت چهره خشن­اش را به ما نماياند. آموختيم كه هميشه، مقتضيات بر وفق مراد آدمي نيست و اينجاست كه انسان خود را با سنگ صبر و استقامت محك مي­زند.

                                                                                                                                                                             

بسيار سفر بايد، تا پخته شود خامي                 صوفي نشود صافي، تا دَر­نكشد جامي ...

با احترام ـ عطيه حسين زاده نجار

01

02

03

موتور سواری مجازی در کویر

04

05

06

07

08

09010

011

013